در بهار آزادی جای امام و شهدا خالی
یادشان زنده و راهشان پر رهرو باد
ادامه مطلب "۲۲ بهمن سال ۱۳۹۰" را بخوانید.
در بهار آزادی جای امام و شهدا خالی
یادشان زنده و راهشان پر رهرو باد
ادامه مطلب "۲۲ بهمن سال ۱۳۹۰" را بخوانید.
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی با صدور پیامی درگذشت حجت الاسلام آقای سیدمحمدهاشم دستغیب، فرزندِ مرحوم آیت الله شهید دستغیب را تسلیت گفتند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، متن پیام به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
خاندان معظم و مکرم دستغیب دامت توفیقاتهم
درگذشت جناب حجت الاسلام آقای سیدمحمدهاشم دستغیب فرزندِ گرامی مرحوم آیت الله شهید دستغیب را که خود پدر شهید نیز بودند، به آن خاندان مکرم به خصوص همسر و آقازادگان محترم ایشان تسلیت عرض می کنم.
خدمات علمی و انقلابی آن مرحوم در شیراز از ذخایر معنوی ایشان در نزد خداوند متعال است. انشاءالله
از خداوند متعال رحمت و مغفرت واسعه را برای آن مرحوم مسألت می کنم.
سیّدعلی خامنه ای
ادامه مطلب "پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت فرزند آیت الله شهید دستغیب" را بخوانید.
پیکر آیت الله سید محمد هاشم دستغیب، با حضور جمع کثیری از مردم، طلاب، روحانیون، علما و مسوولان استان فارس، تشییع و در جوار آرمگاه پدر شهیدش آیت الله سیدعبدالحسین دستغیب، در بارگاه سید میر محمد(ع) به خاک سپرده شد.
روحش شاد و یادش زنده باد
ادامه مطلب "گزارش تصویری از مراسم تشییع پیکر آیت الله سید محمد هاشم دستغیب" را بخوانید.
مرحوم آیت الله سید محمدهاشم دستغیب در این مصاحبه که در فضایی بسیار صمیمی انجام گرفته بود به پیشینه خاندان دستغیب و نیز ناگفتههایی از زندگی پدر شهید خود و ارتباط صمیمی آیت الله دستغیب با امام خمینی(ره) را تشریح کرده است.
حوزه نیوز ضمن طلب مغفرت و آرزوی حشر این عالم فقید با اجداد طاهرینش مصاحبه مرحوم آیت الله سید محمدهاشم دستغیب را باز نشر می کند.
(س)- سادات دستغیب از خاندانهای معروف شیراز به شمار میروند راجع به اصالت خانوادگی مرحوم شهید دستغیب توضیح بفرمایید؟
- فامیلی دستغیب حسب آن چه در اسناد اوقاف موجود است، به بیش از ۸۰۰ سال قبل برمیگردد و از همان زمان تاکنون تعبیر « دستغیب» رایج بوده است.
(س)- وجه تسمیه آن چیست؟
گفته میشود که یکی از اجداد ما در مجلس حاکم وقت از وی درباره نسب و شجرهنامه سوال میشود و آن وقت، دستی از غیب میآید شجرهنامه را بر روی سینه حاکم میاندازد و حاکم از خود بیخود میشود باز گفته میشود که این مصرع حافظ که میگوید «دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد» ناظر بر همین مسئله است.
(س)- نسب شما به کدام بزرگوار میرسد؟
- با بیش از سی واسطه به زیدبن علیبن حسینبن علیبن ابیطالب (ع) میرسد و مرحوم والد، اصرار داشت که شجرهنامه در آخر یکی از کتابها ثبت شود و از همین رو در آخر کتاب قلب سلیم آمده است.
(س)- راجع به سیر علمی مرحوم شهید دستغیب توضیح بفرمایید؟
- ایشان از نظر علمی در سطح بسیار بالایی قرار داشت که قدرش کاملاً مجهول ماند، از شاگردان مبرّز مرحوم آشیخ محمد کاظم شیرازی است و با مراجعهشان به نجف در زمان تبعید حضرت امام و تشکیل درس خارج، مقداری از جایگاه علمی مرحوم شهید دستغیب نمود پیدا کرد منتها به طور کلی به دنبال طرح مقام علمی خود نبود و این در حالی است که اگر نوشتههای علمی و حاشیههای ایشان در مکاسب رسائل و کفایه احیا شود برای حوزههای علمیه قابل استفاده خواهد بود.
(س)- مرحوم شهید دستغیب اجازه اجتهاد خود را از چه کسانی دریافت کرده بود؟
- ایشان از مرحوم آسید ابوالحسن اصفهانی، مرحوم اصطهباناتی، میرزای قمی، آقا ضیاء عراقی و چند نفر دیگر اجازه اجتهاد داشت.
(س)- تحصیل و تدریس ایشان در حوزههای علمیه کدام شهرها بوده است؟
در شیراز از محضر علمای مبرّزی چون شیخ احمد دارابی و میرزا علیاکبر ارسنجانی استفاده میکند و سپس در نجفاشرف به تحصیلات حوزوی خود ادامه میدهد ودر حدود ۳۰ سالگی بعد از سقوط پهلوی اول در سال ۱۳۲۰ به شیراز باز میگردد.
(س)- راجع به فعالیتهای مبارزاتی آیتالله دستغیب توضیحاتی بفرمائید؟
ایشان از همان آغاز فعالیتهای تبلیغی و مجالس وعظ به مباحث سیاسی و اجتماعی میپرداخت لکن این اقدامات به صورت جدی از سال ۱۳۴۱ آغاز شد. به طوری که امام (ره) به وسیله یکی از بستگان سببی به مرحوم والد پیغام داده بودند و از شرایط کشور و مشکلات حکومت گفته بودند و مرحوم شهید دستغیب پاسخ داده بودند که« من دربست در خدمت شما هستم» . پس از پاسخ مرحوم والد به حضرت امام خمینی (ره) ایشان به اتفاق اخویشان به خانه تک تک علمای وقت رفت و از آنها خواست که همراه این حرکت و نهضت شوند و به آنها گفت: در جلساتی که به همین منظور تشکیل میشود، خودم سخنرانی میکنم تا اگر اتفاقی هم بیفتد، متوجه دیگران نشود» به هرحال مبارزات سیاسی در شیراز با محوریت مرحوم شهید دستغیب و همکاری علما شکل گرفت و نوارهای سخنرانیشان در همه جا پخش میشد کما اینکه ۲ نوار سخنرانی ایشان به دستور امام (ره) تکثیر و در سراسر کشور توزیع شد.
(س)- موضوع سخنرانی ایشان چه بود؟
- اساس صحبت ایشان راجع به نهی از منکر بود. مطلب به اینجا رسیده بود که وقتی اساس دین مورد هجوم قرار میگیرد، جایی برای تقیه نیست و نهی از منکر و قیام حتی اگر به قیمت خون انسان تمام شود، لازم است.
(س)- ایشان چند بار دستگیر شد؟
- ایشان سه بار در سالهای۴۲،۴۳و۵۶ به زندان رفت و بار دوم تبعید شد.
(س)- راجع به دستگیریها و بازتاب آن بین مردم شیراز توضیح دهید؟
- بار اول ایام عاشورا بود که ۱۲ محرم حضرت امام (ره) و ۱۳ محرم، شهید دستغیب را دستگیر کردند. و مردم که از قبل از این دستگیری باخبر شده بودند، به خانه ما آمده تا جلوی دستگیری را بگیرند و با اصرار فراوان شهید دستغیب را از طریق پشتبام به یکی از خانههای همجوار منتقل کردند تا اینکه رنجرها ساعت ۳ بعد از نیمه شب، در را شکستند و با سر نیزه و هر چیزی که دستشان بود به مردم حمله کردند. و بعد از نیم ساعت درگیری با مردم بیسلاح به ستون ۲ وارد شدند و اعضای خانواده مرحوم والد را هم به شدت مضروب کردند و بسیاری از مردم و اعضای خانواده را دستگیر کردند و مرحوم مادر ما را به قدری مضروب کردند که آثار آن تا اخر عمر باقی مانده بود.
(س)- یعنی موفق به دستگیری شهید دستغیب نشدند؟
- خیر، و همین مسئله باعث عصبانیت آنها و سختگیری بیشتر بر دستگیر شدگان شد.
(س)- عکسالعمل مرحوم شهید دستغیب به این اقدامات چه بود؟
- ایشان بعد از ۲ روز و وصول گزارشات مبنی بر سختگیریهای فوقالعاده علیه دستگیرشدگان اعلام کرد که به ۳ شرط، خود را معرفی میکنم. یکی اینکه همه دستگیرشدگان آزاد شوند. دوم اینکه حاضر به محاکمه نیستم و سوم هم اینکه به تهران نمیروم.
(س)- هر سه شرط را قبول کردند؟
در مورد آزادی دستگیرشدگان حرفی نداشتند و در خصوص محاکمه هم، عملاً محاکمهای صورت نگرفت ولی اعلام شد که رفتن شهید دستغیب به تهران، دستور شخص شاه است و گفته شد که شاه تلفنی به استاندار وقت شیراز دستور داده است که: «پدرسگ!» یا دستغیب را میفرستی یا خودت باید به زندان بروی.
(س)- برنامههای علمی ایشان در حین مبارزات سیاسی چگونه بود؟
- ایشان طی این دوران مشغول تدریس دروس خارج فقه و اصول بودند.
(س)- رونق درس ایشان چگونه بود؟
در آن زمان طلبهها در شیراز محدود بودند و تعداد طلبههای رسمی به صد نفر هم نمیرسید، اما با اقدامات اساسی ایشان و همکاری علماء حوزه علمیه شیراز توسعه یافت و چند مدرسه علمیه راهاندازی شد.
(س)- مرحوم شهید دستغیب هنگام بازگشت امام و پیروزی انقلاب کجا بود؟
- ایشان تازه از زندان آزاد شده بود و جزو آقایانی بود که در مسجد دانشگاه تهران متحصن شدند و بعد هم با امام (ره) ملاقات خصوصی داشت.
(س)- رابطه ایشان با امام (ره) چگونه بود؟
- فوقالعاده صمیمی بود و هر وقت بنده در نجفاشرف خدمت حضرت امام (ره) میرسیدم، مخصوصاً به مرحوم والد سلام میرساندند. و پس از پیروزی انقلاب هم که چند مرتبه به اتفاق ابوی خدمت امام مشرّف شدیم از نزدیک شاهد روابط صمیمی ایشان بودم.
(س)- دیدگاه مرحوم شهید دستغیب درباره امام خمینی (ره) به عنوان ولیفقیه چه بود؟
- مرحوم ابوی معتقد به ولایت فقیه بود و حکومت اسلامی را لازم میدانست و قبل از پیروزی انقلاب، قائل به این نظریه بود و در درسش همواره، حکومت پهلوی را حکومت جور میدانست. بعد از پیروزی انقلاب هم بارها در خطبهها میفرمود که امام، نایب اولوالامر است و این جمله معروف از ایشان به یادگار مانده است که: «من اطاعالخمینی فقد اطاعالله» از جهت دیگر ایشان امام خمینی (ره) را از اولیای الهی میدانست و بارها میفرمود که ایشان ذخیره الهی برای این زمان است.
(س)- بفرمایید که فعالیت تبلیغی ایشان چگونه بود؟
- از نظر تبلیغی، معتقد به منبر و وعظ بود و ۳۰ سال بحث تفسیر را داشت.
(س)- مرکزیت تبلیغی ایشان کجا بود؟
همین مسجد جامع عتیق هر شب بعد از نماز مغرب و عشاء به مدت یک ساعت در موضوعات مختلف سخنرانی میکرد که برخی از آنها تبدیل به ۲۵ جلد کتاب شده است.
(س)- با این حساب، بسیاری از آثاری که از شهید دستغیب در بازار نشر موجود است، مربوط به سخنرانیهای ایشان است؟
- بله همینطور است و ۵ اثر از آثار قلمی ایشان است.
(س)- این ۵ اثر کدامند؟
- یکی گناهان کبیره است. دیگری قلب سلیم که ایشان این کتاب را کلاس دوم کتاب گناهان کبیره میدانست و به خود بنده فرمود که این دو کتاب حاصل عمر من است و سالها برای آن زحمت کشیده شده است. و سه کتاب دیگر: داستانهای شگفت، ۸۲ پرسش و صلاهالخاشعین است که کتاب اخیر را در جوانی نوشته بود و در اواخر عمر تکمیل کرد.
(س)- آیا ایشان خدماتی هم در زمینه ساخت مسجد داشتند؟
- بله، مساجد متعددی با حمایت، کمک مالی و پشتیبانی تبلیغی ایشان احداث شد و اینها در کتاب یادنامه شهید دستغیب چاپ شده است.
(س)- حاجآقا! با توجه به حیات آیتالله شهید دستغیب در سالهای نخست پیروزی انقلاب، بفرمایید که رابطه ایشان با دولتهای آن دوران چگونه بود؟
- ایشان اساس برنامه را بر پیروی از امام (ره) و فرمایش امام (ره) قرار داده بود و مشروعیت هر دولتی را به اذن ولیفقیه میدانست و اینها را مکرر در سخنرانیها، خطبههای جمعه و مصاحبهها مطرح میفرمود.
(س)- رابطه ایشان با بنیصدر چگونه بود؟
- مطالبی که در این باره عرض میکنم، یاد ندارم که تاکنون نقل کرده باشم و آن اینکه مرحوم ابوی بر اساس شناختی که از جهت حس باطنی معنوی داشت، به هیچ وجه با بنیصدر موافق نبود.
(س)- این مطلب در جمع خانواده هم مطرح میشد؟
به طور خصوصی، فراوان مطرح میکرد ولی بعد از پست ریاست جمهوری بنیصدر و تنفیذ امام (ره)، در تریبونهای عمومی از جایگاه ریاست جمهوری، نه شخص بنیصدر حمایت میکرد.
یک نامه تاریخی از شهید آیتالله دسغیب به بنیصدر دراسناد موجود است که ایشان خطاب به بنیصدر فرمود: « مشروعیت شما تا زمانی است که تابع ولایتفقیه باشید و امام امت شما را تایید کرده باشد، اما آن روزی که امام، نظرش را از شما بردارد ریاست جمهوری شما مشروعیت ندارد و منعزل هستید» اینجا نکته دقیقی است که مرحوم ابوی داشته است که منعزل هستید یعنی نمیخواهد تو را عزل کند بلکه خود به خود عزل میشوی.
یادم هست که بنیصدر قبل از انتخابات ریاست جمهوری وارد شیراز شده بود و از فرودگاه زنگ زده بودند که بنیصدر میخواهد با آیتالله دستغیب ملاقات کند، اما مرحوم ابوی فرموده بود که میخواهم استراحت کنم و لازم نیست بیاید، برود منزل آسید علیاصغر دستغیب (همشیرهزاده ایشان) و بعداً بنیصدر زنگ زده بود که من میآیم و فقط یک سلام میکنم و میروم.
(س)- رابطه ایشان با شهید رجایی چگونه بود؟
- بعد از انتخاب شهید رجایی به عنوان رییس جمهوری در مجامع عمومی و خصوصی وی را تایید و از او حمایت میکرد. چون او را ولایی و نقطه مقابل بنیصدر میدانست و در شهادت آقای رجایی هم فوقالعاده متاثر شد و تا چند روز ناراحت بود.
(س)- دیدگاه شهید دستغیب در خصوص آقای بازرگان و دولت موقت چه بود؟
- مرحوم شهید دستغیب برای بازرگان احترام قائل بود. و بعد از انقلاب هم، بازرگان در خصوص برخی انتصابات و درگیریهای شیراز با مرحوم ابوی تماس و مشورت میگرفت و مرحوم ابوی هم نظرش این بود که باید از دولت موقت حمایت کرد.
(س)- در محافل خصوصی هم راجع به آقای بازرگان چیزی نمیگفت؟
- از این جهت چیزی نمیفرمود فقط گاهی از کروات ایشان در محافل خصوصی انتقاد میکرد.
(س)- اوایل جنگ تحمیلی با اواخر عمر شریف شهید دستغیب همراه است، اما ایشان در همان مدت کوتاه در ایجاد نشاط معنوی رزمندگان نقش ویژهای ایفا کرد، در این باره توضیح بفرمایید؟
- ایشان هم در خطبههای نمازجمعه در این خصوص سخنرانی میکرد هم از پادگانهای ارتش و مقرهای بسیج بازدید میکرد و به جوانها روحیه میداد.
برنامهای برای دیدار از مجروحین جنگی در بیمارستانهای مختلف و تقدیم هدایا داشت. در خطبههای نمازجمعه خطاب به رزمندگان از تعابیری چون: «جانم به فدای شما» استفاده میکرد و برنامه مفصلی هم برای حضور در جبههها داشتند که، شهادت ایشان مانع این حضور شد.
(س)- رفتار ایشان در منزل با اعضای خانواده چگونه بود؟
- پدر و مادرم پسرعمو، دخترعمو بودند و مرحوم ابوی علاوه بر توجه به بعد سیادت مادر، در حسن خلق با همسر خود و کمتوقعی نسبت به اهل خانه، نمونه بود. و علاقه خاصی بین آن دو وجود داشت و هیچوقت اهل دعوا و اوقات تلخی نبودند.
(س)- شرایطش پیش میآمد؟
- خیلی کم و اگر هم پیش میآمد، خودداری میکردند و به جهت اینکه آثار حمله وحشیانه عوامل پهلوی در سال ۴۲ تا آخر عمر، مرحوم والده را آزار میداد، شهید دستغیب گاهی، پرستاری از ایشان را عهدهدار میشد و نهایت لین و رفق و مدارا را داشت و حتماً هر سال مرحوم والده را به زیارت میفرستاد.
(س)- شما چند خواهر و برادر هستید؟
- مرحوم ابوی، ۶ پسر و ۴ دختر داشت که یکی از برادرها در جوانی بر اثر تصادف از دنیا رفت و یکی از همشیرهها نیز چند ماه پس از شهادت ابوی از دنیا رفت. آنچه من در خاطر دارم، مرحوم ابوی همیشه نسبت به دخترها ملاطفت بیشتری داشت. نسبت به تربیت فرزند خیلی مواظب بود.
(س)- مثلاً چه کار میکردند؟
- یادم هست که از همان کوچکی مرا با خود به مسجد میبرد. کمی که بزرگتر شدم، شبها که برمیگشتیم از محتوای منبر خود از من سوال میکرد و از آنجا که فرمایشات ایشان نوعاً از خدا و آخرت بود، تاثیر زیادی داشت.
(س)- حاجآقا ! امام خمینی (ره) در پیام خود به مناسبت شهادت آیتالله دستغیب از ایشان به معلم اخلاق تعبیر کردند. بفرمایید که جنبههای اخلاقی و رفتاری ایشان چه بود؟
- ایشان هیچ علاقهای به دنیا نداشت. در زمانی که به نجفاشرف مشرف میشود، با عارف زمان مرحوم آقای قاضی آشنا میشود و نامههایی از مرحوم آقای قاضی به مرحوم ابوی موجود است. بعداً هم با مرحوم حاج شیخ محمدجواد انصاریهمدانی آشنا می شود و ایشان هم لطف فوقالعادهای راجع به شهید دستغیب داشت.
(س)- به نظر شما علت اقبال و توجه مردم به شهید دستغیب چه بود؟
- صدق و اخلاص ایشان، یعنی مردم شناخت پیدا کرده بودند که اهل تظاهر، مال و جاه نیست.
مردم، یک عمر از نزدیک با ایشان آشنا بودند. ایشان صبح جمعهها جلسهای داشت که جوانها برای شرکت در آن روزشماری میکردند. در این جلسه اخلاقی از اول که قرآن شروع میشد، حال معنوی خاصی در جلسه حاکم بود. گاهی تمام اتاقها و صحن حیاط پر میشد.
این وعده الهی است که اگر انسان، خدایی باشد، دلها را تسخیر میکند مرحوم شهید دستغیب این گونه بود.
شما روز شهادت کجا بودید؟
- مرحوم ابوی در آن روز بعد از اینکه آماده حرکت برای رفتن به سمت محل برگزاری نمازجمعه شد، کلید را به من داد که در اتاق مخصوص ایشان را قفل کنم و این امر باعث تاخیر یک تا دو دقیقهای نسبت به حرکت مرحوم ابوی شد لذا وقتی سر پیچ رسیدیم، صدای انفجار بلند شد. البته اول فکر کردم که زلزله آمده و زیر آوار هستم، اما بعد از گذشت مدت کوتاهی و فروکش کردن گرد و خاک متوجه عمق فاجعه شدم.
(س)- این انفجار به چه صورتی طراحی و اعمال شد؟
- یکی از منافقین حدود ۱۰ کیلو TNT به خود بسته بود و طی عملیات انتحاری موجب شهادت مرحوم ابوی شده بود و متاسفانه به دلیل تاخیر یک تا دو دقیقهای از فیض شهادت محروم شدم.
ادامه مطلب "چرا به ما دستغیب میگویند؟" را بخوانید.
آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به استفتایی درباره حکم سیگار جواب خود را با زبان شعر بیان نموده است.
به گزارش جهان متن استفتا و پاسخ آن به شرح زیر می باشد:
ضمن عرض سلام به محضر مبارک فاضل و دانشمند و فقیه و مجتهد زمان، حضرت آیة الله العظمى مکارم شیرازى، از جهت کسب آگاهى و اعلام نظر، سروده زیر تقدیم مى گردد.
از کرمانشاه غلامحسین توانا
آیت الله مکارم، اى فقیه نیک نام
اى همه عزّ و کمال و رفعت و جاه و مقام
اى سراپا علم و عرفان، زاهد عصر و زمان
وى همه نورت کلام و وى همه نغزت پیام!
مکتب اسلام دارد چون تو مردى سرفراز
فاضل و عادل به گیتى، حاذق فقه و کلام
متن «تفسیر نمونه» منحصر شد در جهان
آفرین بر ذوق و طبع و مرحبا بر آن مرام
هر پیامش بى نظیر و هر بیانش دلپذیر
متنِ شیرین و روانش دل برد از خاص و عام!
ضمن تقدیم ارادت زان سپس، عرض سلام
محضر آن پاک مرد گوهر فرخنده نام
آنچه اکنون گشته سنگین، حلّ این معضل بود
این گِره بگشاى و واکن باب رحمت روى عام
نیک دانى آنچه دارد بهر انسان ها ضرر
طبق فتواى فقیهان مصرفش باشد حرام
مصرف «سیگار» دارد بس ضررها را ز پى
گر ندارد آن زیانى، پس ضرر باشد کدام؟
این سموم بس کشنده روز و شب بیع و شرا
مى شود اینجا و آنجا با کمال اهتمام
فرض آنکه عایداتش باشد از انجم فزون
مى نیارزد آنچه دارد مرگ و بیمارى مدام!
مى نیارزد تا که انسان جان خود سازد فدا
عقل سالم کى پسندد این غُل و زنجیر و دام؟
این چنین چیزى که دارد پاى تا سر شور و شر
از چه حاضر گشته دولت بهر توزیعش مدام؟
سالیانه صدهزاران مرده اند از این طریق
این ستم، گر نیست نقمت، پس چه باید داد نام
چیست فتواى شما در محو این «امّ الفساد»؟
یا چه دستورى نماید منع آن را تا قیام؟
اى فقیه بافضیلت! رأى خود کن آشکار
هر که گردد روسیاه و یا که گردد شادکام!
طول عمرت خواهم از درگاه حَىِّ لایزال
در سلامت پایدار و در سعادت مستدام!
پاسخ استفتاء
جناب آقاى توانا
مى کنم با نام حق آغاز، اکنون این کلام
مى فرستم بر جنابت صد درود و صد سلام!
نامه ات خواندم که بد از هر نظر «فصل الکلام»
دلنشین و جامع و زیبا و جالب خوب و تام
از محبتها و ابراز ارادتهاى ناب
گشته ام ممنون و دارم از برایت یک پیام:
راست گفتى، مصرف «سیگار» دارد صد ضرر
بهر شیطان شد سلاح و بهر دیوان، هست دام!
شعله اى از نار دوزخ، آتشى از قهر ربّ
در فسادش شک نکن از مذهب خیرالانام!
آن که دل بندد به این «امّ الخبائث» در جهان
از حقیقت دور باشد، در طریقت هست خام!
گر بخواهى همچو «مِىْ» نامش بنه «امّ الفساد»
این به شکل «دود» باشد وان یکى «زهرى» به جام
گر بزرگى از بزرگان جایزش بشمرده است
بر بنى آدم خطا ممکن بُوَد از خاصّ و عام!
آنچه گفتم یک اشارت بود در این مسأله
عاقلان را یک اشارت هست کافى، والسّلام!
ادامه مطلب "پاسخ شاعرانه آیت الله مکارم به یک استفتای شاعرانه" را بخوانید.
به گزارش مرکز خبر حوزه، مدیر مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، شب گذشته، در مراسمی که به مناسبت شهادت امام سجاد(ع) که با حضور اساتید و طلاب در این مؤسسه برگزار شد، اظهار داشتند: اهلبیت(ع) راهنمایان ممتازی بودند که دردهای جامعه را خوب میدانستند و راههای درمان آن را نیز ارائه میکردند.

ایشان با بیان این که هر انسان، در صورت داشتن درد، به طبیب مراجعه و به درمان او توجه میکند، گفت: متأسفانه امروزه برخی از ما، به ائمه معصوم(ع) در حد یک طبیب هم توجه نمیکنیم؛ زیرا معارف نابی از این بزرگواران به دست ما رسیده است، اما در استفاده از آنها خود را بیبهره کرده ایم.
آیتالله مصباح یزدی ادامه دادند: امروز مشکلات و دردهای فراوان اخلاقی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، معنوی و… در جامعه وجود دارد و مبتلایان به آن نیز فراوان هستند، در این شرایط باید دید که چه تعداد از افراد در شفاخانه اهلبیت(ع) وارد شده و از آن بهرهمند میشوند.
* انتقاد از برخی مداحان
ایشان در ادامه با اشاره به حضور گروهی از افراد در عرصه مداحی و ذکر مصیبت اهلبیت(ع)، گفتند: برخی از افراد درعرصه مداحی، مرثیهسرایی و… به شعرخوانی و شعرگویی اشعاری را قرائت می کنندکه از لحاظ محتوایی و فنی در سطح پایینی قرار داردو گاهی هم که این اشعار از صدا و سیما پخش میشود، انسان شرمنده می شود که چرا این اشعار در کشوری که حکومت و مذهب آن منتسب به اهلبیت(ع) است، پخش میشود.
ایشان خطاب به این دسته از مداحان و مرثیهخوانان تأکید کردند: اگر میخواهید از این طریق نان بخورید، کار خوب انجام دهید؛ شما که برای مداحی خود پول میگیرید، حداقل ساعتی هم برای تهیه اشعار خود زمان صرف کنید.
*توسل به ائمه(ع) تنها ذکر مصیبت و عزاداری نیست
آیتالله مصباح یزدی همچنین با بیان این که برخی در توسل جستن به اهلبیت(ع) راه درستی در پیش نمی گیرند، اظهار داشتند: این که توسل به ائمه اطهار(ع) را تنها در ذکر مصیبت و شرکت در مجالس عزاداری اهلبیت(ع) بدانیم، اشتباه است. این حداقل کاری است که حتی پیروان ادیان و مذاهب الهی نیز ممکن است به آن روی آوردند؛ در حالی که از شیعه انتظار دیگری میرود.
ایشان تصریح کردند: توسل به ائمه اطهار(ع) به معنی ارتباط روحی با آنها است. ما باید بدانیم که هرآنچه خیر به ما میرسد، به برکت وجود اهلبیت(ع) است و هر نیازی که از ما برداشته میشود، به دست آنها است.
عضو خبرگان رهبری ادامه دادند: این که ما ارتباط خود را با اهلبیت(ع) قطع کنیم و یا آن را در ذکر مصیبت محدود کنیم، خودمان متضرر میشویم.
آیت الله مصباح یزدی در پایان تصریح کردند: افرادی که از نظر معنوی به جایی میرسند، انسانهایی هستند که مراقب اجرای حکم خدا هستند، این کار موجب میشود تا توسل انسان به اهلبیت(ع) درست و کاملتر شود.
ادامه مطلب "انتقاد آیت الله مصباح یزدی از برخی مداحان و مداحی ها" را بخوانید.
مرجع تقلید جهان تشیع تاکید کرد: کشور مادامی که قرآن و عترت و حسین بن علی (ع) را دارد، از هر خطری محفوظ است.
به گزارش فارس به نقل از پایگاه اطلاعرسانی اسراء، آیتالله عبدالله جوادیآملی در درس اخلاق خود در مسجد احمدآباد دماوند اظهار داشت: به دنبال کار مردم رفتن و حل کردن مشکلات آنان از بهترین عبادات است.
وی افزود: وجود مبارک رسول اکرم (ص) ماه شعبان را به خود اختصاص داد، زمان و زمین ذاتا عزیز نیستند و این متضمن است که به زمان شرف می بخشد و این متمکن است که به مکان حرمت می دهد؛ وجود مبارک رسول گرامی این ماه را شرف بخشید و ماه را ماه خود کرد.
مفسر بزرگ قرآن کریم ابراز داشت: رسول خدا (ص) در این ماه نه متولد شد و نه رحلت کرد، شب های این ماه را با نماز شب و روزهای این ماه رابا روزه گرفتن زنده نگه داشت و انسان می تواند مالک زمان یا زمین بشود.
جوادی آملی ادامه داد: وحی در سرزمین مکه نازل شد و آن سرزمین وحی را برای خود کرد، مکه را حرم کرد و محترم شد.
وی افزود: در تمام کره زمین جایی نیست که اگر کسی بخواهد وارد آن شود، باید با احرام وارد شود، مگر سرزمین مکه که اگر کسی برای دیدن دوست خود یا کار تجاری به ان جا بیاید در طول سال خواست وارد مکه شود، باید احرام بسته و عمل عمره را انجام داده و از احرام به درآید و سپس به کارهای خود برسد.
این مرجع تقلید ادامه دادند: در تمام روی زمین سرزمینی که این حکم را داشته باشد نیست، کسی می خواهد فامیل خود را در مکه ببیند نظیر مدینه و شهرهای دیگر نیست که بخواهد فامیل خود را صله رحم کند حتما باید احرام ببندد.
جوادیآملی ادامه داد: حرمت این حرم به وسیله قرآنی است که بر آن نازل شده است، نزول قرآن این زمین را شرف بخشید، چه این که آن زمان لیله القدر را شرف بخشید، پس ماه شعبان نیز به وسیله وجود مبارک رسول اکرم (ص) تصاحب شد.
* تزاحمی در امور ملکوتی نیست
مفسر بزرگ قرآن کریم خاطرنشان کرد: در امور ملکی تزاحم وجود دارد و اگر کسی در جایی قرار گرفت، دیگری نمی تواند همان جا بنشیند اما در امور ملکوتی تزاحم نیست، این است که ذات اقدس الله در قرآن کریم ما را به یک مسابقه ملکوتی دعوت می کند و می فرماید در فضائل مسابقه دهید، وسعت میدان هم به اندازه آسمان و زمین است.
این مرجع تقلید افزود: خدا فرمود “وسارعوا الی مغفره من ربکم وجنه عرضها السماوات والارض ” و “واستبقوا الخیرات ” میدان مسابقه به اندازه نظام کیهانی است، در میدان مسابقه اگر چنانچه به اندازه آسمان و زمین باشد جایی برای تزاحم و تصادف نیست که اگر کسی سرعت گرفت تصادف کرده و مزاحم کسی شود، اگر کسی خواست با تقوا باشد و متواضع و عادل باشد هیچ تزاحمی نیست.
معظم له اضافه کرد: اگر کسی خواست متمکبر باشد، دو نفر در یک جای وسیع نمی توانند کنار یکدیگر بنشینند چون یک جا در آن جا صدر است اما اگر کسی خواست متواضع باشد، هزاران نفر می توانند در یک جا قرار بگیرند چرا که کسی نمی خواهد بالا بنشیند، کسی نمی خواهد اول برود، در فضائل ملکوتی جایی برای تزاحم نیست زیرا میدان مسابقه به اندازه آسمان و زمین است.
این مرجع تقلید ادامه داد: خدا فرمود “وسارعوا الی مغفره من ربکم وجنه عرضها السماوات والارض ” این میدان مسابقه است، در جریان ماه شعبان اگر کسی خواست مسابقه بدهد، نمی تواند بگوید این ماه مخصوص پیامبر (ص) است، همه افراد اگر در این ماه اهل ملکوت، شب زنده داری و روزه داری باشند این راه باز است.
وی اظهار داشت: در سوره مبارکه احزاب و مانند آن خداوند سبحان فرمود شما اسوه و الگویی دارید به نام پیامبر(ص) “لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه ” اسوه یعنی از باب تفعل و افتعال، هم مامور به تاسی هستیم هم او اسوه ما است، اگر در سوره احزاب فرمود او اسوه شما است، یعنی تاسی لازم است.
جوادی آملی افزود: او (پیامبر) چه کاری کرده است که ما تاسی کنیم، در این دعا آمده او شب ها را با نماز شب و روزها را با روزه می گذراند، پس راه تاسی، نماز شب را زنده کردن و روزه گرفتن و مانند آن باز است.
مفسر بزرگ قرآن کریم افزود: البته این کار، کار سختی است و در کنار آن آمده که خدایا تو کمک کن که به اندازه لطفت بتوانیم سنت پذیر باشیم و این کارها برای غالب ما مشکل است، راه دیگری است که تاسی کنیم و آن حضرت اسوه ما باشد، شاید شب زنده داری در شب های کوتاه بهار و روزه گرفتن در روزهای گرم تابستان برای افراد دشوار باشد.
استاد برجسته حوزه علمیه قم ادامه داد: این وظیفه حتمی است که در دعای امام سجاد آمده است که به خدا عرض کنیم “وأمر قلبی بطاعتک ” خدایا قلبی آباد می خواهم، قلب خراب و ویران به درد من نمی خورد، مامور شدن قلب و آباد شدن قلب به اطاعت است، خدایا من آبرو می خواهم و قصد دارم با آبرو زندگی کنم، هیچ انسان گناهکاری آبرومند از دنیا نرفته است، مسئله قیامت یک حساب و دنیا حساب دیگری است، هیچ کس نمی خواهد بی آبرو زندگی کند، حضرت فرمود اگر کسی خدای ناکرده گناهی کرده است فورا باید آن را جبران کند وگرنه مسلوب الحیثیه می شود.
* به دنبال کار مردم رفتن از بهترین عبادات است
این مرجع تقلید اظهار داشت: برای آباد شدن قلب باید خدا را اطاعت کنیم و هر که معصیت کند، بی آبرو می شود و هر دوی این ها دو امر کلی هستند، باید ریزتر و شفاف تر شود و مشخص شود اطاعت خدا و پرهیز از معصیت چیست، آن را مشخص کرد.
جوادیآملی افزود: خدایا تو به من قدرتی دادی مسئولیتی پیدا کردم، نامه، قلم و قدم من اثر دارد، این ها را تو به من روزی کردی، توفیقی بده این قدرتی که تو به من روزی کردی با دیگران شریک باشم، مساوات داشته باشم، خدایا اکنون که امضا و نام من خریدار دارد توفیقی به من بده تا این را با دیگران تقسیم کرده و مشکل دیگران را حل کنم، نگویند وقت گذشت و من کارم را انجام دادم و به دنبال کار مردم رفتن از بهترین عبادات است.
جوادیآملی افزود: این دستورات هم مقدور ماست و هم مامور به ما به شمار می رود، هم پیامبر اسوه ماست و هم ما مامور به تاسی هستیم و هم نظیر شب زنده داری و روزه روز نیست.
* شهدا در راه جمهوری اسلامی شهید شدند نه مکتب ایرانی
این مرجع تقلید تصریح کرد: این همه شهید و جانباز نه برای جمهوری ایرانی است و نه برای مکتب ایرانی است، این ها فقط برای جمهوری اسلامی است.
جوادیآملی ادامه داد: در جنگ جهانی اول و دوم و کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ هم همین ایران بود و این فداکاری ها نبود، ایران وطن ماست و برای حفظ آن تا مرز جان هم باید وطن را حفظ کنیم اما آن چه به ما می گوید از وطن حمایت کن، دین است وگرنه در تمام این صحنه ها جمهوری ایرانی و مکتب ایرانی کاری نکرده است.
معظم له با اشاره به کودتای ننگین ۲۸ مرداد افزود: در پی این کودتا، در روز روشن شیر نفت را به طرف انگلیس و آمریکا و گاز را به طرف روسیه باز و ما را ژاندارم منطقه کردند، همین ایران بود اما وقتی سخن از حسین بن علی (ع)، قرآن، عترت و دین شد و صدا از مسجد و حسینیه برخاست همه این عزیزان آمدند، جنگ ده ساله شامل دو سال جنگ داخلی و هشت سال جنگ خارجی را همین سپاه و فرزندان این مملکت حفظ کردند.
* کشور مادامی که اسلامی است، از هر خطری محفوظ میماند
این مرجع تقلید ادامه داد: هنوز سال ۵۷ نگذشته بود که در گنبد آشوب و جنگ داخلی شد، آشوب گران خیال کردند وقتی آمریکا رفت باید شوروی بیاید، پس از گنبد در کردستان، سپس خلق مسلمان و خلق عرب و انفجارها و .. به وجود آمد، مردم این ها را تحمل کردند و این همان تاسی است و باید آن را حفظ کنیم.
جوادی آملی خاطرنشان کرد: این کشور مادامی که قرآن و عترت و حسین بن علی (ع) را دارد، از هر خطری محفوظ است و باید رابطه خود را با دین، مسجد، خدا، حسین بن علی (ع) و حضرت ولی عصر (عج) حفظ کنیم.
استاد برجسته حوزه علمیه قم افزود: اعیاد شعبانیه به ما شرف می دهد، بنابراین اساس کار ماست و هر روز در این ماه از خدا می خواهیم که ما را استنان به سنت پیامبر بدهد.
جوادیآملی ابراز داشت: روزی حضرت رسول (ص) دستور داد سخنگوی رسمی اش اعلام کند که کسانی که حاجت یا مشکلی دارند، من رهبر مردم هستم اما من یک نفر هستم و به آنها دسترسی ندارم، شما حاجت آنها را به من برسانید تا من مشکل آنان را حل کنم.
وی تصریح کرد: توجه به این دستور وظیفه ماست و در این صورت نه مشکلی می ماند، نه بیکاری و نه گرانی چرا که همه در مواسات و مساوات هستند.
* مسجد باید آیین زندگی را یاد بدهد
این مرجع تقلید ادامه داد: مسجد و دعا تنها برای این نیست که از خدا بخواهیم که خدایا پدر و مادر ما را بیامرز، این در درجه دهم و دوازدهم از اهمیت است، مسجد برای این است که آیین زندگی را به ما یاد بدهد، اگر دعای هر روز را ورق بزنید سخن از این نیست که خدایا قبر و قیامت من را اصلاح کن، این یک گوشه ای است، خدایا توفیقی بده که من بتوانم با جامعه متمدنانه و متدینانه زندگی کنم، مشکل خود و دیگران را حل کرده و برای مردم مشکل ایجاد نکنم، بیراهه نروم و راه دیگری را نبندم، این ها دعاست.
مفسر بزرگ قرآن کریم افزود: این ها حداقل اطلاعاتی است که باید داشته باشیم، تفسیر دعا نیست و ترجمه دعاست، تفسیر آن جای دیگر است و همانطوری که در میدان مسابقه قرآن می گوید که میدان، میدان وسیعی است در همین دعای نورانی دارد که وجود مبارک رسول گرامی شفیعی مشفع است.
استاد برجسته حوزه علمیه قم افزود: برخی ها شفیع هستنتد اما کسی گوش به حرف آنها نمی دهد اما به آن کسی که شفاعت او خریدار دارد، شفیع مشفع گویند و برخی از عالمان دین می گویند “قف ” در قیامت می گویند باید شفاعت بکن، شفاعت تو مقبول است، شفیع مشفع شفیعی است که شفاعت او خریدار دارد.
وی اظهارداشت: در حج جحفه را داریم که نام اصلی اش مهیئه (میدان وسیع) بود، سیل آمد بخشی از این بیابان را دره کرده و برد و به جحفه تبدیل شد وگرنه اسم آن مهیئه بود اما رسول گرامی اسلام هرگز حجفه نخواهد شد، او همیشه مهیئه است در تمام حالات و زمان و زمین او را زیارت می کنید، با او سخن می گویید و در تمام نمازها به او سلام می دهید و او هم جواب خواهد داد.
این مرجع تقلید اضافه کرد: اگر ما با این وجود بتوانیم رابطه برقرار کنیم با جسم خود که رابطه برقرار نمی کنیم، آنکه می گفت روح وجود ندارد و ما بدن را در تالار تشریح می بینیم، بر اساس معرفت شناسی حسی خود این سخن را می گوید، این معرفت شناسی حسی در پیش معرفت شناسی عمیق کودک نابالغی است، ضعیف ترین و عاجزترین معرفت همین معرفت حسی، از آن بالاتر نیمه تجربی است، از آن بالاتر تجریدی است و از آن بالاتر شهودی است.
این مرجع تقلید افزود: انسان در همین دالان ورودی معرفت شناسی بماند و بگوید ما چون روح را ندیده ایم روح نیست، در تالار تشریح چون روح انسان را می بینیم پس روحی نیست اما این روح ملکوتی که خدا به ما داد با همین روح با پیامبر (ص) در تمام نمازها در ارتباط هستیم و این سلام های ما بی جواب می ماند؟
جوادی آملی افزود: در تمام نماز به حضرت عرض می کنیم که “السلام علیک یا ایها النبی ” ما این راه را می توانیم طی کنیم به ما دستور داده اند که طی کردنی است، در دعاها هم است و این نظام به لطف الهی با این برکات مانده و تجربه خوبی است که امیدواریم به برکت مردم، مسئولان و خون پاک شهدا این نظام تا ظهور صاحب اصلی اش از هر خطری محفوظ بماند.
ادامه مطلب "آیت الله جوادی آملی: شهدا در راه جمهوری اسلامی شهید شدند" را بخوانید.
آرزوی پرکشیدن
دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است
جان را هوای از قفس تن پریدن است
از بیم مرگ نیست که سرداده ام فغان
بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است
دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم
باری علاج شکر گریبان دریدن است
شامم سیه تر است ز گیسوی سرکشت
خورشید من برآی که وقت دمیدن است
سوی تو این خلاصه گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است
بگرفت آب و رنگ زفیض حضور تو
هرگل دراین چمن که سزاوار دیدن است
با اهل درد شرح غم خود نمی کنم
تقدیر قصه دل من ناشنیدن است
آن را که لب به دام هوس گشت آشنا
روزی (امین) سزا لب حسرت گزیدن است
ادامه مطلب "شعر رهبر انقلاب تقدیم به امام زمان (عج)" را بخوانید.
بیانات آیت الله العظمی وحید خراسانی در دیدار جمعی از جوانان و دانشجویان مشهد مقدس
بسم الله الرحمن الرحیم
در آستانه حلول ماه شعبان المعظم ایم، در این ماه یک شبی هست و در آن شب مولودی هست. عظمت آن شب وعظمت مولود آن شب فوق بیان و ادراک ماست. شیخ الطائفه در هزار سال قبل تقریبا، در کتاب مصباح المتهجد این دعا را ذکر می کند: مطلع دعا این است: اللهم بحق لیلتنا هذه ومولودها. چه شبی است که در این دعا خدا را به آن شب قسم باید داد و عظمت آن شب در چه حد است که امام دستور داده بگوئیم: بحق لیلتنا هذه ؟
اما آن کس که آن شب متولد شده ، آنجا دیگر کمیت عقل لنگ است. در مُلک منظومه ای است، خدا در منظومه مُلک ، خورشید را آفریده، در ملکوت هم منظومه ای است و خورشیدِ منظومه ملکوت، ولی عصر است ، صاحب الزمان است. اگر چشمی قدرت دارد جرم خورشید را ببیند عقلی هم در عالم قدرت دارد مقام آن خورشید را که اسمش صاحب الزمان است و مهدی موعود است، درک کند.
ما عمری گذشت ، هنوز نفهمیدیم رعیت چه امامی هستیم؟! وقتی امام زمان شناخته می شود که خاتم انبیاء، شخص اول عالم شناخته بشود. چرا؟ حدیث، صحیح است ، معنای حدیث صحیح این است که تمام فقهاء عظام مذهب- بلا استثناء- بر طبق سند این حدیث در اعظم و ادق مسائل احکام خدا فتوا می دهند. فقهاء مذهب، مبانی شان در حجیت خبر مختلف است. عده ای کثیر خبر ثقه را حجت می دانند، عده ای مثل فقیه نحریر، صاحب مدارک، به خبر ثقه هم فتوا نمی دهد، به خبر صحیح فتوا می دهد.
این مطلب در خبر صحیح است وآن خبر این است : رسول خدا فرمود: «المهدی من وُلدی اسمه اسمی وکنیته کنیتی أشبه الناس بی خَلقا وخُلقا ». عقل این جا دیگر کمیتش لنگ است؛ اولا پیغمبر خاتم کیست؟ او کسی است که در قرآن یک سوره هست ، اسم آن سوره، «سوره بلد» است. بعد به قرآن رجوع کنید، اسم سوره ها مختلف است : سوره یس، سوره صافات ، سوره مُلک؛ آن عمود سوره نقطه اسم سوره می شود. این سوره اسمش «سوره بلد» است . بلد یعنی چه؟ شهر. مشهد شهر است. تهران شهر است. مدینه شهر است. مکه شهر است. خدا، ذات قدوسی که میلیاردها کهکشان به اراده او می گردد و می چرخد و تمام عالم امکان به امر «کُن» از او «فیکون» است، همچو خدایی به آن شهری که پیغمبر خاتم در آن شهر است، قسم یاد می کند: « لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ ، وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ »، چون تو دراین شهری من به این شهر قسم یاد می کنم .عظمت خاتم این است، کیست او؟ آن کسی است که یک سوره در قرآن است به اسم « سوره اسراء» مبدأ سوره این است: «سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آَیَاتِنَا». مثل شیخ انصاری دیگر اینجا مبهوت می شود. خدا خودش را تسبیح می کند : سبحان الذی که او را آن شب به معراج برده. عظمت پیغمبر خاتم این است. « سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آَیَاتِنَا ». آن شب او را بردیم که آیات مان را به او نشان بدهیم. حالا آن آیات چیست؟!
باز یک سوره در قرآن است به اسم سوره نجم: « وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى ، مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَى ، وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى». قسم به نجم و ستاره یاد می کند بر شرح حال این پیغمبر. آن وقت مدح این است، مداح کیست ؟ مداح خدا ، مدح «سوره والنجم»، مدح هم این است : « وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى ، عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى ، ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى ، وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى ، ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى ، فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى… تا می رسد به آنجا: « لَقَدْ رَأَى مِنْ آیَاتِ رَبِّهِ الْکُبْرَى» . این آیات چیست؟ آن وقت آن شب چه دید؟ شبی که به معراج رفت آن معراجی که خدا خودش را به آن معراج تسبیح می کند، پرده از مقابل چشمش برداشته شد، نگاه کرد دوازده ستاره دید. ستاره اول امیرالمومنین، بعد دید یک ستاره باز بین این ستاره ها مثل ستاره صبح می درخشد، پرسید پروردگارا! این کیست؟ خدا معرفی کرد: این مهدی آل محمد است. امام زمان این است. بعد حدیث صحیح این است: « المهدی من ولدی …». آن خاتم که مداحش خداست باز شده مداح امام زمان ، مقام ولی عصر این است . «المهدی من ولدی إسمه إسمی کنیته کنیتی …». در عالم اسم پیغمبر خاتم و کنیه او برای احدی جائز نیست، فقط یک نفر است که هم اسم خاتم اسم اوست و هم کنیه خاتم کنیه اوست.
دو اسم پیغمبر دارد: اسم آسمانی احمد است؛ اسم زمینی محمد است .هر دو اسم را خود پیغمبر خاتم به امام زمان هدیه کرد: هم اسمش را ، هم کنیه اش را. اسم، اسم خاتم؛ کنیه هم ابوالقاسم . این اسم و این کنیه برای هیچ امامی نیست الا ولی عصر.
این است که امام زمان را بشناسید. آنجایی که عقل مبهوت است این است : اشبه الناس ، شبیه ترین تمام مردم عالم هم در خَلق، هم درخُلق به من، آنچه پیغمبر دارد همه در وجود او منعکس است.
آنچه پیغمبر خاتم دارد چیست؟ علمی است که خدا در قرآن می فرماید: « وَعَلَّمَکَ مَا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ وَکَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکَ عَظِیمًا». علم او به حدی است که آیة الکرسی را بخوان : «العلی العظیم»، آن وقت آن «علی عظیم» به علم پیغمبر خاتم که می رسد تعبیرش این است :« وَکَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکَ عَظِیمًا»، علمش به عظمتی است که خدای علی عظیم آن علم را عظیم شمرده است . می رسد به خُلقش، می فرماید :« إِنَّکَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیمٍ» هم آن علم، هم آن خُلق، هر دو به مهدی آل محمد داده شده. امام زمان این است .
بعد از این همیشه نگران باشید این کلمات را به او با این نظر گفتگو کنید. هر چه معرفت بالاتر ارزش بیشتر. چه مقامی است؟! چه منصبی است ؟! قرآن بخوان . موسی بن عمران کیست؟ موسی بن عمران کسی است که خدا در قرآن می فرماید: « وَکَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَکْلِیمًا»، «وَنَادَیْنَاهُ مِنْ جَانِبِ الطُّورِ الْأَیْمَنِ وَقَرَّبْنَاهُ نَجِیًّا »
موسی بن عمران کسی بود که خدا نُه آیه به او داد، یک آیه اش عصایی بود که انداخت ، سحر تمام سحره را بلعید. یک آیه اش این بود : دستش را از آستین در می آورد دنیا را به آن دست منور می کرد، آن وقت همچو موسی بن عمرانی در سِفر اول تمکین و فضلی که خدا به امام زمان داده مطالعه کرد. وقتی به مقام او پی برد، گفت: بارالها!… ـ این دعای موسی بن عمران است ـ ، گفت: بارالها! مرا به آن مقام برسان . مقام همچو مقامی است . چنین موسایی آرزو می کند. بعد جواب می آید: ای موسی! این مقام برای احدی میسر نیست. باز دوباره نظر کرد، آن مناقب و آن فضائل و آن مکارم و آن کمالات را نسبت به آن حضرت دید، دوبار، باز دعا کرد: خدایا! مرا او قرار بده ! جواب آمد: این میسر نیست. مرتبه سوم…، اینجا است که عقل همه علما، حکما، فقها مبهوت است. مرتبه سوم باز دعا کرد: خدایا مرا آن آخرین جانشین خاتم قرار بده. جواب آمد: میسر نیست . این است مقام امام زمان .
رابطه با او چیست؟ راه ارتباط این است . این شیشه را می بینید؟ تاریخ این شیشه را ببین. هرچه هست اینجاست. این لامپ شیشه بود، آن شیشه در دل سنگ بود، آمیخته به سنگ. آن سنگ رفت در کوره ، ذوب شد، شیشه جدا شد، آن شیشه ها، ذرات، جمع شد. بعد شیشه گر آن ذرات را خمیر کرد، آخر در آن دمید، شد لامپ ، بعد به این دستگاه متصل شد رابطه با برق پیدا کرد الان دیگر شیشه نیست، سرتا پا نور است. دل من وتو این است؛ روح ما هم این است. این روح آلوده به سنگِ هوی وهوس است، باید به مجاهده جدا بشود از آن هوی وهوس ، آن روح می شود شیشه صاف ؛ بعد در کوره تقوا آن شیشه می شود لامپ ، وقتی شد لامپ ، مرکز برق امام زمان است ، متصل می شود همان دل از این جوان به آن مرکز، یکسره می شود نور. راه این است .
امام زمان وقتی می آید مجسمه پیغمبر خاتم است. پیغمبر خاتم که بود؟ «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ». وجود امام زمان ، رحمة للعالمین است؛ بعضی از نادانها تصور می کنند می آید قلع و قمع می کند، بعد فکر می کنند وقتی ما را می کشد پس چرا در انتظارش باشیم؟! اینقدر شعور نیست که درک کنند…؛ باغ را دیده ای؟ باغبان می آید در باغ خارها را از زمین می کِشد. باید بکشد یا نه؟! باغ برای پرورش گُل است، نه برای خار. همانطوری که باغبان از باغ خارها را درو می کند، امام زمان هم خارهای باغ انسانیت را درو می کند. اگر گُل بشوی پرورش ات می دهد.
جراح چه می کند؟ وقتی غده پیدا شود، اول آن غده را معالجه می کند تا جایی که میسر است مرهم می گذارد، دوا می دهد، اگر دوا اثر نکرد، مرهم نتیجه نداد، آن وقت چه باید بکند؟ یا باید این آدم بمیرد یا باید این غده درآید، آنجاست که جراحی می کند غده را در می آورد. به آن جراح می شود گفت: چرا غده را در آوردی؟! چرا تیغ کشیدی بر سر این بیچاره؟! امام زمان غده های انسانیت را در می آورد. این است که شمشیرش رحمت است، بخشش اش هم رحمت است؛ تمام وجود رحمت است.
خدایا! به خون سیدالشهداء، به آن لب زهر خورده علی بن موسی، همه ما را مورد نظر خاص او قرار بده! اگر یک نگاه کند با آن نگاه چه می کند؟! یک نظر او اثرش این است:
شیخ صدوق -اعلی الله مقامه- رأس المحدثین ، او در کمال الدین نقل می کند از محمد بن حسن صیرفی، این مرد ساکن سرزمین بلخ بوده، مردم بلخ وجوهات مالشان را به این مرد می دهند که بیاورد در بغداد به نائب امام زمان ، ابوالقاسم حسین بن روح، تحویل بدهد. خوب اینها را فکر کنید. بلخ کجا، بغداد کجا! آن هم آن زمان که از تهران تا مشهد دو ماه باید با مرکب راه بروند تا به اینجا برسند. از بلخ تا بغداد!
آن اموال را سبیکه کرد، شمش طلا ونقره کرد. آماده سفر شد. مدتها راه را طی کرد ، رسید به سرخس، وقتی به سرخس رسید خیمه اش را در یک زمین ریگزاری نصب کرد، شمش ها را شمرد. یکی از این شمشس ها در میان آن ریگ ها گم شد. این مرد امین از مال خودش رفت نقره خرید. رسید به همدان. باز از سرخس آن روز تا همدان، آنجا نقره ها را شمش کرد، این شمش را درمیان آن شمش های نقره ضمیمه کرد، بعد از همدان بار سفر بست، رسید به بغداد. سراغ گرفت که ابوالقاسم حسین بن روح کجاست؟ وقتی خانه او را پیدا کرد، کیسه طلا و نقره و شمش ها را مقابل او گذاشت. این کسی است که نَفَس امام زمان به او رسیده، شمش ها همه مقابل او جمع شد، محمد بن حسن نگران است، دید حسین بن روح این شمش ها را زیر و رو کرد، یکی از اینها را درآورد، گفت: این شمش از ما نیست، شمشی که مربوط به ماست در سرخس در میانه ریگ ها گم شده، تو هم برای اینکه خیانت در امانت نکنی به همدان که رسیدی از مال خودت این سبیکه را درست کردی، در میانه این اموال گذاشتی، این برمی گردد به خودت ، تو هم وقتی برگشتی به سرخس در همان جا خیمه می زنی بعد می گردی آن شمش گمشده را پیدا می کنی، بعد که پیدا کردی سفر دیگر که آمدی به بغداد دیگر مرا نمی بینی، به نائب بعد از من تحویل بده.
این کسی است که دَم او، نَفَس او به این شخص خورده، به این مقام رسیده، گذشته را می بیند، آینده را می بیند، در بغداد است، بلخ و سرخس زیر نظر اوست ، همدان در قبضه قدرت اوست . اگر نوکر امام زمان این است، نائب ولی عصر این است، آیا خود صاحب امر در چه مقامی است ؟! این است که موسی بن عمران، کلیم الله حسرت مقام او را می خورد.
خوشا به حال شما اگر قدر بدانید.
امسال نیمه شعبان، شب نیمه، ساعت ۱۱ ،همه باید دعای فرج را بخوانید. دوره سال هم این برنامه راترک نکنید. هر روز به قدری که وقتتان اجازه
می دهد قرآن بخوانید، به خود ولی عصر هدیه کنید. اگر این کار را عمل کنید، تو، دوره سال هر روز بالاترین گوهر را که کلام الله است قرائت کنی،
به او هدیه کنی ، شب بیست و سوم رمضان که شب قدر است دفتر عملت به امضای او می رسد، آیا با تو چه معامله خواهد کرد؟
افسوس که عمر گذشت و ما از این زندگی بهره ای که باید نبردیم. شما جوان اید! از دوران جوانی کار کنید، قرآن را هر روز ترک نکنید، به امام زمان هدیه کنید، اگر یک گِلی را کنار دسته گُل بگذاری، روز اول اثری نمی بینی اما اگر یکماه این گِل کنار آن گُل بود بعد که برداشتی می بینی بوی گُل می دهد. دل من و تو هم این جور است، یک روز قرآن بخوانی مثل گِلی است که یک روز کنار گُل است، اما اگر یکسال هرروز قرآن بخوانی، آن هم قرآن را به او هدیه کنی، به این هدیه برمی گردد به او، دیگر کار، کارتو نیست؛ می شود از من و تو هدیه ای به سلیمان زمان. آن وقت او به کرمش با ما چه معامله خواهد کرد؟! این است مقام ، منصب، این است راه ارتباط با ولی عصر.
شما تصور می کنید که او از نظرها پنهان است ولی خبر ندارید که چشم ها از دیدن او محروم است اما اشعه انوار او برهمه این دلها می تابد. خودش فرمود: ما شما را فراموش نمی کنیم، ما مراعات شما را از دست نمی دهیم. همه شما تحت نظر او اید، سعی کنید از این نظر بیگانه نشوید. نماز را اول وقت بخوانید، رابطه را با خدا حفظ کنید، قرآن را هر روز بخوانید، به او هدیه کنید. با این دو عمل ، هم به مبدأ عالم مرتبط اید، هم به حجت او، سعادت دنیا وآخرت نصیب همه شماست.
اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه، فی هذه الساعة وفی کل ساعة ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه أرضک طوعا وتمتعه فیها طویلا.
اللهم أصلح کل فاسد من أمور المسلمین، اللهم صل وسلم علی ولیک وحجتک صاحب العصر والزمان عدد ما فی علمک، بحق محمد وآله الطاهرین، والحمد لله رب العالمین.
منبع: سایت آیت الله وحید خراسانی
ادامه مطلب "شب نیمه شعبان امسال" را بخوانید.

حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار جمعی از اساتید، کارشناسان، مؤلفان و فارغ التحصیلان تخصصی مهدویت، با اشاره به اهمیت بسیار بالای موضوع مهدویت به عنوان هدف حرکت و مجاهدت انبیاء در طول تاریخ، انتظار را بخش جدایی ناپذیر موضوع مهدویت دانستند و تأکید کردند: یکی از موارد مهم و ضروری در مقوله مهدویت، افزایش کارهای عالمانه، دقیق و متقن به دست اهل فن و متخصصان واقعی این موضوع و پرهیز از کارهای عامیانه، جاهلانه، غیرمعتبر و براساس تخیلات و توهمات است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، ایشان در این دیدار که امروز شنبه انجام شد، در سخنان خود، ابتدا به تبیین اهمیت موضوع مهدویت پرداختند و با تأکید بر اینکه مهدویت در شمار چند مسئله اصلی معارف عالیه دینی است، افزودند: هدف حرکت انبیاء و بعثت ها، پایه ریزی جهانی با چارچوب توحیدی و براساس عدالت و بهره گیری از همه ظرفیت های موجود در انسان است و دوران ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز، دوران حاکمیت حقیقی توحید، معنویت، دین و عدل بر شئون مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسانها است.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: اگر مهدویت نباشد، همه تلاشها و مجاهدت انبیاء بی فایده و بی اثر خواهد بود.
حضرت آیت الله خامنه ای به موضوع مهدویت در ادیان الهی نیز اشاره کردند و افزودند: درهمه ادیان الهی، تقریباً کلیاتی از حقیقت مهدویت بیان شده اما در اسلام، این موضوع از مسلمّات است و در میان مذاهب اسلامی نیز، شیعه، موضوع مهدویت را با مصداق روشن و جزئیات خانوادگی و شخصیتی فرد مورد انتظار که از روایات معتبر و مستند شیعه و غیرشیعه، به دست آمده، مطرح می کند.
رهبر انقلاب اسلامی بعد از تبیین اهمیت موضوع مهدویت و جایگاه آن در ادیان الهی و مذاهب اسلامی، به موضوع انتظار به عنوان جزء جدایی ناپذیر مهدویت اشاره و خاطرنشان کردند: انتظار به معنای مترصد یک فرد زنده و حقیقت قطعی بودن، است و این معنا از انتظار، لوازمی دارد که از جمله آنها، آماده شدن روحی و درونی و همچنین اجتماعی انسان برای دوران متوقع و با شرایط ویژه آن است.
حضرت آیت الله خامنه ای در همین خصوص افزودند: فرد منتظِر باید همواره خصوصیات و ویژگیهای لازم دوران مورد انتظار را در خود حفظ و تقویت کند و این انتطار، به گونه ای است که از یک طرف، هیچگاه نباید آن را طولانی مدت تصور کرد و از طرف دیگر هیچگاه نباید آن را بسیار نزدیک دانست.
ایشان با اشاره به ویژگیهای دوران ظهور حضرت صاحب الزمان (عج)، تأکید کردند: دوران آن حضرت، دوران حاکمیت توحید، عدل، حق، اخلاص، و عبودیت خدا است، بنابراین افراد منتظِر نیز باید همواره خود را به این ویژگیها نزدیک کنند و به وضع موجود راضی نباشند.
سومین نکته ای که رهبر انقلاب اسلامی در موضوع مهدویت به آن اشاره کردند، ضرورت انجام کارهای عالمانه، دقیق و مستند بود.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: یکی از خطرهای بزرگ در موضوع مهدویت، کارهای عامیانه، جاهلانه، غیرمستند و متکی بر تخیلات و توهمات است که زمینه ساز مدعیان دروغین و دوری مردم از حقیقت واقعی انتظار خواهد شد.
ایشان با اشاره به مدعیان دروغینی که در طول تاریخ برخی علائم ظهور را بر خود یا دیگران تطبیق می دادند، افزودند: همه این موارد غلط و انحرافی است زیرا برخی مطالب درباره علائم ظهور، غیرقابل استناد و ضعیف است و مطالب معتبر را هم نمی توان براحتی تطبیق داد.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: اینگونه مطالب غلط و انحرافی، باعث می شوند، حقیقت اصلی مهدویت و انتظار مهجور بماند، بنابراین، باید به شدت از کارها و شایعات عوامانه پرهیز کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: البته کار عالمانه و مستند درباره موضوع مهدویت و انتظار نیز بر عهده اهل فن و متخصصانی است که علم حدیث و رجال را به خوبی می دانند و با مسائل و تفکرات فلسفی آشنایی کامل دارند.
آخرین محوری که رهبر انقلاب اسلامی درخصوص مقوله مهدویت به آن اشاره کردند، موضوع توسل به امام زمان (عج) و انس با آن حضرت بود.
ایشان خاطرنشان کردند: آشنایی صحیح و علمی با مقوله مهدویت زمینه ساز انس بیشتر با حضرت حجت (عج) و حرکت شتابان تر به سمت اهداف عالیه خواهد بود.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: در موضوع انس با آن حضرت و توسل به ایشان نیز آنچه صحیح و مورد نظر است، توجه و توسل از دور است که حضرت مهدی (عج) انشاءالله آن را می پذیرند اما برخی ادعاها و مطالب عامیانه درخصوص انس با حضرت، از طریق دیدار حضوری، غالباً دروغ و یا تخیلات ذهنی است.
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود ضمن تشکر از دست اندرکاران، به خدمات فراوان حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در بخشهای مختلف بویژه موضوعات نماز، زکات، تفسیر، مهدویت و مبارزه با بی سوادی اشاره کردند و افزودند: آقای قرائتی نمونه بسیار خوب و الگوی شایسته ای است زیرا خدمات ایشان همواره در عرصه هایی بوده که خلاء و نیاز فراوانی در آنجا احساس شده است و این چنین همت و تلاشی، ارزش مضاعف دارد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اینکه نیت خالصانه و برای خدا، تأثیر شگرفی در پیشرفت کارها دارد، بر لزوم استمرار و پیگیری کارهای انجام شده در عرصه های مختلف تأکید کردند.
در ابتدای این دیدار حجت الاسلام والمسلمین قرائتی، گزارشی از فعالیتهای انجام گرفته در نهضت سواد آموزی، ستاد اقامه نماز، ستاد زکات، و تفسیر قرآن کریم ارائه کرد و درخصوص موضوع مهدویت گفت: تاکنون سیصد نفر بصورت تخصصی در موضوع مهدویت تحصیل کرده اند و آموزش های مجازی، کوتاه مدت و تربیت مربی مهدویت نیز ایجاد شده است.
وی انتشار چند فصلنامه و راه اندازی چندین سایت و مجله الکترونیکی در موضوع مهدویت را از دیگر اقدامات انجام گرفته برشمرد.
در این دیدار جمعی از فعالان و مسئولان ستادهای اقامه نماز، زکات، نهضت سواد آموزی، ترویج فرهنگ قرآنی و تفسیر حضور داشتند.
ادامه مطلب "تطبیق علائم و شخصیت های دوران ظهور از نگاه رهبر انقلاب" را بخوانید.