خدايا خود را به من بشناسان،اگر خود را به من نشناسانى،پيامبرت را نشناسم،خدايا پيامبرت را به من بشناسان،اگر پيامبرت را به من نشناسانى،حجّتت را نشناسم،خدايا حجّتت را به من بشناسان،اگر حجّتت را به من نشناسانى،از دينم گمراه شوم.خدايا مرا به مرگ جاهليّت نميران،و دلم را پس از اينكه‏ هدايت نمودى،منحرف مكن.خدايا چنان‏كه به ولايت كسى‏كه طاعتش را بر من واجب كردى،از ولايت واليان امر خود پس از پيامبرت(درود تو بر او و خاندانش)تا زمامدارى واليان امرت امير مؤمنان على بن ابى‏ طالب و حسن و حسين و على و محمّد و جعفر و موسى و على و محمّد و على و حسن‏ و حجّت قائم مهدى(درود تو بر همه ايشان)قبول كردم،خدايا پس مرا بر دينت ثابت بدار،و تحت فرمانم‏ بكار گير،و دلم را براى ولىّ امرت نرم كن،
تابلو اعلانات

زیر بارغم این غمکده "وارث" بشکست وارث عدل علی مهدی موعود کجاست
منوی اصلی
موضوعات مورد بحث
سایت ها
وبلاگ ها
آمار سایت
  • موتور جستجو : 3
  • افراد آنلاين : 5
  • بازديد امروز : 48
  • بازديد ديروز : 1132
  • بازديد کل : 78524
  • کل مطالب : 202
  • ديدگاه ها : 18
بازديد : 6 views  موضوع: گوناگون  تاريخ: ۲۶ بهمن ۱۳۹۰

شایعه


زنی در مورد همسایه اش شایعات زیادی ساخت و شروع به پراکندن آن کرد. بعد از مدت کمی همه اطرافیان آن همسایه از آن شایعات باخبر شدند. شخصی که برایش شایعه ساخته بود به شدت از این کار صدمه دید و دچار مشکلات زیادی شد. بعدها وقتی که آن زن متوجه شد که آن شایعاتی که ساخته همه دروغ بوده و وضعیت همسایه اش را دید از کار خود پشیمان شد و سراغ مرد حکیمی رفت تا از او کمک بگیرید بلکه بتواند این کار خود را جبران کند.

حکیم به او گفت: «به بازار برو و یک مرغ بخر آن را بکش و پرهایش را در مسیر جاده ای نزدیک محل زندگی خود دانه به دانه پخش کن.» آن زن از این راه حل متعجب شد ولی این کار را کرد.

فردای آن روز حکیم به او گفت حالا برو و آن پرها را برای من بیاور آن زن رفت ولی ۴ تا پر بیشتر پیدا نکرد. مرد حکیم در جواب تعجب زن گفت انداختن آن پرها ساده بود ولی جمع کردن آنها به همین سادگی نیست همانند آن شایعه هایی که ساختی که به سادگی انجام شد ولی جبران کامل آن غیر ممکن است. پس بهتر است از شایعه سازی دست برداری.


 ادامه مطلب "شایعه" را بخوانید.
بازديد : 9 views  موضوع: علما,گوناگون  تاريخ: ۲۵ بهمن ۱۳۹۰

تک خوانی خانم ها در مقابل آقایان

راهنمای اجرای سرود (قسمت اول)
سوال: حکم تک خوانی بانوان اعم از صوت قرآن و سرود در معرض نامحرم چیست؟

امام خمینی (ره)

حکم، دائر مدار وجود مفسده و عدم آن است.  (اگر موجب گناه وحرام شود جایز نیست)

استفتائات، ج۳، ص ۲۷۳، س ۵۹

 

آیت الله بهجت (ره)

اگر موجب تهییج شهوت باشد جایز نیست و چون نوعاً(غالبا) در معرضیت آن است ،اجتناب شود.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 

آیت الله تبریزی (دام ظله)

قرآن خواندن زن و نیز خواندن سرود- در صورتیکه غنا نبوده و مشتمل بر موسیقی لهوی هم نباشد- فی نفسه مانعی ندارد لکن اگر موجب جلب نظر نامحرم و موجب تحریک شهوت باشد جایز نیست. والله العالم

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 

آیت الله خامنه ای (دام ظله)

اگر موجب ریبه و فساد است و جلب توجه نامحرم می کند جایز نیست.

سوال: خواندن زن در مجامع مختلط زن و مرد چه حکمی دارد؟

الف) قرآن خواندن    ب) مرثیه خواندن     ج) آواز غیرمطرب

اگرچه صدای زن نامحرم نیست و خوانندگی زن فی نفسه منع شرعی ندارد، ولی هر گاه نفس خواندن با وضع خاص خواننده یا مضمون اشعاری که خوانده می شود به گونه ای باشد که موجب برانگیختن شهوت است، استماع صوت زن برای غیرشوهر او حرام است.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 

آیت الله سیستانی (دام ظله)

اگر خوف ابتلا به حرام نباشد جایز است ولی جایز نیست صدای خود را به نحوی زیبا و نازک کند که معمولاً موجب تحریک شهوت باشد.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 

آیت الله صافی گلپایگانی (دام ظله)

مستلزم فساد است و جائز نیست. والله العالم

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 

آیت الله فاضل لنکرانی (ره)

در شرایط فعلی که معمولاً مفسده دارد جایز نیست و اگر بصورت غنا باشد حرام است.

سوال: خواندن زن در مجامع مختلط زن و مرد چه حکمی دارد؟

الف) قرآن خواندن    ب) مرثیه خواندن   ج) آواز غیرمطرب

اگر با آواز بخواند یا بصورت غنا بخواند حرام است و اگر بصورت همدلی حرف بزند کراهت دارد.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 

آیت الله گلپایگانی (ره)

بانوان و دختران نزد نامحرم قرآن را با صدا نخوانند.

مجمع المسایل، ج۲، ص۲۳۱، با استفاده از س ۶۵۲

 

آیت الله مکارم شیرازی (دام ظله)

جایز نیست.

استفائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 

آیت الله نوری همدانی (دام ظله)

اگر موجب فساد باشد اشکال دارد.

هزار و یک مسأله فقهی، ج۲، ص۱۶۴، س ۵۴۵


 ادامه مطلب "حکم تک خوانی خانم ها در مقابل آقایان" را بخوانید.
بازديد : 7 views  موضوع: علما,گوناگون  تاريخ: ۲۵ بهمن ۱۳۹۰

حکم گوش دادن به ساز و موزیک

فرهنگ در زمینه آهنگ‌سازی
سوال: افرادی (در رادیو) مدح ائمه طاهرین (علیهم السلام) یا واقعه ی کربلا را با وزن و ساز و با لحن خوب می خوانند. آیا استماعش جایز است؟

امام خمینی (ره)

اگر غنا و موسیقی نباشد مانع ندارد.

استفتائات، ج۲، ص ۱۵، س ۳۶

 

آیت الله بهجت (ره)

اگر غنا و مطرنباشد مانعی ندارد.

استفتائات،ج ۴، ص ۵۴۱ با استفاده از، س ۶۳۹۴

 

آیت الله تبریزی (دام ظله)

اگر خواندن به نحو غناء و کیفیت لهوی باشد جایز نیست و نواختن موسیقی لهوی و گوش دادن آن جایز نیست.

استفتائات جدید، ج۲، ص۲۱۰، س ۹۴۹ و ۹۵۰

 

آیت الله خامنه ای (دام ظله)

جواز گوش دادن منوط به تشخیص خود مکلّف است که اگر تشخیص دهد مشتمل بر غناء و موسیقی لهوی مناسب با مجالس عیش و نوش و خوشگذرانی و همچنین مطالب باطل نیست گوش دادن به آن اشکال ندارد.

اجوبه الاستفتائات ، ص ۲۲۶ با استفاده از س ۱۱۲۹

 

آیت الله سیستانی (دام ظله)

غناء عبارت است از کلام بیهوده و لهوی که با آواز و آهنگ متناسب در نزد اهل لهو و لعب اجراء می شود و دعاء و ثناء انبیاء و اولیاء و امامان اهل بیت (علیهم السلام) هم با همین وضع و آهنگ حرام است و خواندن چیزهای دیگر از انواع کلمات غیر لهوی مانند سرودهای حماسی، رزمی، با همان لحن و آهنگ غنائی که یاد شد بنابر احتیاط واجب حرام است و اما آوازهائی که تعریف ما (غناء) بر آن صدق نکند ذاتاً حرام نمی باشد.

فقه برای غرب نشینان، ص ۳۱۹، س ۵۵۱ و ۵۵۲

 

آیت الله صافی گلپایگانی (دام ظله)

هر آهنگ و آوازی که طبعاً طرب آور و مناسب مجالس لهو و لعب باشد به نحوی که عرفاً به آن صورت لهوی و باطل گفته شود خواندن و گوش دادن به آن جایز نیست.

جامع الاحکام، ج۱، ص ۲۹۶، س ۱۰۱۸

 

آیت الله فاضل لنکرانی (ره)

سوال: افرادی (در رادیو) مدح ائمه طاهرین (علیهم السلام) یا واقعه ی کربلا را خوب می دانند. آیا استماعش جایز است؟

اگر بصورت غنا نباشد مانعی ندارد.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 

آیت الله نوری همدانی (دام ظله)

اگر غناء و موسیقی نباشد مانعی ندارد.

هزار و یک مسأله فقهی، ج۱، ص ۱۲۶، س ۴۴۵


 ادامه مطلب "حکم گوش دادن به ساز و موزیک" را بخوانید.
بازديد : 8 views  موضوع: علما,گوناگون  تاريخ: ۲۵ بهمن ۱۳۹۰

 

حکم دست دادن بانوان به فامیل‌های سببی و نسبی



آیات عظام خامنه‌ای، صافی گلپایگانی ،مکارم شیرازی و مظاهری در پاسخ به استفتاء سرویس علمی و فرهنگی مرکز خبر حوزه، دیدگاه‌های فقهی خود در خصوص، حدود محرم و نامحرم را تشریح کردند.


 

سؤال:

با توجه به گستردگی روابط اجتماعی و عدم رعایت برخی آداب و رسوم بین خانواده ها متاسفانه شاهد بروز رفتارهای غیر شرعی در نحوه احوال پرسی بین فامیل های سببی و نسبی هستیم .

با توجه به این مسئله لطفا بفرمایید حدود روابط مردان و زنان محرم و نامحرم در فامیل چه مقدار است ؟ وحکم دست داد ن مردان فامیل با دختر عمو ،دختر دایی، دختر خاله، دختر عمه، زن دایی و خواهر زن و همچنین زنان فامیل با برادر شوهر ،عموی شوهر ،پسر عموی شوهر، پسر دایی شوهر، پسر عمه شوهر، پسر خاله شوهر و … چیست؟

* پاسخ آیت الله العظمی  خامنه ای

بسمه تعالی

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

بر هر زن و مرد مکلفى (اعم از فامیل و غیر آن) شرعاً واجب است در تماس و نشست و برخاست با جنس مخالف حریم ضوابط شرعى و مقررات اسلامى را دقیقاً مراعات نمایند و از هرگونه عمل و رفتارى که آمیخته به ریبه و یا موجب ترتب فتنه و فساد باشد، جداً احتراز نمایند و مصافحه و دست دادن با نامحرم به هیچ وجه جایز نیست.

موفق و مؤید باشید

پاسخ آیت‌الله العظمی صافی

بسم الله الرحمن الرحیم

در احکام مترتب بر نامحرم فرقی بین فامیل و غیرفامیل نیست.

والله العالم

* پاسخ آیت الله العظمی مکارم

بسم الله الرحمن الرحیم

:: با اهداء سلام و تحیت؛

دست دادن زن و مرد نامحرم جایز نیست سعی کنید با زبان خوب جلوی این رسم گرفته شود، و این حکم در مورد افراد نامحرم چه فامیل باشند چه نباشند یکسان است.

همیشه موفق باشید

دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی / بخش استفتاءات

* پاسخ آیت الله العظمی مظاهری

بسمه تعالی

رفت و آمد به اندازه متعارف داشته باشید و تا می‌توانید گناه نکنید و دست دادن به نامحرم ولو خودی حرام است.

حسین المظاهری

* محرم و نامحرم در تحریر الوسیله امام خمینی‌(ره)

محرم کسی است که در نگاه به او و نگاه او محدودیت سایر افراد نیست و ازدواج با او حرام است. به‌جز همسر که محرمیت او با ازدواج است و احکام خود را دارد.

اسباب محرمیت:

۱-     نسب: که خویشاوندی پدر و مادری را شامل می شود.

۲-     سببی: که خویشاوندی با ازدواج است.

۳-     رضاعی:‌که خویشاوندی با شیر خوردن حاصل می‌شود.

محارم سببی:

هفت دسته از زنان و مردان به سبب خویشاوندی نسبی با یکدیگر محرمند. و نمی‌توان با آن‌ها ازدواج کرد،‌مادر و مادر‌بزرگ، دختر و دختر فرزند، خواهر، خواهر‌زاده، برادر‌زاده، عمه و خاله، و غیر از این‌ها زنان و دخترهای دیگر نامحرم هستند.

و همچنین پدر و پدربزرگ، پسر و پسر فرزند، برادر، خواهرزاده، برادرزاده، عمو، دایی نیز برای دختران محرم هستند و بقیه مردان و پسران حتی شوهر‌خواهر و برادرشوهر نامحرم هستند.

محارم رضاعی

اگر کودکی با شرایطی که در کتب فقهی آمده از زنی شیر بخورد، موجب محرمیت برخی افراد به او می‌شود.

از‌جمله این شرایط می‌توان به شرایط زیر اشاره کرد:

این‌که کودک شیر را از پستان بخورد،‌شیر خالص باشد، دوسال بچه تمام نشده باشد، کودک به سبب قی، شیر را قی نکند،‌حد‌اقل یک شبانه‌روز شیر سیر بخورد و در بین آن غذا یا شیر دیگری را نخورد، یا پانزده مرتبه شیر بخورد و یا مقداری شیر بخورد که باعث رویش گوشت و محکم شدن استخوان کودک شود.

محارم رضاعی

در این‌صورت زنی که به بچه‌ای شیر داده، مادر و مادربزرگ زن، خواهران آن زن، دختران و نوه‌های او، عمه و خاله زن و نیز زنانی‌که به شوهر آن زن محرم هستند به این کودک محرم می‌شود و نمی‌تواند یا آن‌ها ازدواج کند.

و اگر کودکی که از زن دیگری شیر خورده، ‌دختر باشد،‌شوهر آن زن، پدر‌شوهر او، پسرها و نوه‌ها،‌برادران شوهر، عمو دایی شوهر، برادران زن، عمو و دایی زن،‌پدر‌ و پدربزرگ زن عمو و دایی زن برآن دختر محرم می‌شوند.

احکام نگاه‌کردن و پوشش

زن و شوهر به تمام بدن یکدیگر می‌توانند نگاه کنند،‌ هرچند برای لذت باشد. لمس بدن نامحرم حرام است، حتی لمس دست و صورت بدون قصد لذت حرام است.

زن و مرد نامحرم نمی‌توانند به هم‌دست بدهند(مصافحه کنند) مگر از روی لباس که در آن صورت بنا بر احتیاط واجب نباید دست یکدیگر ‌را بفشرند.

بر زن واجب است تمام بدن خود را از نامحرم بپوشاند. ولی پوشاندن صورت به‌مقداری که در وضو شسته‌می‌شود و دست‌ها تا مچ اگر آرایش و زیور نداشته باشد واجب نیست.

علمی فرهنگی برگزیده    شماره خبر: ۱۳۱۴۱۳       ۱۰:۰۵ – ۱۳۹۰/۱۱/۲۴

حوزه نیوز


 ادامه مطلب "حکم دست دادن بانوان به فامیل‌های سببی و نسبی" را بخوانید.
بازديد : 12 views  موضوع: گوناگون  تاريخ: ۱۰ بهمن ۱۳۹۰

بیـنـایی


مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ساله‌اش در قطاری بودند و مسافران دیگر نیز در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.

 

به محض شروع حرکت قطار، پسر ٢۵ساله که کنار پنجره نشسته بود، پُر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می‌کرد، فریاد زد: پدر نگاه‌کن درخت‌ها حرکت می‌کنند!

مرد مسن با لبخندی، هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرف‌های پدر و پسر را می‌شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ساله رفتار می‌کرد، تعجب کرده بودند.

ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه‌کن دریاچه، حیوانات، ابرها، همگی با قطار حرکت می‌کنند!

زوج جوان، پسر را با دل‌سوزی نگاه می‌کردند.

باران شروع شد. چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن‌را لمس کرد و چشم‌هایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه‌کن باران می‌بارد، آب روی من چکید!

زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی‌کنید؟ مرد مسن گفت: ما همین الآن از بیمارستان برمی‌گردیم. امروز پسر من برای اولین‌بار در زندگی می‌تواند ببیند.


 ادامه مطلب "بیـنـایی" را بخوانید.
بازديد : 27 views  موضوع: اهل بیت علیهم السلام,گوناگون  تاريخ: ۷ دی ۱۳۹۰

طبّ گیاهی و خواصّ میوه ها در کلام امام باقر(ع)

امام محمد باقر(ع)

مقدّمه

یکی از موضوعات بسیار مهم در عصر حاضر، موضوع طبّ؛ بویژه طبّ اسلامی است که دانشمندان علم طبّ و آشنایان با معارف اسلامی باید به تحقیق در این مهم، همّت گمارده، در توسعه و ترویج آن بکوشند. در این راستا به دلیل پیوندی که بین طبّ اسلامی و طبّ گیاهی وجود دارد، شناخت گیاهان دارویی و شفابخش نیز امری لازم و ضروری است. امام صادق علیه السلام وجود طبیب را یکی از نیازمندی های ضروری اجتماع می داند.۱ اسلام، مشوّق مسلمانانی است با جسمی سالم و نیرومند و بدنی قوی و آماده. در قرآن مجید نیز به هنگام شرح صفات «طالوت» و صلاحیت او برای مقام رهبری بنی اسرائیل، نیروی جسمانی او را در ردیف نیروی علمی او آورده و می فرماید: «انّ الله اصطفاه علیکم و زاده بسطة فی العلم و الجسم»۲

در روایات نیز به این موضوع بسیار توجّه شده است؛ زیرا هرگونه تلاش و کوشش در راه سالم سازی جسم؛ می تواند کوششی در راه تقویت بنیه های معنوی و انسانی محسوب گردد.

در این راستا گیاهان و میوه ها جهت شفابخشی و سلامتی بشر، داروهای مفید و مؤثّری به شمار می روند. قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام با بردن نام و ذکر دستورات درمانی شان، فواید و جایگاهشان را در درمان بیماری ها و امراض روحی و جسمی بشر یادآور شده اند. در این مقاله سعی می کنیم دستورات و نسخه های شفابخش بسیاری از گیاهان و میوه ها را در مکتب و اندیشه امام باقرعلیه السلام مورد بررسی قرار دهیم.

 

الف) خواصّ درمانی گیاهان و سبزی ها

کاسنی

امام باقرعلیه السلام فرمود: کاسنی، تقویت کننده قوای جنسی است، از دور ریختن و هدردادن آن دوری کنید.۳

امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش روایت می کند که وی از دور ریختن و هدر دادن کاسنی هنگام غذا خوردن نهی می فرمود.۴

 

بادروج

این گیاه معرّب «بادرو» فارسی است و نوعی از ریحان است که به فارسی، آن را ریحان کوهی می گویند. برگش ریز و ساقه اش به شکل مربع، پرشاخ و بویش کمتر از ریحان است. رنگ گلش نیز مایل به سرخی است.۵ امام باقرعلیه السلام فرمود: بادروج از آن ما، شفای دردها و ریشه آن نیز از بهشت است.۶

 

حزاء

حزاء یا بیوه زا، گیاهی است که در طبرستان آن را جعفری می گویند. حزاء، گیاهی است مشابه کرفس که گفته شده، بیشتر در آذربایجان می روید.۷

عمروبن ابراهیم گوید: از ضعف معده به امام باقرعلیه السلام شکایت نمودم که حضرت فرمود: حزاء را با آب سرد بخور.۸

 

سُماق

در روایتی از امام باقرعلیه السلام آمده است: سماق نافع بواسیر خونی است.۹

 

سندروس

سندروس یا رزین ساندراک، به صورت قطعه های کوچک و به رنگ زرد روشن است. طبع گرم و خشک دارد و دودش نافع سرماخوردگی، بواسیر، خونریزی است واگر برای خوردن استفاده شود لاغر کننده، نافع ضعف چشم و تنگی نفس است.۱۰

امام باقرعلیه السلام در روایتی، سندروس را با سایر ادویه به طریق بُخور، نافع دیوانگی دانسته اند.۱۱

 

شکر طَبرزد (سفید)

جمیل بن درّاج از زراره و او از امام باقرعلیه السلام نقل می کند که فرمود: ای زراره! مردم را چه چیزی از فضیلت شکرطبرزد (سفید) غافل کرده است؟ شکر برای هفتاد درد و بیماری شفا و سود رسان است. بلغم را می خورد و ریشه اش را از بین می برد.۱۲

حضرت در روایت دیگری فرمود: اگر شخصی که تب دارد ناشتا ۶ مثقال شکر را با آب سرد بخورد، تبش از بین می رود.۱۳

امام باقرعلیه السلام فرمود: چه بزرگ است برکت سویق خشک (آرد گندم و جو). وقتی انسان در سیری از آن بخورد، غذا را هضم می کند. هر وقت انسان در حال گرسنگی آن را بخورد، او را سیر می گرداند، و چه خوب توشه ای در حال سفر و حضر است

شونیز (دانه سیاه)

زراره می گوید: از امام باقرعلیه السلام شنیدم که از رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم درباره شونیز (دانه سیاه) سؤال شد که آیا مورد علاقه رسول خدا بود؟

فرمود: بله! ولکن پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم مرگ را از آن استثناء کرده است. آیا نمی خواهی تو را به چیزی که از آن رساتر است، راهنمایی کنم که رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم مرگ را در آن استثناء نکرده است؟ عرض کردم: بله ای فرزند رسول خدا! حضرت فرمود: دعا، که قضای حتمی را رد می کند و آن را محکم می گرداند و صدقه دادن آتش غضب را خاموش می کند. و سپس، حضرت انگشتانش را جمع کرد.۱۴

 

سَویق خشک

امام باقرعلیه السلام فرمود: چه بزرگ است برکت سویق خشک (آرد گندم و جو). وقتی انسان در سیری از آن بخورد، غذا را هضم می کند. هر وقت انسان در حال گرسنگی آن را بخورد، او را سیر می گرداند، و چه خوب توشه ای در حال سفر و حضر است!۱۵

 

عدس

طب سنتی

عدس از جمله حبوباتی است که ارزش غذایی دارد. نشاسته آن زیاد (۶۰ درصد)، سفیده مانندش (۲۰ درصد) و چربی آن (۲ درصد) است. هر صد گرم آن ۳۵۰ کالری حرارت تولید می کند و هضم آن به علّت داشتن سلولز زیاد، متوسّط است. پخته آن برای لاغرها و کسانی که ترشی معده دارند مفید است. عدس برای کسانی که ازت و اسید اوریکشان بالاست، مضرّ است. مواد معدنی آن: گوگرد، فسفر، کلر، سدیم، پتاسیم، منیزیم، کلسیم، مس، روی، منگنز، یُد و از همه مهم تر آهن است. ویتامین های آن نیز B1 و B2است.۱۶

امام باقرعلیه السلام درباره این نوع سبزی یعنی عدس، که از زمره حبوبات است، چنین فرموده اند: دختری که خون حیضش قطع نمی شود، به او سویق عدس بدهید تا بنوشد، که به سرعت، حیض قطع می شود.۱۷

 

زعفران

زعفران دارای یک روغن مایع فرّار و ماده رنگینی است که تارهای پیچیده آن به رنگ نارنجی است و دارای خاصیت نیروبخش است.

امام باقرعلیه السلام در روایتی، معجونی از عسل، زعفران، خاک قبر امام حسین علیه السلام و آب باران را شفا بخش دانسته است.۱۸

همچنین امام باقرعلیه السلام فرمود: مردی از خراسان نزد امام سجّادعلیه السلام آمد و گفت: ای فرزند رسول خدا! حج را به جا آوردم و هنگام بیرون آمدن، نیّت کردم که نزد شما بیایم؛ اما از درد طحال رنج می برم. دعایم کنید تا از آن رهایی یابم. امام سجّادعلیه السلام فرمود:

خداوند تو را از آن کفایت کند! حمد و سپاس برای اوست. هر وقت آن درد را احساس کردی، این آیه۱۹ را با زعفران و آب زمزم بنویس و بنوش، که درد از تو دور می شود.۲۰

 

هویج

امام باقرعلیه السلام فرمود: «الجزُ امانٌ من القولنج و البواسیر، و یعینُ و علی الجماع»؛ استفاده از هویج نوعی ایمنی است از قولنج و بواسیر و بر جماع نیز کمک می نماید.۲۱ ایشان همچنین فرمود: خوردن هویج کلیه ها را گرم می نماید.۲۲

 

اسپند

امام باقرعلیه السلام، استفاده از آن را برای درمان سَلسُ البول (قطره قطره آمدن بول) مفید دانسته اند و فرموده اند: اسپند را با آب سرد ۶ بار و با آب گرم نیز یک بار بشوی. سپس آن را در سایه، خشک کن. سپس با روغن گندم و یا جوی خالص بکوب و ناشتا به اندازه دارو از آن استفاده کن. این دارو شما را از آن عارضه شفا خواهد داد به اذن خداوند.۲۳

 

بنفشه

امام باقرعلیه السلام فرمود: اگر مردم می دانستند در بنفشه چه خاصیتی است و چه دردهای بسیاری را درمان می کند، آن را جرعه جرعه می نوشیدند.۲۴

امام باقرعلیه السلام در روایتی، معجونی از عسل، زعفران، خاک قبر امام حسین علیه السلام و آب باران را شفا بخش دانسته است

تره

امام باقرعلیه السلام فرمود: تره، «سپرز» را درمان می کند. چون «سپرز» شما دردناک شود، تره را در روغن بپزید و از آن بخورید که درد آرام خواهد یافت.۲۵

 

چغندر

حضرت امام باقرعلیه السلام، چغندر را برای درمان «بَرَص»، مفید دانسته است. ایشان می فرماید: بنی اسرائیل از بَرَص نالیدند و شکایت کردند. حضرت موسی این شکایت را به خداوند متعال رساند، خداوند عزّوجلّ امر کرد که گوشت گاو را با چغندر بخورند تا از بَرَص شفا یابند.۲۶

 

کرّاث

کراث سبزی معروف بوداری است که به سیر شباهت دارد. امام باقرعلیه السلام فرمود: در کرّاث چهار خصلت است: باد درون را طرد می کند، دهان را خوشبو می نماید، بواسیر را قطع می کند و امان از جذام است.۲۷

 

شلغم

امام باقرعلیه السلام فرمود: هیچ مخلوقی نیست؛ مگر اینکه در آن رگی از جذام هست، آن را با شلغم آب کنید.۲۸

 

ب) خواصّ درمانی گوشت

امام باقرعلیه السلام فرمود: سَیِّدُ الطَّعامِ اللّحْمُ؛ بهترین غذا، گوشت است.۲۹

زراره می گوید: من پانزده روز با امام باقرعلیه السلام غذا خوردم و غذای ما گوشت بود.۳۰

ایشان پس از بیان فضیلت غذایی گوشت، آن را برای درمان «یرقان» مفید دانسته است و بهترین نوع آن را برای رفع این بیماری، «گوشت قطا»۳۱ معرّفی نموده است. ایشان در روایتی نیز «گوشت گاو» را برای درمان بَرَص مفید می داند.۳۲

درمان سنگ مثانه

امام باقرعلیه السلام فرمود: از این ۱۰ مادّه: هلیله، بلیله، آمله، فلفل، دارفلفل، دارچین، زنجبیل، شقاقل، انیسون و خولنجان، به طور مساوی بردارید و با هم بکوبید و سپس آن را در روغن گاو بپزید. این معجون وقتی با عسل صاف شده آمیخته شود و هر روز به قدر فندقی از آن تناول شود، سنگ مثانه را می شکند.۳۳

 

خواصّ درمانی سنجد

طب اسلامی

امام باقرعلیه السلام فرمود: میوه ی سنجد، گوشت را می رویاند، به پوست بدن، توانایی می بخشد و قلوه ها را گرم می کند. نیز سنجد در علاج بیماری های بواسیر و سلس البول بسیار سودمند است.۳۴

 

درمان درد زخم

حضرت باقرعلیه السلام فرمود: قیر تازه (مادّه ای که بر کشتی می مالند) و مثل آن را با پیه بُز و پارچه ای تازه و کوزه سفالین تازه بردار. ظاهر آن را قیرمالی کن، سپس بر آن شیر بریز و زیرش آتشی ملایم روشن کن. سپس کاغذی نوشته شده۳۵ را بردار و روی دستت بگذار و بر آن قیر بمال و بر روی زخم ببند. اگر زخم عمیق بود از کتان، ریسمان بتاب و بر روی زخم قیر بریز و سپس آن ریسمان را در آن زخم بگذار. ان شاءالله بهبودی می یابد.۳۶

 

درمان اسهال خونی

ابوحمزه ثمالی می گوید: مردی به امام باقرعلیه السلام از اسهال خونی شکایت کرد. امام علیه السلام به او فرمود: از خاک ارمنی بردار و با آتشی ملایم آن را بپز و سرخ کن. سپس استفاده کن که اسهال قطع می شود.۳۷

امام باقرعلیه السلام فرمود: قدری از گِل ارمنی بر روی آتش گرم کنید و به بیمار اسهال بخورانید که وضعیت درونی اش آرام خواهد گرفت.۳۸

 

نمک

امام باقرعلیه السلام فرمود: نمک برای هفتاد بیماری، دارویی اثر بخش است.۳۹

 

ج) خواصّ درمانی میوه ها

 

خرما

امام باقرعلیه السلام فرمود: «لم تستشف النّساء بمثل الرُّطَب، انّ الله اطعمه مریم فی نفاسها»؛ زنها در هیچ چیز مثل خرما شفا نمی یابند، چون خدا به مریم در موقع زایمان خرما داد.۴۰

 

سیب

ابی بصیر می گوید: امام باقرعلیه السلام فرمود: موقعی که خواستی سیب بخوری، قبلاً آن را استشمام کن، سپس بخور؛ زیرا این کار هر ناراحتی را که بر روحت عارض شده، آرام می کند.۴۱

امام باقرعلیه السلام فرمود: سَیِّدُ الطَّعامِ اللّحْمُ؛ بهترین غذا، گوشت است. آن را برای درمان «یرقان» مفید دانسته است و بهترین نوع آن را برای رفع این بیماری، «گوشت قطا»۳۱ معرّفی نموده است

آلو

حضرت می فرماید: آلو نافع صفرا، حرارت، بادهای بدن، زهره، خشکی مفاصل و فشار خون است.۴۲

جابر می گوید: مردی به امام باقرعلیه السلام از هیجان مرّه (زهره) شکایت کرد و عرض نمود: کم مانده دیوانه شوم! آن حضرت فرمود: آن را با اجاصّ (آلو) معالجه کن.۴۳

 

انجیر

انجیر

امام باقرعلیه السلام فرمود: انجیر بخورید که برای قولنج نافع است.۴۴

ابوحمزه ثمالی از امام باقرعلیه السلام نقل می کند که وقتی پادشاه قبطی خروج کرد و خواست بیت المقدّس را خراب کند، مردم به اطراف حِزْقِیل پیغمبر جمع شده و به وی شکایت نمودند. حزقیل شب با خدا مناجات کرد و خداوند به مَلَک مسئول هوا وحی فرمود که نفوس و ارواح آنان را بگیرد و همگی مردند. حزقیل این خبر را به قومش رساند. آنان بیرون رفتند و دیدند همه آنان مرده اند، اما عُجب و خودپسندی بر حزقیل عارض شد و با خود فکر کرد که سلیمان پیغمبرعلیه السلام بیش از من فضیلتی ندارد، چون به من اختیار هوا نیز داده شده است. در این حال زخمی بر کبد حزقیل عارض شد و او را اذیّت نمود، حزقیل با خدا مناجات و خشوع کرد و روی خاکستر نشست، خداوند به وی وحی نمود که: شیره انجیر را بگیر و از بیرون بر سینه خود بمال. حزقیل چنین کرد و خوب شد.۴۵

 

انگور

در روایتی امام باقرعلیه السلام به فرزندش امام صادق علیه السلام فرمود: انگور را دانه دانه بخور. و فرمود: شفا در میوه ای است که رسیده باشد، چنان که خداوند فرموده: «کُلُوا من ثمره اذا اثمر»۴۶؛ یعنی از میوه درخت بخورید وقتی که برسد. [ایشان انگور را به دلیل خوب رسیده بودنش شفای بسیاری دردها می دانند.]۴۷

 

بِهْ

امام باقرعلیه السلام می فرماید: میوه «بِهْ» غبار اندوه را از خاطر محو می کند، همان طور که انگشتان شما قطرات عرق را از پیشانی تان می برد.۴۸

 

گلابی

امام باقرعلیه السلام فرمود: گلابی مانند اجاصّ (آلو) برای درمان صفرا و جلوگیری از برانگیخته شدن آن نیکوست و برای درد آن آرام بخش است.۴۹

 

نویسنده: مهدی سلطانی رنانی

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان


۱٫ تحف العقول عن آل الرّسول، ص ۳۳۵٫

۲٫ انفال / ۲۴٫

۳٫ طبّ الائمّه، سید عبدالله شبّر، ص ۲۴۳٫

۴٫ همان، ص ۲۴۴٫

۵٫ ر.ک: تحفه حکیم مؤمن، ص ۴۲٫

۶٫ محاسن، ج ۲، ص ۵۱۴٫

۷٫دورنمای طبّ اسلامی،آیةالله مصطفی نورانی،ص ۱۰۴٫

۸٫ اصول کافی، ج ۶، ص ۱۹۱٫

۹٫ طبّ الائمّه، حسین و عبدالله بن بسطام نیشابوری، ص ۸۸٫

۱۰٫ گیاهان دارویی، دکتر زرگری، ج ۳، ص ۳۵۴٫

۱۱٫ بحارالانوار، ج ۶۲، ص ۱۵۶٫

۱۲٫ طبّ الائمّه، ص ۵۰۱٫

۱۳٫ مکارم الاخلاق، ص ۱۹۱٫

۱۴٫ طبّ الائمّه، ترجمه جابر رضوانی، ص ۹۶٫

۱۵٫ همان، ص ۹۴٫

۱۶٫ دورنمای طبّ اسلامی، ص ۱۸۲٫

۱۷٫ امالی، شیخ طوسی، ج ۱، ص ۳۷۶٫

۱۸٫محاسن،ج ۲،ص ۵۰۰؛مکارم الاخلاق،ص ۳۰و۱۹۷٫

۱۹٫ منظور، آیه ۱۱۰ و ۱۱۱ اسراء است.

۲۰٫ طبّ الائمّه، ص ۴۱٫

۲۱٫ مکارم الاخلاق، ص ۲۱۱٫

۲۲٫ محاسن، ج ۱، ص ۵۲۴٫

۲۳٫ طبّ الائمّه، ترجمه جابر رضوانی، ص ۹۶٫

۲۴٫ خصال، شیخ صدوق، ص ۱۲۷٫

۲۵٫ طبّ الائمّه،ترجمه واقتباس جوادفاضل،ص ۲۰۷٫

۲۶٫ طبّ چهارده معصوم، محمد مهدی تاج لنگرودی، ص ۱۴٫

۲۷٫ همان، ص ۲۳ – ۲۲٫

۲۸٫ طبّ الائمّه، ترجمه جابر رضوانی، ص ۱۵۰٫

۲۹٫ طبّ چهارده معصوم، ص ۱۸۴٫

۳۰٫ همان، ص ۱۸۵٫

۳۱٫ منظور گوشت نوعی کبوتر است که شبیه به قمری می باشد؛ (همان، ص ۱۵).

۳۲٫ مکارم الاخلاق، ص ۱۸۶٫

۳۳٫ طبّ الائمّه،ترجمه واقتباس جوادفاضل،ص ۲۰۸٫

۳۴٫ همان، ص ۲۱۵ – ۲۱۶٫

۳۵٫ زیرا جوهرِ به کار برده شده در کاغذ (کاغذ نوشته شده) به جذب و چسبندگی موادّدرمانی کمک می کند.

۳۶٫ طبّ الائمّه، بسطام نیشابوری، ص ۲۰۱ – ۲۰۲٫

۳۷٫ طبّ الائمّه، ترجمه جابر رضوانی، ص ۹۲٫

۳۸٫ طبّ الائمّه،ترجمه واقتباس جوادفاضل،ص ۲۱۱٫

۳۹٫ همان، ص ۲۱۹٫

۴۰٫ تفسیر مجمع البیان، ج ۳، ص ۵۱۱٫

۴۱٫ بحارالانوار، ج ۶۶، ص ۱۷۱٫

۴۲٫ همان، ص ۱۸۹٫

۴۳٫ خصال، شیخ صدوق، ص ۱۴۴٫

۴۴٫ اصول کافی، ج ۶، ص ۳۵۸؛ دورنمای طبّ اسلامی، ص ۴۹٫

۴۵٫ محاسن، ج ۲، ص ۵۵۳٫

۴۶٫ انعام / ۱۴۱٫

۴۷٫ محاسن، ج ۲، ص ۵۵۶؛ مکارم الاخلاق، ص ۹٫

۴۸٫ طبّ الائمه، ترجمه و اقتباس جواد فاضل، ص ۲۱۳؛ رمزالصحة فی الطب النبی والائمّة؛ سید محمود دهسرخ اصفهانی، ص ۱۴۸٫

۴۹٫ طبّ الائمّه، ترجمه جابر رضوانی، ص ۱۹۷؛ رمزالصّحة فی الطبّ النّبیّ والائمّه، ص ۱۴۹٫

تبیان


 ادامه مطلب "طبّ گیاهی و خواصّ میوه ها در کلام امام باقر(ع)" را بخوانید.
بازديد : 26 views  موضوع: گوناگون  تاريخ: ۴ دی ۱۳۹۰

بشنو و باور نکن

در زمان‌های‌ دور، مرد خسیسی زندگی می کرد. او تعدادی شیشه برای پنجره های خانه اش سفارش داده بود . شیشه بر ، شیشه ها را درون صندوقی گذاشت و به مرد گفت باربری را صداکن تا این صندوق را به خانه ات ببرد من هم عصر برای نصب شیشه ها می آیم .

از آنجا که مرد خسیس بود ، چند باربر را صدا کرد ولی سر قیمت با آنها به توافق نرسید. چشمش به مرد جوانی افتاد ، به او گفت اگر این صندوق را برایم به خانه ببری ، سه نصیحت به تو خواهم کرد که در زندگی بدردت خواهد خورد.

باربر جوان که تازه به شهر آمده بود ، سخنان مرد خسیس را قبول کرد. باربر صندوق را بر روی دوشش گذاشت و به طرف منزل مرد راه افتاد.

کمی که راه رفتند، باربر گفت : بهتر است در بین راه یکی یکی سخنانت را بگوئی.

مرد خسیس کمی فکر کرد. نزدیک ظهر بود و او خیلی گرسنه بود . به باربر گفت : اول آنکه سیری بهتر از گرسنگی است و اگر کسی به تو گفت گرسنگی بهتر از سیری است ، بشنو و باور مکن.

باربر از شنیدن این سخن ناراحت شد زیرا هر بچه ای این مطلب را می دانست . ولی فکر کرد شاید بقیه نصیحتها بهتر از این باشد.

همینطور به راه ادامه دادند تا اینکه بیشتر از نصف راه را سپری کردند . باربر پرسید: خوب نصیحت دومت چه است؟

مرد که چیزی به ذهنش نمی رسید پیش خود فکر کرد کاش چهارپایی داشتم و بدون دردسر بارم را به منزل می بردم . یکباره چیزی به ذهنش رسید و گفت : بله پسرم نصیحت دوم این است ، اگر گفتند پیاده رفتن از سواره رفتن بهتر است ، بشنو و باور مکن.

باربر خیلی ناراحت شد و فکر کرد ، نکند این مرد مرا سر کار گذاشته ولی باز هم چیزی نگفت.

دیگر نزدیک منزل رسیده بودند که باربر گفت: خوب نصیحت سومت را بگو، امیدوارم این یکی بهتر از بقیه باشد. مرد از اینکه بارهایش را مجانی به خانه رسانده بود خوشحال بود و به مرد گفت : اگر کسی گفت باربری بهتر از تو وجود دارد ، بشنو و باور مکن

مرد باربر خیلی عصبانی شد و فکر کرد باید این مرد را ادب کند بنابراین هنگامی که می خواست صندوق را روی زمین بگذارد آنرا ول کرد و صندوق با شدت به زمین خورد ، بعد رو کرد به مرد خسیس و گفت اگر کسی گفت که شیشه های این صندوق سالم است ، بشنو و باور مکن. :-D

از آن‌ پس، وقتی‌ کسی‌ حرف بیهوده می زند تا دیگران را فریب دهد یا سرشان را گرم کند ، گفته‌ می‌شود که‌ بشنو و باور مکن.


 ادامه مطلب "بشنو و باور نکن" را بخوانید.
بازديد : 24 views  موضوع: گوناگون  تاريخ: ۱ دی ۱۳۹۰

شگرد پسرک در مقابل نادرشاه

زمانی که نادر شاه افشار عزم تسخیر هندوستان داشته در راه کودکی را دید که به مکتب می‌رفت.

از او پرسید: پسر جان چه می‌خوانی؟

قرآن.

- از کجای قرآن؟

- انا فتحنا….

نادر از پاسخ او بسیار خرسند شد و از شنیدن آیه فتح فال پیروزی زد.

سپس یک سکه زر به پسر داد اما پسر از گرفتن آن اباکرد.

نادر گفت: چر ا نمی گیری؟

گفت: مادرم مرا می‌زند می‌گوید تو این پول را دزدیده ای.

نادر گفت: به او بگو نادر داده است.

پسر گفت: مادرم باور نمی‌کند.

می‌گوید: نادر مردی سخاوتمند است. او اگر به تو پول می‌داد یک سکه نمی‌داد. زیاد می‌داد.

حرف او بر دل نادر نشست. یک مشت پول زر در دامن او ریخت.

از قضا چنانچه مشهور تاریخ است در آن سفر بر حریف خویش محمد شاه گورکانی پیروز شد.


 ادامه مطلب "هنر زبان" را بخوانید.
بازديد : 36 views  موضوع: گوناگون  تاريخ: ۱ دی ۱۳۹۰

آقای گاو!

در یک مدرسه راهنمایی دخترانه در منطقه محروم شهر خدمت می کردم و چند سالی بود که مدیر مدرسه شده بودم.

قرار بود زنگ تفریح اول، پنج دقیقه دیگر نواخته شود و دانش آموزان به حیاط مدرسه بروند.

هنوز دفتر مدرسه خلوت بود و هیاهوی دانش آموزان در حیاط و گفت وگوی همکاران در دفتر مدرسه، به هم نیامیخته بود.

در همین هنگام، مردی با ظاهری آراسته و سر و وضعی مرتب در دفتر مدرسه حاضر شد و خطاب به من گفت:

با خانم… دبیر کلاس دومی ها کار دارم و می خواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال هایی بکنم.

از او خواستم خودش را معرفی کند. گفت:

من “گاو” هستم ! خانم دبیر بنده را می شناسند. بفرمایید گاو، ایشان متوجه می شوند.

تعجب کردم و موضوع را با خانم دبیر که با نواخته شدن زنگ تفریح، وارد دفتر مدرسه شده بود، در میان گذاشتم.

یکه خورد و گفت: ممکن است این آقا اختلال رفتار داشته باشد. یعنی چه گاو؟ من که چیزی نمی فهمم…

از او خواستم پیش پدر دانش آموز یاد شده برود و به وی گفتم:

اصلاً به نظر نمی رسد اختلالی در رفتار این آقا وجود داشته باشد. حتی خیلی هم متشخص به نظر می رسد.

خانم دبیر با اکراه پذیرفت و نزد پدر دانش آموز که در گوشه ای از دفتر نشسته بود، رفت.

مرد آراسته، با احترام به خانم دبیر ما سلام داد و خودش را معرفی کرد: “من گاو هستم!”

- خواهش می کنم، ولی…

- شما بنده را به خوبی می شناسید.

من گاو هستم، پدر گوساله؛ همان دختر۱۳ ساله ای که شما دیروز در کلاس، او را به همین نام صدا زدید…

دبیر ما به لکنت افتاد و گفت: آخه، می دونید…

- بله، ممکن است واقعاً فرزندم مشکلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق می دهم.

ولی بهتر بود مشکل انضباطی او را با من نیز در میان می گذاشتید.

قطعاً من هم می توانستم اندکی به شما کمک کنم.

خانم دبیر و پدر دانش آموز مدتی با هم صحبت کردند.

گفت و شنود آنها طولانی، ولی توأم با صمیمیت و ادب بود. آن پدر، در خاتمه کارتی را به خانم دبیر ما داد و با خداحافظی از همه، مدرسه را ترک کرد.

وقتی او رفت، کارت را با هم خواندیم.

در کنار مشخصاتی همچون نشانی و تلفن، روی آن نوشته شده بود:

دکتر… عضو هیأت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه…!


 ادامه مطلب "من آقای گاو هستم !" را بخوانید.
بازديد : 30 views  موضوع: گوناگون  تاريخ: ۱ دی ۱۳۹۰

گروه ۹۹

پادشاهی که بر یک کشور بزرگ حکومت می کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود؛اما خود نیز علت را نمی دانست.

روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد. هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد، صدای ترانه ای را شنید.

به دنبال صدا، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می شد.
پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید: ‘چرا اینقدر شاد هستی؟’

آشپز جواب داد: ‘قربان، من فقط یک آشپز هستم، اما تلاش می کنم تا همسر و بچه ام را شاد کنم.
ما خانه ای حصیری تهیه کرده ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم.
بدین سبب من راضی و خوشحال هستم.

پس از شنیدن سخن آشپز، پادشاه با نخست وزیر در این مورد صحبت کرد.
نخست وزیر به پادشاه گفت : ‘قربان، این آشپز هنوز عضو گروه ۹۹ نیست!

اگر او به این گروه نپیوندد، نشانگر آن است که مرد خوشبینی است.
پادشاه با تعجب پرسید: گروه ۹۹ چیست؟

نخست وزیر جواب داد: ‘اگر می خواهید بدانید که گروه ۹۹ چیست،
باید این کار را انجام دهید: یک کیسه با ۹۹ سکه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذارید.
به زودی خواهید فهمید که گروه ۹۹ چیست!
پادشاه بر اساس حرف های نخست وزیر فرمان داد یک کیسه با ۹۹ سکه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند.

آشپز پس از انجام کارها به خانه باز گشت و در مقابل در کیسه را دید. با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد.

با دیدن سکه های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت.
آشپز سکه های طلایی را روی میز گذاشت و آنها را شمرد. ۹۹ سکه؟

آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است. بارها طلاها را شمرد؛ ولی واقعاً ۹۹ سکه بود!

او تعجب کرد که چرا تنها ۹۹ سکه است و ۱۰۰ سکه نیست!

فکر کرد که یک سکه دیگر کجاست و شروع به جستجوی سکه صدم کرد. اتاق ها و حتی حیاط را زیر و رو کرد؛اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد!

آشپز بسیار دل شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه طلایی دیگر بدست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به یکصد سکه طلا برساند.

تا دیروقت کار کرد. به همین دلیل صبح روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد
که چرا وی را بیدار نکرده اند! آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی خواند؛
او فقط تا حد توان کار می کرد.
پادشاه نمی دانست که چرا این کیسه چنین بلایی برسر آشپز آورده است و علت را از نخست وزیر پرسید.

نخست وزیر جواب داد: ‘قربان، حالا این آشپز رسماً به عضویت گروه ۹۹ درآمد!
اعضای گروه ۹۹ چنین افرادی هستند: آنان زیاد دارند اما … راضی نیستند

خوشبختی ما در سه جمله است :

تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا

ولی حیف که ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه می کنیم :

حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا.


 ادامه مطلب "گروه ۹۹" را بخوانید.
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت وارث متعلق به مدیر آن ( محسن زماني) می باشد وهيچ گونه ارتباطي با سازمان و يا اداره اي ندارد. طراحی و پشتیبانی : تمپلیت فا