مقــدمه
زندگى سراسر افتخار و پرفراز و نشیب امام دوم «حسن بن على علیهم االسلام» آن قدر زیبا و شگفت انگیز است که هر انسان متعهدى را به خود جذب مى کند. صبر و مقاومت، شجاعت و شهامت، دوراندیشى ژرف و راهبرى اطمینان بخشش سبب شد که پیامبر صلى الله علیه وآله او را «مصلح بزرگ» بنامد و برایش کنیه «ابومحمّد» را انتخاب کند.
ریحانه پیامبر، گوشواره عرش الهى، بسان آفتاب ما را به خود خیره کرد تا در ذرّه ذرّه وجود پر بهرهاش به قدر توان خویش بیندیشیم و او را به دیگران معرفى کنیم. کتاب «حقایق پنهان» (پژوهشى در زندگى سیاسى امام حسن مجتبى علیه السلام) همان باور راستین ما نسبت به آن حضرت است که با فضل و عنایات الهى پژوهشى گسترده را به خود اختصاص داده و توسط انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم چاپ شد که علاقه مندان بآن حضرت مى توانند آن را تهیه کنند.
اینک با استفاده از فصل سیزدهم آن کتاب به همراه احادیث دیگرى از سبط اکبر رسول خدا صلى الله علیه وآله چهل حدیث را تنظیم نمودیم تا درسى آموزنده براى طبقه جوان و نوجوان جامعه ما باشد، امید آن که خداوند منّان ما را مشمول حدیث نبوى ذیل گرداند.
«مَن حَفِظَ مِنْ اُمَّتِى أَرْبَعینَ حَدیثا … حَشَرَهُاللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ
مَعَ النَّبِیّینَ وَالصِّدیقِینَ وَالشُّهَداءِ وَالصّالِحِینَ ؛
هرکس از افراد امّت من چهل حدیث وگفتار از سخنان ما را حفظ کند. خداوند روز قیامت او را به همراه انبیاء عظام و راستگویان و شهداء و صالحان محشور خواهد نمود.
از دست اندرکاران مؤسسه نشر معروف که بدین مهم دست یازیدهاند و براى هریک از ائمه معصومین علیهم السلام چنین اقدامى را کرده اند تشکر مى نمایم.
رجبعلى (احمد) زمانى
۲/۹/۷۵ ه . ش
زندگینامه امام حسن مجتبى علیه السلام
به قلم: جواد محدثى
پیشواى دوم شیعیان، سبط اکبرپیامبر، حسن بن على علیه السلام، پدرش امیرالمؤمنین و مادرش فاطمه زهرا علیهاالسلام بود. در سال سوّم هجرى در مدینه به دنیا آمد. تولّد او شادى و سرورى عظیم در خانه على و فاطمه پدید آورد. هفت سال از دوران زندگیش همراه با پیامبرخدا صلى الله علیه وآله و درآغوش پُرمهر او و برخوردار ازحمایت وهدایت وتربیت اوسپرى شد. او وبرادرش امام حسین علیه السلام، مورد علاقه شدید حضرت رسول بودند و پیامبر، این دو عزیز را «سرور جوانان بهشت» مى نامید.
با رحلت حضرت رسول صلى الله علیه وآله، امام مجتبى به وجود پدر و مادر خویش دلگرم بود. پس از چند ماه، مادرش نیز شهید شد. از آن پس تحت تربیت پدر بزرگوار خویش قرار گرفت. در دوره سه خلیفه، شاهد مظلومیت پدر خویش و اهل بیت بود. وقتى حضرت على علیه السلام به خلافت رسید، او یکى از بازوهاى پر توان پدر در اداره امور حکومت بود. در سال ۳۶ هجرى، در حالى که ۳۳ سال داشت، همراه پدرش به بصره رفت و سپس در کوفه اقامت گزید. در جنگ هاى جمل و صفّین در رکاب پدر، با پیمان شکنان و متجاوزان جنگید.
وقتى حضرت على علیه السلام در سال چهلم هجرى به شهادت رسید، امام مجتبى علیه السلام به خلافت رسید و با مردمى که با وى بیعت کردند، راه پدر را که نبرد با معاویه و فتنه انگیزان بود در پیش گرفت و سپاهى آراست و آماده نبرد شد، زیرا معاویه که دشمن این خاندان بود، پیوسته به بهانه خون خواهى عثمان و در نهایت با دعوىِ خلافت، به قلمرو حکومت حضرت مجتبى علیه السلام لشکر مى کشید و غارت مى کرد و شبیخون مى زد. حضرت مصمّم بود تا با معاویه بجنگد، ولى تبلیغاتِ تفرقه افکنانه معاویه و تطمیع برخى از فرماندهان سپاه امام و کشاندن آنان به سوى خود و سست عهدى و خیانت برخى از یاران حضرت، شرایطى را پیش آورد که امام حسن علیه السلام ادامه نبرد را به صلاح ندید و بى نتیجه یافت و مظلومانه تن به پیشنهاد صلح و ترک جنگ داد و با شرایطى حکومت را به معاویه واگذار کرد و از آن پس به مدینه بازگشت و تا پایان عمر، در این شهر ماند و دوران تلخ و سختى را گذراند.
معاویه به هیچ یک از تعهّدات خویش در صلحنامه عمل نکرد. بر سختگیرى خویش نسبت به هواداران امام و اهل بیت افزود و در ملأ عام و در خطبه ها، ناسزاگویى به امیرالمؤمنین را رواج داد. امام حسن علیه السلام در این مدّت خون دل مى خورد و صبر مى کرد و چاره اى هم نداشت.
این مدّت تلخ، ده سال طول کشید. ده سالى که امام حتى در خانه خویش از تعرّضِ دشمن در امان نبود و همسرش جعده دختر اشعث با دشمنان هم دستى و همکارى مى کرد و نقش یک جاسوس خانگى را داشت.
امام حسن علیه السلام با آن همه تبلیغات مسموم و توطئه هاى دشمن، به خاطر فضایل و کراماتى که داشت، محبوب دلها بود و هر کس یک بار با او برخورد مى کرد، شیفته اخلاق والا و شخصیت معنوى و علمى او مى شد و عظمت رسول خدا را در سیماى پاک و فروزان او مشاهده مى کرد.
آن حضرت، در خانه خویش، بساط گستردهاى براى پذیرایى از فقیران و غریبان و میهمانان داشت و سفره جود و سخاوت او باز بود و همین ویژگى، دلهاى زیادى را جذب خاندان پیامبر مى کرد.
صلح امام مجتبى علیه السلام با معاویه و واگذارى خلافت به او، گر چه براى شیعیان و برخى از یاران انقلابى و پرشور حضرت، تلخ و غیر قابل تحمّل بود، لیکن امام، با درایت خویش بدین وسیله هم جلوى ریخته شدنِ بى جهت و بى ثمر خون هاى زیادى را گرفت، هم مانع اجراى توطئه هاى خطرناکتر معاویه شد که مى خواست به نحوى ریشه اسلام را بخشکاند و اهل بیت و فرهنگ نورانى آنان را نابود سازد. زمینه ساز این عقب نشینى از صحنه مبارزه با باطل هم، کوتاهى و دنیازدگى و خیانت برخى از فرماندهان و سربازان امام بود و شرایط، حتى براى شهادتى خونین و تحوّل آفرین و رسوا ساز هم فراهم نبود. این بود که آن حضرت براى مصلحت اسلام و مسلمین جام تلخ صلح را سر کشید و در این راه، زخم زبانهایى از نزدیکترین یارانش هم شنید.
امام در مدّت باقى مانده از عمرش، به تبیین مکتب و تربیت شاگردان و نیروهاى فداکار پرداخت و موقعیت والا و ارزشىِ اهل بیت را با نوع رفتارش، در حدّ مطلوب حفظ کرد. هر چند در برخى نقلها، نسبت هاى نادرست و داشتن همسران فراوان و… به حضرت مى دادند، ولى زندگى سراسر زهد و عبادت و سخاوت حضرت، دور از این آلایشها و تشکیل حرمسرا بود.
شخصیت اخلاقى والاى امام حسن علیه السلام، از او الگویى براى کمال و معرفت و پارسایى ساخته است. نمونه هاى مهمّى از سیره او را مى توان به عنوان درس زندگى قرار داد. آن حضرت با فقیران و محرومان همدردى مىکرد و در حدّ توان، زندگى آنان را تأمین مى نمود. با حلم و بردبارى شگفت، بدرفتارىهاى دیگران را نسبت به خویش مورد عفو قرار مى داد، ناسزا گویى جاهلان را با نرمترین بیان و عاطفى ترین برخورد، پاسخ مى داد و با این شیوه، دشمن را به دوست و بیگانه را به خودى تبدیل مى کرد. کرم و سخاوت او در حدّى فراگیر و گسترده بود که به وى لقبِ «کریم اهل بیت» داده بودند و کسى از در خانه او دست خالى و ناامید بر نمى گشت و در همه این بخشش ها حیثیّت و آبروى سائل و نیازمند را حفظ مى کرد، تا او شرمنده نشود.
پیوسته در عبادت و اطاعت خدا بود و عاشقانه به نماز مى ایستاد و همواره لبهاى مبارکش به ذکر خدا گویا بود. با یاد مرگ، به خوف و گریه مى افتاد و در نماز و وضو، حالتى منقلب داشت و هنگام ایستادن به نماز، رنگ از چهرهاش مى پرید و خشوع و خضوعى عظیم داشت. بیست و پنج بار با پاى پیاده به زیارت خانه خدا و سفرحج مشرّف شد و این نشانه عشق او به معبود بود. تلاوت قرآنش همراه با تدبّر و سوز و حال بود. اهل صدقه و انفاق بسیار بود. دو بار همه دارایى اش را به نیازمندان بخشید. با این همه در زهد و پارسایى و دلبسته نبودن به دنیا و ارزشمند شمردن سراى آخرت، الگو و پیشتاز بود. هیبت و وقار او همه را تحت تأثیر قرار مى داد و یادآور مهابت رسول اللّه بود.
با آنکه حکومت را در قرار داد صلح به معاویه واگذاشت، ولى از امر به معروف و نهى از منکر کوتاهى نمى کرد و از خلافکارى هاى معاویه انتقاد داشت. بارها در برخورد با معاویه با او بحث کرد و از زشتى هاى بنى امیّه گفت و جایگاه والاى خاندان پیامبر را ستود.
امام حسن علیه السلام، تداوم نسل پیامبر بود. از فرزندان او که در کربلا به شهادت رسیدند، مى توان از حضرت قاسم، عبداللّه، ابوبکر و زید نام برد. شجره نامه بخشى از سادات به آن حضرت منتهى مى شود وبه سادات حسنى وطباطبایى معروفند .
بارى… امام مجتبى علیه السلام، پس از عمرى حیات پربرکت، در سال ۵۰ هجرى در مدینه به شهادت رسید. هنگام شهادت ۴۷ سال داشت. شهادت او با توطئه معاویه و به دستِ همسرش جُعده انجام گرفت که امام را مسموم ساخت. بدخواهان اجازه ندادند که پیکرمطهرش را در کنار قبر جدّش رسول خدا صلى الله علیه وآله دفن کنند، ناچار در قبرستان بقیع مظلومانه به خاک سپرده شد. این مظلومیت هنوز هم باقى است و قبور ویران وبى سایبان امامانِ مدفون در بقیع، صحنه اى جانگداز و شاهدى برخصومتِ آشتى ناپذیر دشمنان اهلبیت، با این خاندان نور و پاکى است.
خـداشــناسى
۱ قـالَ الحَسنُ بنُ عَلِىٍ علیهماالسلام فى قَولِاللّهِ ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ : «بِسمِاللّهِ الرَّحمنِ الرِّحیمِ»: فَقالَ: اللّهُ هُوَ الَّذِی یَتَأَلَّهُ إِلَیْهِ عِنْدَ الْحَوائِجِ وَالشَّدائِدِ کُلُّ مَخْلُوقٍ عِنْدَ اِنْقِطاعِ الرَّجاءِ مِنْ کُلِّ مَنْ دُونَهُ وَتُقَطَّعُ الأسْبابَ مِنْ جَمیعِ مَنْ سِواهُ تَقُولُ بِسْمِ اللّهِ أَیْ أَسْتَعینُ عَلى أُمُورِی کُلِّها بِاللّهِ الَّذِی لا تُحِقُّ الْعِبادَةُ إلاّ لَهُ، المُغیثُ إذا اسْتُغیثَ وَالُمجیبُ إذا دُعِى .
امام مجتبى علیهالسلام با تفسیر «بسمله» راه فطرت (که یکى از قوىترین برهانهاى خداشناسى است) را بیان مىکند، آن حضرت فرمـود: «خداوند متعال وجودى است که همه موجودات در نیازمندى و سختیها به او پناه مىبرند، به ویژه هنگامى که امید از غیر او قطع گردد و همه وسائط و اسباب را ناچیز ببیند. [یعنى فطرت خداشناسى، انسان را در تنگناها به سوى واجب الوجود هدایت مىکند]این که مى گویى: «بسم اللّه ..»؛ یعنى یارى و کمک مى خواهم در همه کارهایم از خداوندى که عبادت (خضوع و کرنش) براى غیرش سزاوار نیست، او فریادرسى است که به هنگام دادخواهى دستگیرى مىنماید، و اگر کسى بخواندش پاسخ مىگوید.»
خشـنودى خــداوند
۲ قیلَ لِلحَسَنِ بنِ عَلِىٍ علیه ماالسلام : إنَّ أباذَر یَقُولُ: الفَقْرُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنَ الغِنى وَالسُقْمُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنَ الصِحَّةِ. فَقالَ علیهالسلام : رَحِمَ اللّهُ أَباذَرَ، أَمّا أَنَا أَقُولُ: مَنِ اتَّکَلَ عَلى حُسْنِ اِخْتِیارِاللّهِ لَمْ یَتَمَنَّ أَنَّهُ فِی غَیْرِ الْحالَةِ الَّتِی اخْتارَاللّهُ لَهُ، وَهَذا حَدُّ الوُقُوفِ عَلى الرِّضا بِما تَصَرَّفَ بِهِ الْقَضاءُ.
به امام مجتبى علیهالسلام گفته شد، که اباذر ـ ره ـ مىگفت: «فقر و تنگدستى را از بىنیازى، و بیمارى را از تندرستى و سلامتى بیشتر دوست دارم». حضرت فرمود: خداوند ابوذر را رحمت کند امّا من مىگویم: آن کس که بر حسن اختیار خداوند اعتماد کند، چـیزى را نمىطلـبد که جز خـداوند برایش انتـخاب کرده باشـد. و این است معـناى خشنودى در برابر حکم خداوند ـ سبحان ـ.
شـناخت قـرآن مجـید
۳ قـالَ الحَسنُ بنُ عَلِىٍ علیهماالسلام فی وَصفِ القُرآنِ المَجید: إنَّ هَذَا القُرآنَ فِیهِ مَصابِیحُ النُّورِ، وَشِفاءُ الصُّدُورِ، فَلْیَجُلْ جالٌ بَصَرَهُ وَ یَفْتَحُ لِلْضِّیاءِ نَظَرَهُ، فَإِنَّ التَّفْکِیرَ حَیاةُ القَلْبِ البَصیرِ، کَما یَمْشِى المُسْتَنِیرُ فِى الظُّلُماتِ بِالنُّورِ.
امام حسن مجتبى علیهالسلام در توصیف و شرح حال قرآن مجید فرمود: «در این قرآن است چراغهاى درخشنده هدایت و شفاى دلها و قلبها، پس باید دلها را با فروغ تابناکش روشن ساخت و با گوش فرادادن به فرامینش، قلب را که مرکز فرماندهى بدن است، در اختیارش گذاشت؛ زیرا به وسیله اندیشیدن، قلب، زندگىِ روشن خود را مىیابد، همان طورى که رهروان در پرتو نور از تاریکیها گذر مىکنند و مىرهند.»
پیـروان حقیقى قـرآن
۴ قـالَ الحَسنُ بنُ عَلِىٍ علیهماالسلام : «ما بَقِىَ فِىالدُّنْیا بَقِیَّةٌ غَیْرَ هَذَا القُرآنِ فَاتَّخـِذُوهُ إماما یَدُلُّکُمْ عـَلى هُداکُمْ، وَإنَّ أَحَقَالنّاسِ بِالقُرآنِ مَنْ عَمِلَ بِهِ وَإنْ لَمْ یَحْفَظْهُ وَأَبْعَدَهُمْ مِنْهُ مَنْ لَمْ یَعْمَلْ بِهِ وَإنْ کانَ یَقْرَأُهُ.»
امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: «تنها چیزى که در این دنیاى فانى، باقى مىماند قرآن است، پس قرآن را پیشوا و امام خود قرار دهید، تا به راه راست و مستقیم هدایت شوید. همانا نزدیکترین مردم به قرآن کسانى هستند که بدان عمل کند، گرچه به ظاهر (آیات) آن را حفظ نکرده باشند و دورترین افراد از قرآن کسانى هستند که به دستورات آن عمل نکنند گرچه قارى و خواننده آن باشند.»
قـرآن در صحنه قـیامت
۵ قـالَ الامامُ المُجتَبى علیهالسلام : «إنَّ هذا القُرآنَ یَجِئُ یَوْمَ القِیمَةِ قائِدا وسائِقا یَقُـودُ قَوْما إلَى الجـَنـَّةِ أَحَلُّوا حَلالَهُ وَحَرَّمُوا حَرامَهُ وآمَنُوا بِمُتَشابِهِهِ ویَسُـوقُ قَوْما إلَى النـّارِ ضَیَّعُوا حُدُودَهُ وأَحْکامَهُ وَاسْتَحَلُّوا حَرامَهُ.»
امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: «قرآن در صحنه قیامت به صورت رهبر و امام ظهور یافته، مردم را به دو دسته تقسیم مىکند: ۱ ـ کسانى که به قرآن عمل نموده، حلال و حرام آن را همانگونه که هست بجا آوردهاند و متشابه آن را با قلب پذیرا شدهاند، قرآن اینان را به سوى بهشت جاویدان هدایت مىنماید. ۲ ـ آنان که حدود و قوانینش را ضایع نمودند و محرّماتش را حلال شمرده و به آن تعدّى کردند، قرآن آنها را به سوى آتش (جهنّم) روانه مىسازد.»
فضـایل اهـل بیت علیهم السلام
۶ قـالَ الحَسنُ بنُ عَلِىٍ علیهماالسلام : «أَیُّهَا النّاسُ اِعْقِلُوا عَنْ رَبِّکُمْ، إنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ اصْطَفى آدَمَ وَنُوحا وآلَ إبراهیمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَى العالَمینَ، ذُرِّیَةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَاللّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ، فَنَحْنُ الذُرِّیَةُ مِنْ آدَمَ وَالأُسْرَةُ مِنْ نُوحٍ، وَالصَّفْوَةُ مِنْ إبراهیمَ، وَالسُّلالَةُ مِنْ إسماعیلَ وَآلُ مُحَمَّدٍ نحْنُ، فیکُمْ کَالسَماءِ المَرْفُوعَةِ وَالأرْضِ المَدْحُوَّةِ وَالشَّمْسِ الضاحِیَةِ وَکَالشَّجَرَةِ الزَّیْتُونَةِ، لا شَرْقِیَّةٌ وَلا غَربیَّةٌ الَّتى زَیْتُها النَبِیٌّ صلىاللهعلیهوآله وَعَلِىٌّ فَرْعُها، وَنَحْنُ وَاللّهِ ثَمَرَةُ تِلْکَ الشَّـجَرَةِ، فَمَنْ تَعـَلَّقَ بِغُصْنٍ مِنْ أَغْصـانِها نَجَى وَمَنْ تَخَلـَّفَ عَنْها فَإلَى النّارِ هَوى.»
امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: «اى مردم علم و معرفت را از پروردگار خود بیاموزید. همانا خداوند بزرگ آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را براى جهانیان، به پیامبرى برگزید، آنان دودمانى بودند که (پاکى، تقوا و فضیلت را) بعضى از بعض دیگر گرفته بودند. خداوند (به کوششهاى آنان در راه رسالت) شنوا و داناست. مردم! ما ـ اهل بیت ـ از فرزندان آدم و دودمان نوح و فرزندان برگزیده ابراهیم و تبار اسماعیلیم، ما آل محمد، در میان شما همانند آسمان بلند و همچون زمین گسترده و مثل خورشید پر فروغیم. همانند درخت زیتونیم که نه به شرق مایل است و نه به غرب. درختى که ریشهاش رسول خدا صلىاللهعلیهوآلهاست و شاخهاش على بن ابى طالب علیهالسلام. سوگند به خدا ما (اهل بیت) میوه آن درختیم، پس هر کس به یکى از شاخههاى آن چنگ زند نجات مىیابد (و سعادتمند است) و هر کس از آن جدا شود جایگاهش آتش است.»
مکارم اخـلاق چیست؟
۷ قـالَ الحَسنُ علیهالسلام : مَکارِمُ الأَخْلاقِ عَشَرَةٌ: صِدْقُ اللِّسانِ وَ صِدْقُالیَأْسِ و إِعْطاءُ السائِلِ و حُسنُ الْخُلقِ وَ الْمُکافاةُ بِالصَنائِعِ وَ صِلَةُ الرَحِمِ وَالتَّذَمُّمُ عَلَى الْجارِ وَ مَعْـرِفَةُ الْحَـقِّ لِلصّاحِبِ، وَ قِرَى الضَّیْفِ وَ رَأْسُهُنَّ الْحَیاءُ.
امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: مکارم اخلاق ده چیز است: ۱٫ راستگوئى ۲٫ نومیدى راستین از غیر خدا ۳٫ بخشش به نیازمندان ۴٫ خوش خلقى ۵٫ پاداش در برابر خدمات دیگران ۶٫ پیوند و رفت و آمد با خویشاوندان ۷٫ حمایت از همسایه ۸٫ توجّه به حقوق دوستان ۹٫ مهمان نوازى ۱۰٫ و مهمترین اینها شرم و حیاء است.
آرامش در پرتو ولایت
۸ قـالَ الحَسنُ بنُ عَلِىٍ علیهماالسلام: «أَمّا بَعْدُ فَإنَّ عَلِیّا بابٌ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِنا وَمَنْ خَرَجَ مِنْهُ کانَ کافِرا، أَقُولُ قَوْلِی هَذا، وَأَسْتَغْـفِرُ اللّهَ لِی وَلَـکُمْ.»
امام مجتبى علیهالسلام در حضور پدر گرامىاش خطبهاى خواند که در بخشى از آن فرمود: «همانا على بنابىطالب علیهالسلام دربى است که هرکس بر آن وارد شود؛ یعنى او را بشناسد و بر او اقتدا کند، آرامش و امنیت کامل را درمىیابد و هرکس به آن درب روى نیاورد و مخالفت با او کند کفر و بدبختى و تیرهروزى او را فرا خواهد گرفت، سپس فرمود: این گفته و مطلب اساسى من است، آنگاه براى خود و دیگران طلب رحمت و آمرزش نموده و گفت: استغفر اللّه لى ولکم و آنگاه از منبر فرود آمد.»
آمرزش گناه در پرتو محبّت
۹ قـالَ الحَسنُ بنُ عَلِىٍ علیهماالسلام: «وَاللّهِ لا یُحِبُّنا عَبْدٌ أَبَدا وَلَوْ کانَ أَسیرا فِىالدَّیْلَمِ إلاّ نَفـَعَهُ حُبـُّنا وَإنَّ حُبَّنا لَیُساقِطُ الذُّنُوبَ مِنْ بَنِیآدَمَ کَما یُساقِطُ الریحُ الوَرَقَ مِنَ الشَّجَرِ.»
امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: «سوگند به خداوند که کسى دوست نمىدارد ما را ـ گر چه در دورترین نقاط؛ همچون دیلم اسیر باشد ـ مگر این که دوستى ما به حال او مفید خواهد بود، همانا ولایت و محبت ما ـ اهل بیت ـ گناهان فرزندان آدم را از بین مىبرد همان طورى که باد، برگ درختان را از شاخه و تنه او جدا مىکند و به زمین مىریزد.»
غفلت در دنیا و پشیمانى در آخرت
۱۰ قـالَ الحَسنُ علیهالسلام : النّاسُ فِی دارِ سَهْوٍ وَ غَفْلَةٍ یَعْمَلُونَ وَلا یَعْلَمُونَ فَاِذا صارُوا إلى الآخِرَةِ صارُوا اِلى دارِ یَقینٍ یَعْلَمُونَ وَ لا یَعْمَلُونَ.
امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: مردم] در این دنیا] در خانه بىخبرى و غفلت بسر مىبرند، پس هر کارى را انجام مىدهند، نمىدانند [ثمرش را] و چون به خانه آخرت روند، به وادى یقین در آیند و همه چیز را بدانند و لکن نتوانند عمل سودمندى را در آنجا براى خویش انجام دهند.
حـکومت و اهل بیت علیهم السلام
۱۱ قالَ الامامُ المُجتَبى علیهالسلام : «إنَّما هذَا الأمْرُ لِی وَالخِلافَةُ لِی وَلِأهْلِ بَیْتِی، وَإنَّها لَُمحَرَّمَةٌ عَلَیْکَ وَعَلى أَهْلِ بَیْتِکَ سِمِعْتُهُ مِنْ رَسُولِاللّهِ صلىاللهعلیهوآله . وَاللّهِ لَوْ وَجَدْتُ صابِرینَ عارِفینَ بِحَقّى غَیْرَمُنْکِرینَ ما سَلَّمْتُ لَکَ وَلا أَعْطَیْتُکَ ما تُریدُ.»
امام مجتبى علیهالسلام در پاسخ به نامهاى که معاویه براى آن حضرت فرستاده بود، چنین جواب دادند: «همانا این امر (حکومت) و جانشینى رسولخدا صلىاللهعلیهوآله از آنِ من و مربوط به اهل بیت من است و بر تو و خاندانت حرام است. این مطلب را از رسول خدا صلىاللهعلیهوآلهشنیدهام. سپس فرمود: سوگند به خداوند، چنانچه یارانى آگاه و آشنا به حقم، مىیافتم (که در راه احیاى حق ایستادگى مىنمودند) حکومت را به تو واگذار نمىکردم و آنچه را که تو مىخواستى، به تو نمىدادم».
فرجـام امامان راستین
۱۲ قالَ الامامُ المُجتَبى علیهالسلام : «وَاللّهِ لَقَدْ عَهِدَ إلَیْنا رَسُولُاللّهِ یَمْلِکُهُ إثناعَشَرَ إماما مِنْ وُلْدِ عَلِیٍّ وَفاطِمَةَ، ما مِنّا إلاّ مَسْمُومٌ أَوْ مَقْتُولٌ.»
جناده گوید: در روزهاى واپسین عمر امام مجتبى علیهالسلامخدمت آن حضـرت رسیدم، آن حضـرت به من نگاهى کرد و فـرمــود: «سوگند به خداوند که رسولخدابما وعده نمود: امامت و وصایت بعد از او را دوازده نفر بدست مىگیرند، یازده نفر آنان از فرزندان على وفاطمه علیهماالسلام هستند. سپس حضرت فرمود: ما جانشینان او در فرجام کار، در راه خدا یا مسموم مىگردیم و یا کشته مىشویم.»
شیعیان کیست اند و دوستان کداماند
۱۳ قالَ لَهُ رَجُلٌ: «یابنَ رَسُولِاللّهِ إنّى مِن شیعَتِکُم» فَقالَ الحَسَن علیهالسلام : «یا عَبْدَ اللّهِ إنْ کُنْتَ لَنا فِى أَوامِرِنا وَزَواجِرِنا مُطیعا فَقَـدْ صَـدَقْـتَ، وَإنْ کُنْـتَ بِخِـلافِ ذلِکَ فَلا تَزِدْ فِی ذُنُوبِکَ بِدَعْواکَ مَرْتَبَةً شَـریفَةً لَسْتَ مِنْ أَهـْلِها، لا تَقُلْ أَنَا مِنْ شِیعَتِـکُمْ ولکِنْ قُلْ أَنَا مِنْ مُوالِیکُمْ وَمُحِبِّیکُمْ وَمُعادِی أَعْدائِکُمْ وَأَنتَ فِى خَیْرٍ وَإلى خَیْرٍ.»
مردى رو به امام حسن علیهالسلام کرد و سپس گفت: «اى پسر رسول خدا من شیعه شما هستم.» امام علیهالسلام فرمود: «اى بنده خدا، اگر در انجام واجبات و خوددارى از محرمات (گناهان) پیرو ما هستى و تبعیت مىکنى که راست مىگویى، و چنانچه اینگونه نیستى، با این ادّعاى دروغ بر گناهان خود افزودى؛ زیرا شیعه و پیرو ما از مقام والا و بلندى برخوردار است و تو اهل آن نیستى، مگو که من شیعه تو هستم، بلکه بگو من از دوستان و هواداران و نیز از بدخواهان دشمنان شمایم، در این صورت تو در خیر و نیکى بسر مىبرى و در مسیر خیر خواهى قرار دارى.»
معیارهاى دوسـتان سالم
۱۴ قالَ الامامُ المُجتَبى علیهالسلام : «قال علیهالسلام : إیّاکَ أَنْ تَمْدَحَنى فَأَنا أَعْلَمُ بِنَفْسى مِنْکَ أَوْ تُـکَذِّبَنى فَإنَّـهُ لا رَأْىَ لِمَـکْذُوبٍ أَوْ تَغْتابَ عِنْدِى أَحَدا، فَقالَ لَهُ الرَجُلُ: إئذِنْ لِی فِىالإنْصِرافِ. فَقالَ علیهالسلام : نَعَمْ إذا شِئْتَ.»
مردى از امام حسن علیهالسلام خواست که دوست و همنشین وى باشد، امام علیهالسلام سه شرط را برایش مطرح نمود: «فـرمــود: ۱ ـ اوّل آن که از من ستایش و تعریف نکنى؛ زیرا من نسبت به خودم از تو آگاهترم. ۲ ـ مرا دروغگو ندانى؛ زیرا دروغگو رأى و عقیده درستى ندارد. ۳ ـ مبادا در برابر من از کسى غیبت کنى. چون آن مرد شرایط دوستى با آن حضرت را دشوار دید گفت:
سـیاست از دیدگاه معصوم
۱۵ قالَ الامامُ المُجتَبى علیهالسلام : فقال علیهالسلام: هِیَ أَنْ تَرْعى حُقُوقَ اللّهِ، حُقُوقَ الأحْیاءِ، وَحُقُوقَ الأمواتِ. فَأمّا حُقُوقُ اللّهِ فَأداءُ ما طُلِبَ وَاجْتِنابُ عَمّا نُهِىَ. وَأمّا حُقُوقُ الأحْیاءِ: فَهِىَ أَنْ تَقُومَ بِواجِبِکَ نَحْوَ إخْوانِکَ، وَلا تَتَأخَّرَ عَنْ خِدْمَةِ أُمَّتِکَ وَأَنْ تُخَلِّصَ لِوَلِىِّ الأمْرِ ما أَخْلَصَ لِأُمَّتِهِ وأنْ تَرْفَعَ عَقِیرَتَکَ فِى وَجْهِهِ إذا ما حادَ عَنِ الطَّریقِ السَویّ. وأمّا حُقُوقُ الأمواتِ: فَهِىَ أنْ تُذْکَرَ خَیْراتِهِمْ وَتَتَغاضى عَنْ مَساوِئِهِمْ فَإنَّ لَهُمْ رَبّا یُحاسِبُهُمْ.
مردى از امام مجتبى علیهالسلام پرسید: سیاست چیست؟فـرمـود: «سیاست، رعایت حقوق خدا، و حقوق زندگان از مردم و حقوق اموات آنان است. اما حق خداوند: انجام دادن فرایض (واجبات) و دورى کردن از آنچه ما را نهى کرده است (محرّمات). اما حقوق زندگان: این که وظیفه خود را نسبت به مردم انجام دهى و هرگز از خدمت
عــزّت مـؤمـن
۱۶ قالَ الامامُ المُجتَبى علیهالسلام : «لَوْ جَعـَلْتُ الدُنْیا کُلَّها لُقْمـَةً واحِدَةً لَقَمْتُها مَنْ یَعْبُدُ اللّهَ خالِصا لَرَأَیْتُ أَنّى مُقـَصِّرٌ فِى حَقِّهِ، وَلَوْ مَنَعْتُ الکافِرَ مِنْها حَتّى یَمُوتَ جُوعا وَعَطَشا ثُمَّ أَذَقْتُهُ شَرْبَةً مِنَ الماءِ لَرَأَیْتُ أَنّى قَدْ أَسْرَفْتُ.»
امام مجتبى علیهالسلام فرمود: «اگر همه دنیا را تبدیل به یک لقمه غذا کنم و به انسانى که خدا را از روى خلوص عبادت مىکند بخورانم، درباره او کوتاهى کرده و خودم را مقصّر مىدانم و چنانچه فرد کافرى را گرسنگى دهم تا به آن اندازه که جانش از شدّت گرسنگى و تشنگى به لب برسد، آنگاه مقدارى کمى آب به او بدهم، خود را نسبت به او اسراف کار مىپندارم.»
انتخــاب دوسـت
۱۷ قالَ علیهالسلام لِبَعضِ وُلدِهِ: یا بُنَیَّ لا تُؤاخِ أَحَدا حَتّى تَعْرِفَ مَوارِدَهُ وَمَصادِرَهُ فَإذا اسْتَنْبَطْتَ الخُبْرَةَ وَرَضِیتَ العِشْرَةَ فَآخِهِ عَلى إقالَةِ العَثْرَةِ وَالمُواساةِ فِى العُسْرَةِ.»
امام مجتبى علیهالسلام فرمود: «پسرم با هیچکس پیمان دوستى مبند مگر این که بدانى از کجا مىآید و به کجا مىرود؛ یعنى خصوصیات اخلاقى و خانوادگىاش را بدست آور، و چون دقیق بررسى کردى و او را انسانى شایسته یافتى، بر پایه گذشت و اغماض و برادرى در سختیها و لغزشها با او رفتار کن و دوستىات را استمرار بخش.»
توجه به حقـوق دیگران
۱۸ قـالَ علیهالسلام : «أَعْرَفُالناسِ بِحُقُوقِ إخوانِهِ وَأَشَدُّهُمْ قَضاءا لَها أَعْظَمُهُمْ عِنْدَاللّهِ شَأْنا وَمَنْ تَواضَعَ فِىالدُّنْیا لاِءخْوانِهِ فَهُوَ عِنْدَاللّهِ مِنَ الصِّدِیقینَ وَ مِنْ شیعَةِ عَلِیِّ بْنِ أَبىطالِبٍ علیهالسلام »
امام مجتبى علیهالسلام فرمود: «والاترین مقام در نزد خداوند از آنکسى استکه آشنا به حقوق مردم باشد وسعى در اداى آن نمایند، وکسى که در برابر برادران دینىاش تواضع داشته باشد، خداوند او را از راستگویان وشیعیان على بنابیطالب علیهالسلاممحسوب خواهد کرد.»
نیــکى چیست؟
۱۹ قـالَ المُجتَبى علیهالسلام : اَلْمَعْرُوفُ مالَمْ یَتَقَدَّمَّهُ مَطَلٌ وَلا یَتْبَعُهُ مَنٌّ وَ الإعـْطاءُ قَبْلَ السُؤالِ مِنْ أکْبَرِ السُؤدَدْ.
امام مجتبى علیهالسلام فرمود: کار نیک آن است که قبل از انجامش هیچگونه سستى و مسامحهاى انجام نگیرد و بعد از پایان کار هیچ منّتى همراه نداشته باشد] بعد فرمود: [بخشندگى قبل از سؤال کردن نشانه بزرگوارى است.
عبادت در سرزمین عرفات
۲۰ قـالَ الحَسنُ علیهالسلام : إِنَّ اللّهَ تَعالَى یُباهی مَلائِکَتَهُ بِعِبادِةِ یَوْمِ عَرَفَةِ فَیَقُولُ: عِباِدی جاؤُنِی شُعْثا یَتَعَرَّضُونَ لِرَحْمَتِی فَأُشْهِدُکُمْ أَنِّی قَدْ غَفَرَتُ لُِمحْسِنِهِمْ وَ شَفَّعْتُ مُحْسِنَهُمْ فِیمُسِیئِهِمْ وَإِذا کانَ یَوْمَ الْقِیامَةِ فَمِثْلُ ذلِکَ.
امام حسن علیهالسلام فرمود: همانا خداوند مباهات و افتخار به بندگانِ خود در سرزمین عرفات مىکند و به فرشتگان خود مىگوید: بندگانِ من بر روى خاکها نشستهاند و طلب رحمت مىکنند گواه باشید که من نیکوکاران آنها را بخشیدم و آنان را شافع و واسطه در بخشش گناهکاران آنها قرار دادم و به هنگام قیامت نیز آنان شفاعت مىکنند.
تـقــوا
۲۱ قالَ الامامُ المُجتَبى علیهالسلام : «إتَّقُوااللّهَ عِبادَاللّهِ وَجِدُّوا فِىالطَّلَبِ وَتِجاهَ الهَرَبِ وَ بادِرُوا العَمَلَ قَبْلَ مُقَطِّعاتِ النَّقِماتِ وَهادِمِ اللَّذّاتِ، فَإنَّ الدُنْیا لا یَدُومُ نَعیمُها وَلا تُؤْمَنُ فَجِیعُها وَلا تُتَوَقّى مَساوِیها، غُرُورٌ حائِلٌ و سِنادٌ مائِلٌ.»
بخشى از سخنان امام علیهالسلام درباره پرهیزکارى: «اى بندگان خدا، از نافرمانى در برابرش بپرهیزید. و براى تحقّق خواستههاى خویش کوشش نمایید و از کارهاى ناروا بگریزید قبل از اینکه سختیها به شما رو آورد و به آغوش مرگ بیفتید به کارهاى نیک مبادرت ورزید. همانا نعمتهاى دنیا زودگذر و ناپایدار است و کسى از خطرها در امان نیست و مصون از بدبختیها نخواهد بود، دنیا فریبگر مانعِ خوشبختى است و تکیه گاهى سست و بىاساس است.»
چـگونـگى ورود به نمـاز
۲۲ قالَ الامامُ المُجتَبى علیهالسلام : قال علیهالسلام : «إنَّ اللّهَ جَمیلٌ یُحِبُّ الجَمالَ فَأَتَجَمَّلُ لِرَبّى وَقَرَأَ الآیة: یا بَنى آدَمَ خُذُوا زینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ.»
امام حسن مجتبى علیهالسلام هرگاه مىخواست نماز بپا دارد، بهترین لباسهاى خویش را مىپوشید، بعضى از آن حضرت سبب آن را پرسیدند. «همانا خداوند زیبا است (منبع و مجمع همه زیباییها است) و زیبایى را دوست دارد و چنانچه من در وقت اقامه نماز لباس زیبا به تن مىکنم فقط به خاطر پروردگار و خالقم مىباشد. در آن هنگام آیه شریف ذیل را خواند: اى انسانها به هنگام عبادت خداوند، لباسهاى زیبا و زینتى خود (بهترین لباسهایتان) را بپوشید.
دعــاى قنـوت
۲۳ قالَ الامامُ المُجتَبى علیهالسلام : «رَبِّ اهْدِنى فیمَنْ هَدَیْتَ وَعافِنی فیمَنْ عافَیْتَ وَتَوَلَّنى فیمَنْ تَوَلَّـیْتَ وَبـارِکْ لى فیما أَعْـطَیْتَ وَقِنی شَرَّ ما قَضَیْتَ إِنَّکَ تَقْضی وَلا یُقْضى عَلَیْکَ إِنَّهُ لا یـُذِلُّ مَنْ والَیْتَ تَبارَکَ رَبَّنا وَتَعـالَیْتَ.»
ابى الجوزاء مىگوید: خدمت امام مجتبى علیهالسلام بودم که در دعا، دست چنین مىفرمود: «پروردگارا؛ مرا به راه کسانى هدایت کن که خود، آنها را هدایت فرمودى، و سلامتى را آن گونه عنایت کن که به آنها عنایت کردى و دوست بدار مرا همانطورى که آنها را دوست داشتى و برکت ده در آنچه بر من ارزانى داشتى و نگهدار مرا از شرّ و بدى آنچه حکم کردى ـ ] در سایه اعمال زشت، بعضى از شرور به صورت طبیعى سراغ انسـان مىآید که عکسالعمل افعال و کردار شخص است] ـ همانا تو حاکم بر همه اشیائى و هیچ چیز بر تو غالب نخواهد بود، پروردگارا خوار و ذلیل نمىشود کسى را که تو دوست بدارى، پاک و منزه و بلند مرتبه است پروردگار ما.»
چگونگى ورود به مسجد
۲۴ قالَ الامامُ المُجتَبى علیهالسلام : «اِلهى ضَیْفُکَ بِبابِکَ یا مُحْسِنُ قَدْ أَتاکَ المُسِىء، فَتَجاوَزْ عَنْ قَبیحِ ما عِنْدی بَجَمیلِ ما عِنْدَکَ یاکَریمُ.»
امام مجتبى علیهالسلام به هنگام ورود به مسجد، سر را به طرف آسمان بلند مىکرد و مىفرمود: «پروردگارا مهمان تو، جلو در خانهات ایستاده است. اى نیکوکار، بنده تباه کار و بدرفتار به درگاهت شتافته، از زشتیهایىکه مرتکب شده به خاطر زیباییهایى که در نزد تواست، درگذر وببخش، اى بخشنده کریم.»
فواید رفت و آمد به مسجد
۲۵ قـالَ المُجتَبى علیهالسلام : «مَنْ أَدامَ الاِخْتِلافَ إلَىالمَسْجِدِ أَصابَ إحدى ثَمانِ: آیَةً مُحْکَمةً، وَأَخا مُسْتَفادا وَعِلْما مُسْتَطْرِفا، وَرَحْمَةً مُنْتَظِرَةً وَکَلِمَةً تَدُلُّ عَلَى الهُدى، أَوْ تَرُدُّهُ عَنْ رَدى وَتَرکَ الذُّنُوبِ حُبّا أَوْ خَشْیَةً.»
امام مجتبى علیهالسلام فرمود: «کسى که به مسجد رفت و آمد (تردّد) داشته باشد، بر یکى ـ یا بیشتر ـ از نعمتهاى هشتگانه دسترسى پیدا خواهد نمود: ۱ ـ استدلالهاى استوار و محکم در امور دینى خود (اعتقادى، فقهى، سیاسى و…)؛ ۲ ـ دستیابى به دوستان سودمندى که تردّد با آنها مایه بهرهورى است؛ ۳ ـ معلومات و دانش تازه و شگفتانگیز؛ ۴ ـ رحمت و نعمتى که چشم به راه اوست؛ ۵ ـ دستیابى به سخنان هدایت کنندهاى که شخص را به راه راست رهبرى مىکند؛ ۶ ـ دستیابى به مطالبى که انسان را از پستیها و ضد ارزشها دور مىدارد؛ ۷ ـ دورى از گناه و محرمات یا بدان جهت که ترک گناه را دوست مىدارد؛ ۸ ـ دورى از گناه و محرمات یا بدان جهت که مىترسد گرفتار عقوبت الهى شود یا آبرو و حیثیت خود را با انجام گناه از بین ببرد.»
تـوجه به قــیامت
۲۶ قالَ الامامُ المُجتَبى علیهالسلام : «إنّما أَبْکِی لِخَصْلَتَیْنِ: لِهَوْلِ المُطْلَعِ، و فَراقِ الأحِبَّةِ.»
گاهى امام علیهالسلام را محزون و اندوهگین مىدیدند، بطورى که اشکهاى چشم امام علیهالسلام بر روى صورتش جارى بود، از آن حضرت مىپرسیدند: چرا شما محزونید و گریه مىکنید؟! و حال آن که شما وارث پیامبر و وصى او هستید، فرمود: «گریه من براى دو چیز است: ۱ ـ وحشت از ورود به صحنه قیامت ۲ ـ جدایى از دوستان و عزیزانى که انسان بدانها وابسته و علاقهمند است.»
ماه رمضان ماه آزمایش
۲۷ مـَـرَّ علیهالسلام فِى یَوْمِ فِطْرٍ بِقـَوْمٍ یَلْعَبُونَ وَیَضْحَکُونَ، فَوَقَفَ عَلى رُؤُوسِهِمْ فَقالَ: «إِنَّ اللّهَ جَعَلَ شَهْرَ رَمَضانَ مِضْمارا لِخَلْقِهِ فَیَسْتَبِقُونَ فیهِ بِطاعَتِهِ إلى مَرْضاتِهِ، فَسَبَقَ قَوْمٌ فَفازُوا وَقَصَّرَ آخَرُونَ فَخابُوا، فَالْعَجَبَ کُلَّ العَجَبِ مِنْ ضاحِکٍ لاعِبٍ فِی الیَوْمِ الَّذی یُثابُ فیهِ الُمحْسِنُونَ وَیَخْسَرُ فیهِ المُبْطِلُونَ، وَأیْمُ اللّهِ لَوْ کُشِفَ الغِطاءُ لَعَلِمُوا أَنَّ الُمحْسِنَ مَشْغُولٌ بِإحْسانِهِ وَالمُسىءَ مَشْغُولٌ بِإساءَتِهِ،» ثـُمَّ مـَضى.
«روز عید فطرى بود، امام مجتبى علیهالسلام به جمعى که مشغول به بازى و خنده بودند برخورد، بالاى سر آنان ایستاد و فرمود: خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه و بهره بردارى براى مخلوق خویش قرار داده که با اطاعت و بندگى بر یکدیگر پیشى و سبقت گیرند و خشنودى خداى را به دست آورند، گروهى سبقت جستند و مسابقه را بردند و گروهى دیگر عقب ماندند و متضرر شدند. شگفت و تعجب از آنانى است که در روز پاداش گرفتن نیکوکاران و زیان دیدن بىهدفان، به خنده و لهو و لعب پرداختهاند. به خدا قسم اگر حجابها برکنار شود، خواهید دید نیکرفتار به نیکى خویش مشغول است و بدکردار به رفتار بدش گرفتار؛ یعنى قیامت را به چشم خویش مىبیند و نتایج رمضان را مشاهده مىکند. سپس آنها را به حال خویش وا گذاشت و رفت.»
چارهاندیشى در ترک گناه
۲۸ قالَ الامامُ المُجتَبى علیهالسلام : «اِفْعَلْ خَمْسَةَ أَشْیاءٍ وَاذْنِبْ ما شِئْتَ، لا تَأْکُلْ رِزْقَ اللّهِ وَاذْنِبْ ما شِئْتَ، وَاطْلُبْ مَوْضِعا لا یَراکَ اللّهُ وَاذْنِبْ ما شِئْتَ، وَاْخْرُجْ مِنْ وِلایَةِ اللّهِ وَاذْنِبْ ما شِئْتَ، وَإذا جاءَ مَلَکُ المَوْتِ لِیَقْبِضَ رُوحَکَ فَادْفَعْهُ عَنْ نَفْسِکَ وَاذْنِبْ ما شِئْتَ، وَإذا أَدْخَلَکَ مالِکُ النّارِ فَلا تَدْخُلْ فِى النّارِ وَاذْنِبْ ما شِئْتَ.»
مردى خدمت امام مجتبى علیهالسلام رسید، عرض کرد: من بندهاى گنهکارم و برانجام معصیت عادت نمودهام نمىتوانم گناه نکنم. اى فرزند پیامبر خدا، مرا پند و اندرز ده و موعظه کن. حضرت فرمود: «چنانچه نمىتوانى ترک گناه کنى، پنج کار را انجام بده و هر چه مىخواهى گناه کن: ۱ ـ روزى خداى را نخور. ۲ ـ گناه را در جایى انجام ده که خداوند تو را نبیند. ۳ ـ از سرزمین خدا خارج شو، (و برو به جایى که در زیر سلطه و قدرت خداوند نباشد!). ۴ ـ آنگاه که فرشته مرگ (عزرائیل) خواست جانت را بگیرد او را از خود دور کن. ۵ ـ هنگامى که مالک دوزخ خواست تو را داخل آتش کند، پس با قدرت ایستادگى کن و داخل نشو. این پنج عمل را انجام بده، بعد هر چه خواستى گناه کن.»
رذائل اخلاقى(تکبّر،حرص،حسد)
۲۹ قـالَ المُجتَبى علیهالسلام : هَلاکُ النّاسِ فىثَلاثٍ: اَلْکِبْرُ وَالحِرْصُ وَالْحَسَدُ، فَالکِبْرُ هَلاکُ الدّینِ وَ بِهِ لُعِنَ إِبْلیسُ وَ الحِرْصُ عَدُوُّ النَفْسِ وَ بِهِ أُخْرِجَ آدَمُ مِنَ الجَنَّةِ وَ الحَسَدُ رائِدُ السُوءِ وَ مِنْهُ قَتَلَ قابیلُ هابیلَ.»
در مورد آثار شوم بعضى از رذائل اخلاقى، امام مجتبى علیهالسلامفرمودند: «سه چیز مردم را به هلاکت مىرساند: تکبّر، حرص و آز، حسد. پس خودبینى و تکبر، دین انسان را از بین مىبرد، همانطورى که شیطان تکبر کرد و دینش نابود شد و منفور گردید. حرص و آز دشمن شخصیت هر فرد است همانطور که آدم ابوالبشر (بواسطه حرصى که در وى به وجود آمد) از بهشت رانده شد. حسد (آرزوى زوال نعمت از دیگران) راهبر بدبختیها و تیرهروزیها است، بواسطه حسد قابیل هابیل را کشت.»
بُـخـــل
۳۰ قـالَ الامامُ الحَسنُ علیهالسلام : «البُخْلُ جامِعٌ لِلْمَساوى وَالعُیُوبِ وَ قاطِعٌ لِلْمَوَدّاتِ مِنَ القُلُوبِ.»…فَقالَ علیهالسلام : «هُوَ أَنْ یَرَى الرَجُلُ ما أَنْفَقَهُ تَلَفا وَأَمْسَکَهُ شَرَفا.»
امام مجتبى علیهالسلام فرمود: «بخل سرآمد همه بدیها و زشتیها است، که محبت و دوستى را از دلها مىزداید.» مردى پرسید بخل چیست؟ « در جواب آن مرد فرمود: بخل آن است که انسان هرآنچه را
آداب غــذا خـوردن
۳۱ قـالَ الامامُ الحَسنُ علیهالسلام : «فِىالمائِدَةِ اثْنَتَىعَشَرَ خِصْلَةً یَجِبُ عَلى کُلِمُسْلِمٍ أَنْ یَعْرِفَها، أَرْبَعٌ فیها فَرْضٌ، وَأَرْبَعٌ سُنَّةٌ، وَأَرْبَعٌ تَأْدیبٌ: الفَرْضُ: المَعْرِفَةُ، الرِّضا، التَّسْمِیَةُ، الشُّکْرُ. اَلسُّنَّةُ: الوُضُوءُ قَبْلَ الطَعامِ، الجُلُوسُ عَلى_’feالجانِبِ الأیْسَرِ، الاکْلُ بِثَلاثَةِ أَصابِعَ، وَلَعْقِ الأصابِعِ. التَأْدِیبُ: الاکْلُ مِمّا یَلیکَ، تَصْغِیرُ اللُّقْمَةِ، تَجْویدُ المَضْغِ، قِلَّةُ النَظَرِ فى وُجُوهِ الناسِ.»
امام مجتبى علیهالسلام فرمود: «سزاوار است مسلمان هنگام غذاخوردن دوازدهچیز را رعایت نماید. که چهارتاى آن واجب (اخلاقى) و چهار امر دیگر آن سنت و سیره اسلامى است و چهارتاى باقى مانده، از آداب محسوب مىگردد. اما چهار امر لازم: ۱ ـ شناسایى غذا ۲ ـ خشنود بودن بدانچه روزىات گردیده ۳ ـ نام خدا را بر زبان جارى کردن (بسم اللّهگفتن) ۴ ـ شکر گزارى در برابر نعمتى که به تو داده شده. اما چهار موضوعىکه مراعات آن ثواب وسنّت است: ۱ ـ وضو گرفتن پیش از شروع به غذا ۲ ـ نشستن بر جانب چپ بدن ۳ ـ غذا را با سه انگشت بردارد و بخورد. ۴ ـ انگشتان خود را بلیسد. و چهار امر باقىمانده که از ادب اسلامى به شمار مىرود: ۱ ـ لقمه را از جلو خویش بگیرد ۲ ـ لقمههاى غذا را کوچک بردارد ۳ ـ غذا را خوب بجود ۴ ـ به صورت دیگران نگاه نکند.»
شسـتن دست قبل از غـذا
۳۲ قـالَ الحَسنُ علیهالسلام : «غَسْلُ الیَـدَیْنِ قَبْـلَ الطَعامِ یُنْفى الفَقْرَ وَبَعْدَهُ یُنْفى الهَمَّ.»
ـ اثنى عشریة، ص۵۵، و نیز حدیث فوق از امام صادق ـ ع ـ نقل شده. رکـ : فروع کافى، ج۶، ص۲۹۰٫ «شستشوى دو دست قبل از غذا، فقر و بیچارگى را از بین مىبرد و بعد از غذا، غم و غصه را از بین مىبرد.»
چـرا وحشت از مـرگ؟
۳۳ قـالَ لَهُ رَجُـلٌ: یابنَ رَسُولِ اللّه صلىاللهعلیهوآله ما لَنا نَـکرَهُ المَوتَ وَ لا نُحِبُّه؟ فَقالَ علیهالسلام : «إنَّکُمْ أَخْرَبْتُمْ آخِرَتَکُمْ وَعَمَّرْتُمْ دُنْیاکُمْ، فَأَنْتُمْ تَکْرِهُونَ النُّقْلَةَ مِنَ الْعُمْرانِ إلى الخَرابِ.»
مردى از امام مجتبى علیهالسلام پرسید: چرا سفر مرگ براى ما ناخوشآیند است و از او استقبال نمىکنیم؟! حضرت فرمود: « شما خانه آخرت را خراب کردهاید و خانه دنیا را آباد، طبیعى است که انتقال از اقامتگاه آباد به جایگاه خراب براى شما ناخوشایند است .»
هرگز نیازمند را دست خالى برنگردانید
۳۴ قیلَ لَهُ: لأىِّ شَىءٍ لا نَراکَ تَرُدُّ سائِلاً وَإنْ کُنْتَ عَلى ناقَةٍ؟ فَقـال علیهالسلام : «إنّى لِلّهِ سـائِلٌ، وَفیهِ راغِبٌ، وَأَنـا أَسْتَحْـیى أنْ أَکُونَ سائِلاً وَأَرُدَّ سائِلاً، وَإِنَاللّهَ عَوَّدَنى عادَةً أَنْ یـُفیضَ نِعَمَهُ عَلَیَّ وَعـَوَّدْتُهُ أَنْ أَفیضَ نِعَمَهُ عَلَى النّاسِ فَأَخْشى إنْ قَطَعْتُ العادَةَ أَنْ یَمْنَعَنى العادَةَ.»
گروهى در محضر امام مجتبى علیهالسلام بودند، از حضرت سؤال کردند: «چگونه است که شما هرگز سائل و نیازمندى را ناامید برنمىگردانید، گرچه سوار بر اشتر، در حالت رفتن باشید؟ «فرمود: من هم به درگاه خداوند محتاج و سائلم و مىخواهم که خداوند مرا محروم نگرداند و شرم دارم که با چنین امیدوارى، سائلان را ناامید کنم، خدایى که نعمتهایش را بر من ارزانى داشته، مىخواهد که من هم به مردم کمک کنم و مىترسم که اگر بخشش خود را از مردم دریغ دارم، خداوند هم به من عنایتش را دریغ دارد و منع نماید.
نیکى را اینگونه پاسخ دهید
۳۵ قالَ أنَسُ بنُ مالِک: حَیَّت جارِیَةٌ لِلحَسَن علیهالسلام بِطاقَةِ رَیحانٍ، فَقالَ علیهالسلام لَها: «أَنْتِ حُرَّةٌ لِوَجْهِاللّهِ!» فَقیلَ لَهُ فىذلِکَ: فقال علیهالسلام: «هکَذا أَدَّبَنا اللّهُ ـ تعالى ـ قالَ: (إِذا حُیِّیتُمْ بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها) وَکانَ أَحْسَنُ مِنْها اِعْتـاقـُها.
انس بن مالک مىگوید: یکى از کنیزان امام مجتبى علیهالسلامدستهگلى را بـه آن حضـرت هـدیه کرد. حضـرت در پاسـخ بـه او فرمود: تو را در راه خدا آزاد نمودم. پس از این پاسخ زیبا، بعضى گفتند: در برابر یک دسته گل آزادى او، یعنى چه؟! حضرت فرمود: خداوند اینگونه ما را تربیت نموده است؛ زیرا فرموده: آنگاه که جهت احترام به شما، هدیهاى دادند و یا تهنیتى فرستادند، شما با وضع بهترى پاسخـگوى تحیّت آنان بـاشید. و سپـس فـرمود: برتر از هدیه او، آزادى و رهاییش بود.
اهـمیت غـذاى روحـى
۳۶ قـالَ الحَسنُ بنُ عَلِىٍ علیهماالسلام : «عَـجِبْتُ لِمَنْ یَتَفَکَّـرُ فى مَـأْکُولِهِ کَیْـفَ لا یَتَفَـکَّـرُ فى مَعْـقُـولِهِ، فَیُجَنِّبُ بَطْنَهُ ما یُؤْذیهِ، وَیُودِعُ صَدْرَهُ ما یُرْدِیهِ.»
امام مجتبى علیهالسلام فرمود: «در شگفتم از کسى که درباره خوراکیهاى خود اندیشه و تأمل مىکند و لیکن درباره نیازمندیهاى فکرى و عقلىاش تأمل نمىکند، پرهیز مىکند از آنچه معدهاش را اذیت مىنماید و سینه و قلب خود را از پستترین چیزها پر مىکند.»
خـانه دنیا سرگرمى است
۳۷ قالَ الامامُ المُجتَبى علیهالسلام : «أَخْرَبْتَ دارَکَ وَعَمَّرْتَ دارَ غَیْرِکَ أَحَبَّکَ مَنْ فِىالأرْضِ وَمَقَّتَکَ مَنْ فِى السَّماءِ.»
مردى خدمت امام مجتبى علیهالسلام رسید و گفت: آقا! خانهاى تازه ساختهام دوست دارم در آن منزل جهت تیمن و تبرک داخل شوید و دعا کنید، امام علیهالسلام به منزل آن شخص داخل شد و نگاهى به اطراف کرد و فرمود: «ویران کردى خانه خویش را و آبادى کردى خانه دیگران را، زمینیها دوستدار تو شدند و عرشیان دشمن تو.»
مراعات سهنکته درجامعه
۳۸ قـالَ المُجتَبى علیهالسلام : «حُسْنُ السُؤالِ نِصْفُ الْعِلْمِ وَمُداراةُ الناسِ نِصْفُ العَقْلِ وَالْقَصْدُ فِى المَعیشَةِ نِصْفُ المَؤُونَةِ.»
امام مجتبى علیهالسلام فرمود: «پرسش صحیح و نیکو، نیمى از دانش است. سازش و مدارا نمودن با مردم نیمى از تدبیر و اندیشه انسانى است. میانهروى و مراعات اقتصاد در زندگى، نیمى از مخارج انسان را مىکاهد.»
جـانشیـنان پـیامبر صلى الله علیه وآله
۳۹ قـالَ المُجتَبى علیهالسلام : «اَئِمَةُ بَعْدَ رَسُولِاللّهِ صلىاللهعلیهوآله اِثْنا عَشَرَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ أَخیالحُسَین، وَمِنهُم مَهْدِیُّ هذِهِ الاُمَّةِ.»
اصبغ بن نباته مىگوید امام مجتبى علیهالسلام فرمود: «امامان و پیشوایان بعد از پیامبر خدا صلىاللهعلیهوآلهدوازده نفر هستند که نُه نفر آنها از فرزندان برادرم حسین مىباشند و از جمله آنها: مهدىِ این امّت است.»
مهدى عج از زبان امام مجتبى علیه السلام
۴۰ قالَ الحَسَنُ بنُ عَلِى علیهماالسلام: «ذلِکَ التاسِعُ مِنْ وُلْدِ أَخىالحُسَیْنِ ابْنُ سَیِّدَةِ الإماءِ، یُطیلُ اللّهُ عُمْرَهُ فى غَیْبَتِهِ، ثُمَّ یُظْهِرُهُ بِقُدْرَتِهِ فى صُورَةِ شابٍّ دُونَ أَرْبَعینَ سَنَةً، وَذلِکَ لِیَعْلَمَ أَنَّ اللّهَ عَلى کُلِّ شَىْءٍ قَدیرٍ.»
امام مجتبى علیهالسلام فرمود: «آن نهمین نفر، از فرزندان برادرم حسین فرزند اشرف کنیزان ـ نرجس ـ است، در دوران غیبتش خداوند طولانى مىکند عمرش را، سپس او را به قدرت خویش به صورت جوانى که کمتر از چهل سال دارد، آشکار خواهد ساخت. تا بدینوسیله خداوند ثابت کند که بر ایجاد همه اشیاء قادر و توانا است.»
برچسب ها :

