انبیاء علیهم السلامقرآن

(وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ)

معنای باطنی آیه وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ

«به مناسبت فرا رسیدن عید سعید قربان گزیده ای از تفسیر سوره صافات آیه 107

همراه با معنای باطنی این آیه به حضورتان تقدیم می گردد»

وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظیمٍ

(آيه 100)- و در اينجا نخستين تقاضايش از خدا كه در آيات فوق منعكس است تقاضاى فرزند صالح بود، فرزندى كه بتواند خط رسالت او را تداوم بخشد، و برنامه‌هاى نيمه تمامش را به پايان برساند، اينجا بود كه عرض كرد: «پروردگارا! به من از صالحان [فرزندان صالح‌] ببخش» (رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ).خداوند نيز اين دعا را مستجاب كرد، و فرزندان صالحى همچون «اسماعيل» و «اسحاق» به او مرحمت فرمود.

(آيه 101)- ابراهيم در قربانگاه! در اينجا سخن از اجابت اين دعاى ابراهيم به ميان آورده، مى‌گويد: «پس ما او [ابراهيم‌] را به نوجوانى بردبار و صبور بشارت داديم» (فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَلِيمٍ).

در واقع سه بشارت در اين جمله جمع شده است؛
بشارت تولد فرزندى پسر،
و بشارت رسيدن او به سنين نوجوانى،
و بشارت به صفت والاى حلم.

(آيه 102)- سر انجام فرزند موعود ابراهيم طبق بشارت الهى متولد شد، و قلب پدر را روشن ساخت، دوران طفوليت را پشت سر گذاشت و به سن نوجوانى رسيد.
در اينجا قرآن مى‌گويد: «پس هنگامى كه با او به مقام سعى و كوشش رسيد» (فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ).
يعنى به مرحله‌اى رسيد كه مى‌توانست در مسائل مختلف زندگى همراه پدر تلاش و كوشش كند و او را يارى دهد.

به هر حال به گفته جمعى از مفسران، فرزندش در آن وقت سيزده ساله بود كه ابراهيم خواب عجيب شگفت انگيزى مى‌بيند كه بيانگر شروع يك آزمايش بزرگ ديگر در مورد اين پيامبر عظيم الشأن است، در خواب مى‌بيند كه از سوى خداوند به او دستور داده شد تا فرزند يگانه‌اش را با دست خود قربانى كند و سر ببرد.

ابراهيم كه بارها از كوره داغ امتحان الهى سرفراز بيرون آمده بود، اين بار نيز بايد دل به دريا بزند و سر بر فرمان حق بگذارد.

ولى بايد قبل از هر چيز فرزند را آماده اين كار كند، رو به سوى او كرد و «گفت:

پسرم! من در خواب ديدم كه تو را ذبح مى‌كنم، نظر تو چيست»؟! (قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى‌ فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى‌).

فرزندش كه نسخه‌اى از وجود پدر ايثارگر بود و درس صبر و استقامت و ايمان را در همين عمر كوتاهش در مكتب او خوانده بود، با آغوش باز و از روى طيب خاطر از اين فرمان الهى استقبال كرد، و با صراحت و قاطعيت «گفت: پدرم هر دستور دارى اجرا كن» (قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ).

و از ناحيه من فكر تو راحت باشد كه «به خواست خدا مرا از صابران خواهى يافت» (سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ).

اين تعبيرات پدر و پسر چقدر پر معنى است؛ از يك سو پدر با صراحت مسأله ذبح را با فرزند سيزده ساله مطرح مى‌كند و براى او شخصيت مستقل و آزادى اراده قائل مى‌شود، از سوى ديگر فرزند هم مى‌خواهد پدر در عزم و تصميمش راسخ باشد.

و به اين ترتيب هم پدر و هم پسر نخستين مرحله اين آزمايش بزرگ را با پيروزى كامل مى‌گذرانند.

(آيه 103)- در اين ميان چه‌ها گذشت؟ قرآن از شرح آن خوددارى كرده، و تنها روى نقاط حساس اين ماجراى عجيب انگشت مى‌گذارد.

بعضى نوشته‌اند: فرزند فداكار براى اين كه پدر را در انجام اين مأموريت كمك كند، گفت: پدرم ريسمان را محكم ببند تا هنگام اجراى فرمان الهى دست و پا نزنم، مى‌ترسم از پاداشم كاسته شود! پدر جان! كارد را تيز كن و با سرعت بر گلويم بگذران تا تحملش بر من (و بر تو) آسانتر باشد! پدرم! قبلا پيراهنم را از تن بيرون كن كه به خون آلوده نشود، چرا كه بيم دارم چون مادرم آن را ببيند عنان صبر از كفش بيرون رود.

آنگاه افزود: سلامم را به مادرم برسان و اگر مانعى نديدى پيراهنم را برايش ببر كه باعث تسلى خاطر و تسكين دردهاى اوست، چرا كه بوى فرزندش را از آن خواهد يافت، و هرگاه دلتنگ شود آن را در آغوش مى‌فشارد و سوز درونش را تخفيف خواهد داد.

لحظه‌هاى حساسى فرارسيد؛ ابراهيم كه مقام تسليم فرزند را ديد او را در آغوش كشيد، و هر دو در اين لحظه به گريه افتادند.

قرآن همين اندازه در عبارتى كوتاه و پر معنى مى‌گويد: «هنگامى كه هر دو تسليم شدند و ابراهيم جبين او را بر خاك نهاد …» (فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ).

ابراهيم صورت فرزند را بر خاك نهاد و با سرعت و قدرت كارد را بر گلوى فرزند گذارد در حالى كه روحش در هيجان فرو رفته بود، اما كارد برنده در گلوى لطيف فرزند كمترين اثرى نگذارد! ….

ابراهيم در حيرت فرو رفت بار ديگر كارد را به حركت درآورد ولى باز كارگر نيفتاد.

آرى! ابراهيم «خليل» مى‌گويد: ببر! اما خداوند «جليل» فرمان مى‌دهد نبر! و كارد تنها گوش بر فرمان او دارد.

(آيه 104)- اينجاست كه قرآن با يك جمله كوتاه و پر معنى به همه انتظارها پايان داده، مى‌گويد: در اين هنگام «او را ندا داديم كه: اى ابراهيم!» (وَ نادَيْناهُ أَنْ يا إِبْراهِيمُ).

(آيه 105)- «آن رؤيا را تحقق بخشيدى» و به مأموريت خود عمل كردى‌ (قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا).

«ما اين گونه نيكوكاران را جزا مى‌دهيم» (إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ).

هم به آنها توفيق پيروزى در امتحان مى‌دهيم، و هم نمى‌گذاريم فرزند دلبندشان از دست برود.

(آيه 106)- سپس مى‌افزايد: «اين مسلما همان امتحان آشكار است» (إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ).

ذبح كردن فرزند با دست خود، آن هم فرزندى برومند و لايق، براى پدرى كه يك عمر در انتظار چنين فرزندى بوده، كار ساده و آسانى نيست.

و از آن عجيب‌تر تسليم مطلق اين نوجوان در برابر اين فرمان بود، كه با آغوش باز و با اطمينان خاطر به لطف پروردگار به استقبال ذبح شتافت.

(آيه 107)- اما براى اين كه برنامه ابراهيم ناتمام نماند، و در پيشگاه خدا قربانى كرده باشد و آرزوى ابراهيم برآورده شود، خداوند قوچى بزرگ فرستاد تا به جاى فرزند قربانى كند و سنتى براى آيندگان در مراسم «حج» و سرزمين «منى» از خود بگذارد، چنانكه قرآن مى‌گويد: «ما ذبح عظيمى را فداى او كرديم» (وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ).

يكى از نشانه‌هاى عظمت اين ذبح آن است كه با گذشت زمان سال به سال وسعت بيشترى يافته، و الآن در هر سال بيش از يك ميليون به ياد آن ذبح عظيم ذبح مى‌كنند و خاطره‌اش را زنده نگه مى‌دارند.

(آيه 108)- نه تنها خداوند پيروزى ابراهيم را در اين امتحان بزرگ در آن روز ستود، بلكه خاطره آن را جاويدان ساخت، چنانكه در اين آيه مى‌گويد: «و نام نيك او را در امتهاى بعد باقى نهاديم» (وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ).

(آيه 109)- «سلام بر ابراهيم» آن بنده مخلص و پاكباز (سَلامٌ عَلى‌ إِبْراهِيمَ).

(آيه 110)- آرى «اين گونه نيكوكاران را پاداش مى‌دهيم» (كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ). پاداشى به عظمت دنيا، پاداشى جاودان در سراسر زمان، پاداشى‌
در خور سلام و درود خداوند بزرگ!

ذبيح اللّه كيست؟

آنچه با ظواهر آيات مختلف قرآن هماهنگ است اين است كه ذبيح «اسماعيل» بوده است.

روايات بسيارى نيز در منابع اسلامى آمده است كه نشان مى‌دهد ذبيح «اسماعيل» بوده است نه اسحاق.

(آيه 111)- ابراهيم بنده مؤمن خدا: اين آيه و دو آيه بعد آخرين آياتى است كه ماجراى ابراهيم و فرزندانش را در اينجا تعقيب و تكميل مى‌كند.

نخست مى‌گويد: «او از بندگان با ايمان ماست» (إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ).

در حقيقت اين جمله دليلى است بر آنچه گذشت و اين واقعيت را بيان مى‌كند كه اگر ابراهيم همه هستى و وجود خويش و حتى فرزند عزيزش را يك جا در طبق اخلاص گذارد و فداى راه معبود خويش كرد به خاطر ايمان عميق و قويش بود.

(آيه 112)- سپس به يكى ديگر از مواهب خدا به ابراهيم سخن مى‌گويد:

مى‌فرمايد: «ما او را به اسحاق- پيامبرى از شايستگان- بشارت داديم» (وَ بَشَّرْناهُ بِإِسْحاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ).

(آيه 113)- و در اين آيه، سخن از بركتى در ميان است كه خدا به ابراهيم و فرزندش اسحاق ارزانى داشت، مى‌فرمايد: «ما به او و اسحاق بركت داديم» (وَ بارَكْنا عَلَيْهِ وَ عَلى‌ إِسْحاقَ).

بركت در همه چيز، در عمر و زندگى، در نسلهاى آينده، در تاريخ و مكتب و در همه چيز.
اما براى اين كه توهّم نشود كه اين بركت در خاندان ابراهيم جنبه نسب و قبيله‌اى دارد بلكه در ارتباط با مذهب و مكتب و ايمان است، در آخر آيه مى‌افزايد: «و از دودمان آن دو، افرادى بودند نيكوكار و افرادى (كه به خاطر عدم ايمان) آشكارا به خود ستم كردند» (وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِما مُحْسِنٌ وَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِينٌ).

و به اين ترتيب آيه فوق به گروهى از يهود و نصارى كه افتخار مى‌كردند ما از
رزندان انبيا هستيم پاسخ مى‌گويد كه پيوند خويشاوندى به تنهائى افتخار نيست، مگر اين كه در سايه پيوند فكرى و مكتبى قرار گيرد. (1)

——————————————————-

روایات حاکی از مقصود باطنی آیه ۱۰۷ صافات‌

مقصود‌ باطنی آیه ذبح عظیم مصداقی خاص را ناظر است. تفسیر باطنی این آیه به امام حسین (ع) ارتباط می‌یاید. این تفسیر باطنی برخاسته از روایتی تفسیری نقل شده از امام‌ رضا‌ (ع) می‌باشد که در برخی کتاب‌های روایی و حدیثی معتبر شیعه مندرج است. از جمله شیخ صدوق در دو کتاب مهم و معتبر خود یعنی «عیون اخبارالرضا(ع)» و «خصال» این روایت را به‌ سند‌ کامل‌ نقل نمودند. متن روایت در‌ کتاب‌ «عیون‌ اخبارالرضا (ع)»

بدین‌شرح است:

«حَدَّثَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُبْدُوسٍ النَّیْسَابُورِیُّ الْعَطَّارُ بِنَیْسَابُورَ فِی شَعْبَانَ سَنَهَ اثْنَتَیْنِ وَ خَمْسِینَ وَ ثَلَاثِمِائَهٍ‌ قَالَ‌ حَدَّثَنَا‌ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بنِ قتَیْبَهَ النَّیْسَابُورِیُّ عَنِ الْفَضْلِ‌ بْنِ‌ شاذَانَ قالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع یَقُولُ‏ لَمَّا أَمَرَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى إِبْرَاهِیمَ ع أَنْ یَذْبَحَ مَکَانَ ابْنِهِ إِسْمَاعِیلَ الْکَبْشَ الَّذِی‌ أَنْزَلَهُ‌ عَلَیْهِ‌ تَمَنَّى إِبْرَاهِیمُ ع أَنْ یَکُونَ یَذْبَحُ ابْنَهُ‏ إِسمَاعِیلَ ع بیَدِهِ وَ أَنَّهُ‌ لَمْ یُؤْمَرْ بذَبْحِ الْکَبشِ مَکَانَهُ لِیَرْجِعَ إِلَى قَلْبِهِ مَا یَرْجِعُ إِلَى قَلْبِ الْوَالِدِ الَّذِی یَذْبَحُ أَعَزَّ وُلْدِهِ بِیَدِهِ‌ فَیَسْتَحِقَّ‌ بِذَلِکَ‌ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ أَهْلِ الثَّوَابِ عَلَى الْمَصَائِبِ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ‌ إِلَیْهِ‌ یَا إِبْرَاهِیمُ مَنْ أَحَبُّ خَلْقِی إِلَیْکَ فَقَالَ یَا رَبِّ ما خلَقْتَ خَلْقاً هُوَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ‌ حَبِیبِکَ‌ مُحَمَّدٍ‌ ص فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ یَا إِبْرَاهِیمُ أَ فَهُوَ أَحَبُّ إِلَیْکَ‌ أَوْ‌ نَفْسُکَ‌ قَالَ بَلْ هُوَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ نَفْسِی قَالَ فَوَلَدُهُ أَحَبُّ إِلَیْکَ أَوْ وَلَدُکَ قَالَ‌ بَلْ‌ وَلَدُهُ‌ قَالَ فَذَبْحُ وَلَدِه ظلْماً عَلَى أَعدَائِهِ أَوجَعُ لِقَلْبِکَ أَوْ ذَبْحُ وَلَدِکَ بِیَدِکَ فِی طَاعَتِی‌ قَالَ‌ یَا رَبِّ بَلْ ذَبْحُهُ عَلَى أَیْدِی أَعْدَائِهِ أَوْجَعُ لِقَلْبِی قَالَ یَا إِبْرَاهِیمُ فإِنَّ‌ طَائِفَهً‌ تَزْعُمُ‌ أَنَّهَا مِنْ أُمَّهِ مُحَمَّدٍ ص سَتَقْتُلُ الْحُسَیْنَ ع ابْنَهُ مِنْ بعْدِهِ ظلْماً وَ عدْوَاناً کَمَا یُذْبَحُ‌ الْکَبْشُ‌ فَیَسْتَوْجِبُونَ‏ بِذَلِکَ سَخَطِی فَجَزِعَ إِبْرَاهِیمُ ع لِذَلِکَ وَ تَوَجَّعَ قَلْبُهُ وَ أَقْبَلَ یَبْکِی فَأَوْحَى‌ اللَّهُ‌ عَزَّ‌ وَ جَلَّ إِلَیْه ‌ ‌یَا إِبرَاهِیمُ قَدْ فَدَیْتُ‏ جَزَعَکَ عَلَى ابْنِکَ إِسْمَاعِیلَ لَوْ ذَبَحْتَهُ بِیَدِکَ بِجَزَعِکَ‌ عَلَى‌ الْحُسَیْنِ ع وَ قَتْلِهِ وَ أَوْجبْتُ لَکَ أَرْفعَ دَرَجاتِ أَهْلِ الثَّوَابِ عَلَى الْمَصَائِبِ‌ فَذَلِکَ‌ قَوْلُ‌ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» (ابن‌بابویه، ۱۳۷۸ق: ج۱: ۲۰۹؛ همو، ۱۳۶۲: ج۱: ۵۹)

(هنگامى‌ که‌ حق‌تعالى‌ حضرت ابراهیم (ع) را امر فرمود که جاى فرزندش اسماعیل برّه که از‌ براى‌ او فرستاده بود قربانى کند ابراهیم (ع) از خداوند آرزو کرد که کاش فرزند خود اسماعیل را‌ به‌دست‌ خود در راه خدا قربانى می‌کردم و کاش مأمور نشده بودم به‌قربانى کردن‌ بره‌ جاى اسماعیل تا این‌که قلب من رجوع‌ کند‌ و قلب‌ پدرى شود که عزیزترین فرزندان خود را‌ به‌دست‌ خود در راه دوست قربانى کند و به این سبب درجه‏ هاى او بلندتر شود‌ از‌ کسانى را که حق‌تعالى به‌ آن‌ها‌ ثواب عطا‌ فرموده‌ به‌جهت‌ نزول مصائب به آن‌ها حق‌تعالى وحى‌ به‌سوى‌ او فرستاد که اى ابراهیم! از مخلوق من کیست دوست‏ تر به‌سوى تو؟ عرض‌ کرد‌ پروردگارا این همه مخلوق را که‌ آفریدى احدى را بیش‌ از‌ حبیب تو محمد مصطفى (ص) دوست‏ تر‌ ندارم‌. حق‌تعالى به او وحى فرستاد که آیا او را بیش‌تر دوست می‌دارى یا‌ خود‌ را؟ عرض کرد بلکه او را‌. فرمود‌ فرزند‌ او را بیش‌تر‌ دوست‌ می‌دارى یا فرزند خودت‌ را؟ عرض‌ کرد بلکه فرزند او را. فرمود قربانى شدن فرزند او بر دست دشمنان او‌ از‌ روى ظلم بیشتر دل تو را‌ به‌ درد مى ‏آورد‌ یا‌ قربانى‌ کردن فرزند خود را‌ بدست خود در اطاعت من؟ عرض کرد بلکه قربانى شدن فرزند او بر دست دشمنان او‌ بیش‌تر‌ دلم را به درد مى‌آورد. فرمود‌: اى‌ ابراهیم‌! طائفه‌ را‌ گمان برسد که‌ از‌ امت محمد (ص) باشند و بکشند فرزند او حسین را بعد از او به جور و ستم مانند آن‌ که‌ بره‌ را‌ ذبح کنند یعنى قتل آن حضرت نزد‌ آن‌ها‌ عظمى‌ ندارد‌ و مستوجب‌ شوند‌ به این سبب سخط و غضب مرا پس فریاد و فغان ابراهیم (ع) بلند شد و دل او به درد آمد و شروع کرد به گریه کردن. پس خطاب از مصدر جلال‌ الهى رسید که اى ابراهیم! جزع و فغان تو را فداى فرزندت اسماعیل قرار دادم مثل آنکه اسماعیل را به دست خودت فدا کرده چون بر حسین (ع) و قتل‏ او گریه کردى‌ و واجب‌ گردانیدم از براى تو بلندترین درجات کسانى را که ثواب دادم به جهت مصائب و این است تفسیر قول حق‌تعالى که می‌فرماید: وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ‏.)
—————————————-
خاطر نشان می‌گردد این‌ تفسیر‌ باطنی علاوه بر منابع مذکور در کتاب‌های روایی و تفسیری همچون: تاویل الآیات الظاهره (حسینی استرآبادی،۱۴۰۹ق: ج۱: ۴۸۶)؛ تفسیر اثنی عشری (شاه عبدالعظیمی، ۱۳۸۴‌ق: ج۱۱‌: ۱۴۵)؛ تفسیر صافی (فیض کاشانی‌، ۱۴۱۵‌ق: ج۴: ۲۷۹) و… نیز این روایت از امام رضا (ع) نقل گردیده است.

همچنین صاحب تفسیر «البرهان» نیز طی نقل روایتی، مقصود از باطن آیه «ذبح عظیم‌» را‌ امام حسین (ع) می‌داند. (بحرانی‌، ۱۴۱۶‌ق: ج۴: ۶۱۹)

علامه مجلسی نیز با ذکر روایتی با سند کامل، تفسیر باطنی آیه را که ناظر به امام حسین (ع) می‌باشد، نقل نموده است. (مجلسی، ۱۳۸۴: ج۱۲: ۱۲۴)

همچنین این معنا‌ از‌ آیه در تفسیر «نورالثقلین» نیز با ذکر سند از کتاب «عیون اخبارالرضا (ع)» نقل گردیده است. (عروسی حویزی، ۱۴۱۵ق: ج۴: ۴۲۹)

صاحب کتاب «عوالم العلوم» نیز این روایت را نقل نموده است‌. (بحرانی‌ اصفهانی، ۱۴۱۳‌ق: ج۱۷: ۱۰۶)

این تأویل و تفسیر باطنی را با توجه به آثار فرازمانی به شکل دیگر می‌توان ترسیم‌ نمود؛ به این معنا که خداوند شهادت حسین بن علی (ع) را‌ به‌ جای‌ ذبح اسماعیل (ع) قرار می‌دهد تا آثار و برکات تاریخی و اجتماعی آن بیشتر شود و اسوه عملی همه نسل‌ها و عصرها ‌‌گردد‌. اگر اسماعیل (ع) آن روز قربانی می‌شد، قطعا وجود مبارک پیامبر اعظم (ص) نیز هم‌زمان‌ در‌ صلب‌ اسماعیل قربانی می‌شد. از این‌روی خداوند تقدیر می‌کند که در آینده، در راه خدا فدیه‌ عظیم‌تر از اسماعیل قربانی شود تا آثار و برکات آن از محدوده شخصی و انفرادی‌ و خانوادگی و از محدوده زمان‌ و مکان‌ بگذرد و فراگیر شود و به نسل‌های آینده و دورتر تاریخ نیز تعمیم یابد؛ ولی اگر حضرت اسماعیل (ع) در آن روز قربانی می‌شد، به یقین آثار آن در حد شهادت امام حسین (ع) نبود و از‌ مکه و محدوده خانوادگی حضرت ابراهیم (ع) فراتر نمی‌رفت. (نقی‌پور، ۱۳۸۰: ۲۳۹)

قیام امام حسین (ع) و قربانی شدن در راه عقیده و جهاد دینی، در حقیقت، تفسیر و شرحی بود بر حرکت رازآمیز و نمادین حضرت ابراهیم‌ (ع) که‌ اسماعیل (ع) را به فرمان حق به قربان‌گاه برد تا آن ذبح عظیم صورت گیرد. در واقعه کربلا، امام حسین (ع) حود مصداق کامل ذبح عظیم و ذبیح اعظم است. (اکبری، ۱۳۸۵: ۲۹‌)

در‌ ترجمه و شرحی که استاد غفاری بر کتاب «عیون اخبارالرضا (ع)» نگاشته اند؛ به شبهه‌ای پیرامون این روایت، این‌گونه پاسخ داده شده است:

لازم به تذکّر است که ممکن است اشکال‌ شود‌: اگر مراد از «ذبح عظیم» قتل حضرت سید الشهداء (ع) باشد، لازم مى‏آید کسى که رتبه‏اش بالاتر و شریف‌تر است جایگزین و فداى پائین‏تر از خود شده باشد و حال آنکه فداء در‌ جایى‌ به‌کار‌ مى‏رود که پایین‏تر، فداء و جایگزین‌ بالاتر‌ شود‌، و آیه شریفه به لفظ ماضى است، یعنى این کار در گذشته اتّفاق افتاد، نه اینکه در آینده (در زمان حضرت حسین‌ بن‌ علىّ‌ علیهما السّلام) این فداء و جایگزینى انجام خواهد شد‌.

در‌ پاسخ مى‏گوئیم: این اشکال نتیجه این توهّم غلط است که خداوند، حضرت سید الشهداء (ع) را فداء و جایگزین حضرت اسماعیل‌ (ع) قرار‌ داد‌، حال آنکه این توهّم خلاف صریح متن روایت است، زیرا‌ در روایت چنین آمده: بعد از آنکه خداوند گوسفند را فرستاد تا جایگزین اسماعیل (ع) گردد، حضرت ابراهیم (ع) آرزو‌ مى‏کرد‌ که‌ اى کاش فرزندش را ذبح مى‏کرد، تا به بالاترین ثواب‌ها نائل‌ مى‏گردید‌، خداوند هم شهادت مظلومانه امام حسین (ع) را به او اطلاع داد و ابراهیم گریه و زارى و بى‏تابى نمود‌، و خداوند‌ نیز‌ وحى فرمود که این جزع و بى‏تابى تو را جایگزین ناراحتى و جزع و فزعت‌ در‌ قتل‌ فرزندت کرده به‌جاى آن قبول نمودم، به عبارت دیگر ذبح عظیم همان گوسفند بوده‌ است‌، کما‌ اینکه در حدیث بعدى به آن تصریح گردیده و این مطالب بعد از ذبح، اتفاق‌ افتاده‌ است.» (غفاری، ۱۳۷۲ش: ۱/۴۲۸).

بررسی سندی روایات

سند روایت مذکور پیرامون تفسیر باطنی‌ آیه‌ ۱۰۷‌ سوره صافات به شرح زیر است:

«حَدَّثَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُبْدُوسٍ النَّیْسَابُورِیُّ‌ الْعَطَّارُ‌ بِنَیْسَابُورَ قَالَ حدَّثَنَا عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ قُتَیْبَهَ النَّیْسَابُورِیُّ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ‌»

با‌ بررسی‌ تک تک رجال سلسله سند می‌توان به ارزیابی سندی روایت پرداخت.

الف) حَدَّثَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ‌ بْنُ‌ مُحَمَّدِ بْنِ عبْدُوسٍ النیْسَابُورِیُّ الْعَطَّارُ بِنَیْسَابُورَ

وی از شاگردان ملازم، سخت‌کوش و ثقه‌ ابن‌قتیبه‌ بوده‌ است. شخ صدوق در سال ۳۵۲ هجری در نیشابور او را ملاقات کرده و به واسطه‌ وی‌، روایات‌ منقول از ابن‌قتیبه را دریافت کرده است. بی‌تردید ترضی فراوان صدوق پس‌ از‌ نام وی حاوی وثاقت و ارجمندی اوست. (ابن‌بابویه، ۱۴۱۳ق: ج۴: ۴۵۷؛ همو، ۱۳۸۵: ج۱: ۸ و ۵۹ و ۱۵۸)

ب) عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ‌ بْنِ‌ قُتَیْبَهَ النَّیْسَابُورِیُّ

کشی و نجاشی از وی با عنوان ثقه یاد نموده‌اند. (کشی‌، ۱۴۰۴‌ق: ص ۹۷۹؛ نجاشی، ۱۴۱۶ق: ص ۶۷۸)

ج) الْفضْلِ بنِ شَاذَانَ‌

تمجیدها‌ و ستایش‌ها‌ پیرامون شخصیت ایشان بسیار است . به عنوان‌ نمونه‌ شیخ طوسی در «فهرست» خود او را فقیه و متکلمی جلیل‌القدر معرفی می‌کند. (طوسی‌، بی‌تا‌: ۱۲۴) و نجاشی در کتاب خود‌ وی‌ را چنین‌ می‌ستاید‌:

«کان‌ ثقه، احد اصحابنا الفقها و المتکلمین و له‌ جلاله‌ فی هذه الطایفه» (نجاشی، ۱۴۱۶ق: ج۱: ۳۰۷)

بنابراین، بررسی سندی روایت حکی از‌ صحت‌ سند روایت است. چرا که از‌ تک تک رجال سلسله‌ سند‌ به نیکی یاد شده است‌.

نتیجه‌:

آیه ۱۰۷ سوره صافات: «وَ فدَیْناهُ بذِبْحٍ عَظیمٍ» علاوه بر تفسیر ظاهری که‌ با‌ توجّه به تفاسیر، قربانی است‌ که‌ از‌ سوی خداوند برای‌ حضرت‌ ابراهیم (ع) فرستاده شد؛ دارای‌ تفسیر‌ باطنی نیز می‌باشند. معنای باطنی «ذبح عظیم» در این آیه، به امام حسین (ع) ناظر‌ است‌. این تفسیر باطنی که برخاسته از‌ روایتی‌ تفسیری از‌ امام‌ رضا‌ (ع) با سندی صحیح می‌باشد‌ با شروط و معیارهایی که برای حجیت تفسیر باطنی ذکر شده سازگار است. زیرا منافاتی با‌ معنای‌ ظاهری آیات ندارد. یعنی می‌توان گفت‌: معنای‌ ظاهری‌ «ذبح‌ عظیم‌» قربانی ظاهری است‌ که‌ از سوی ‌ ‌خدا در قبال قربانی نشدن فرزند ابراهیم (ع) فرستاده شده و معنای باطن آن‌، ناظر به‌ فردی‌ است‌ که از صلب ابراهیم (ع) می‌باشد و «ذبح عظیمی‌» است‌ که‌ از‌ لحاظ‌ عظمت‌ و رتبه بسیار والاتر از فرزند ابراهیم (ع) می‌باشد.(2)


1)- برگزيده تفسير نمونه

2)-س- قلی یی، م- محسن نژاد

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا