علماء

معلم اخلاق

ارادت به شهید آیت الله دستغیب

تصویر شهید محراب ایت الله دستغیب شیرزی رحمه الله علیه

یک نفر از کمونیست‏‌ها می‌گفت:
من از میان شما روحانیون فقط به یک نفر ارادت فوق العاده دارم، آن هم آقای دستغیب شیرازی است!
پرسیدم: چرا؟
گفت: در زندان که بودم شبی روی سکویُ‌‌ مخصوصِ استراحتِ زندان، خوابیده بودم، نیمه‏ های شب ناگهان درِ زندان باز شد، سیدِ پیرِ کوتاه قد و لاغر اندامی را وارد کردند، فهمیدم عمامه بسر دارد و آخوند است، سرم را زیر لحاف کرده و دوباره خوابیدم.
نزدیک طلوع آفتاب بود حس کردم دستی به آرامی مرا نوازش می‏‌دهد، تا چشم باز کردم سیدِ پیرمرد سلام کرد و با زبانی خوش گفت:
آقای عزیز! نزدیک طلوع آفتاب است ممکن است نمازتان قضا شود!
من با تندی و پرخاش گفتم: من یک کمونیستم نماز نمی‏‌خوانم!
آن بزرگوار فرمودند: پس خیلی ببخشید من معذرت می‏‌خواهم که شما را بد خواب کردم مرا عفو کنید!
دوباره خوابیدم. پس از بیدار شدن ایشان مجدداً از من عذر‌خواهی کردند طوری که من از آن تندی و پرخاشی که کرده بودم پشیمان شدم.
عرض کردم: آقا مانعی ندارد حالا چون شما پیرمرد هستید تشریف بیاورید روی سکو بنشینید و من پائین می‏‌نشینم.
ایشان نپذیرفتند و فرمودند: نه شما قبل از من این جا بوده‌اید و حق شما است آن جا بمانید!
خلاصه جای بهتر را قبول نکردند. مدتی که با هم در یک سلول بودیم، من شیفته اخلاق این مرد شدم و ارادت خاصی به ایشان پیدا کردم!


خبرگزاری حوزه، ۹۴/۱۱/۱۸، نقل خاطره از: سید مهدی امام جمارانی.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا