روایات

غدیر

غدیر در کلام معصومین علیهم السلام

 

غدیر در کلام و فرمایشات معصومین علیهم السلام

الإمام الباقر عليه السلام ـ في قَولِهِ تَعالى : 
«يَـأَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَآ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ»: هِيَ الوِلايَةُ .[۲۸]

امام باقر عليه السلام ـ درباره سخن خداى متعال:«اى پيامبر! آنچه را از سوى پروردگارت بر تو نازل شده، برسان و اگر چنين نكنى، رسالتش را نگزارده اى» : آن،ولايت است.

امام علی عليه السلام :
إنَّ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله حَضَرَ الشَّجَرَةَ بِخُمٍّ ، فَخَرَجَ آخِذا بِيَدِ عَلِيٍّ ، فَقالَ : يا أيُّهَا النّاسُ ، أ لَستُم تَشهَدونَ أنَّ اللّهَ رَبُّكُم ؟ ! قالوا : بَلى . قالَ : أ لَستُم تَشهَدونَ أنَّ اللّهَ ورَسولَهُ أولى بِكُم مِن أنفُسِكُم ، وأنَّ اللّهَ ورَسولَهُ مَولاكُم ؟ ! ! قالوا : بَلى . قالَ : مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلِيٌّ مَولاهُ . إنّي قَد تَرَكتُ فيكُم ما إن أخَذتُم لَن تَضِلّوا بَعدي ؛ كِتابَ اللّهِ بِأَيديكُم ، وأهلَ بَيتي (2)

مشكل الآثارـ به نقل از عمر بن على، از پدرش امام على عليه السلام ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله در خم، پيش درخت، حضور يافت و در حالى كه دست على عليه السلام را گرفته بود، بيرون آمد و گفت : «اى مردم! آيا گواهى نمى دهيد كه خداى يكتا، پروردگار شماست؟».
گفتند : چرا.  گفت : «آيا گواهى نمى دهيد كه خدا و پيامبرش به شما از خودتان سزاوارترند و خداوند و پيامبرش مولاى شمايند؟».
گفتند : چرا.  گفت : «هر كه من مولاى اويم، على مولاى اوست. من دو چيز در ميان شما بر جاى نهادم كه اگر آنها را بگيريد، پس از من هيچ گاه گم راه نمى شويد : كتاب خدا ـ كه در دستان شماست ـ و اهل بيتم».

ابن عبّاس:
في قَولِهِ عز و جل: «يَـأَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَآ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِى الْقَوْمَ الْكَـفِرِينَ»  ـ: نَزَلَت في عَلِيٍّ عليه السلام ؛ اُمِرَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أن يُبَلِّغَ فيهِ ، فَأَخَذَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله بِيَدِ عَلِيٍّ عليه السلام ، فَقالَ : مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلِيٌّ مَولاهُ ، اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ ، وعادِ مَن عاداهُ . (3)

چون آيه نازل شد، به سخن ايستاد و پس از حمد و ثناى فراوان خداوند، امير مؤمنان عليه السلام را به رهبرى [ آينده امّت] و قائم مقامى خود منصوب كرد … ، همان گونه كرد كه راويان حديث غدير خم، روايت كرده اند . سپس در آخر ذى حجّه [ به مدينه] بازگشت .
بشارة المصطفى به نقل از ابن عبّاس، درباره سخن خداى عز و جل :  «اى پيامبر! آنچه را از سوى پروردگارت بر تو نازل شده، ابلاغ كن و اگر چنين نكنى، [ حق ]رسالتش را نگزارده اى و خداوند، تو را از [ گزند] مردم حفظ مى كند. خداوند، كافران را هدايت نمى كند»  ـ: درباره على عليه السلام نازل شد. پيامبر خدا فرمان يافت كه آن را ابلاغ كند. پس پيامبر صلى الله عليه و آله دست على عليه السلام را گرفت و گفت : «هر كه من مولاى اويم، على مولاى اوست. خدايا! هر كه او را دوست دارد، دوستش بدار و هر كه دشمنش مى دارد، دشمنش بدار».

ابن عبّاس وجابر بن عبد اللّه:
أمَرَ اللّهُ تَعالى نَبِيَّهُ مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله أن يَنصِبَ عَلِيّا عليه السلام عَلَما لِلنّاسِ ؛ لِيُخبِرَهُم بِوِلايَتِهِ . فَتَخَوَّفَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أن يَقولوا : حامَى ابنَ عَمِّهِ ، وأن يَطغَوا في ذلِكَ عَلَيهِ . فَأَوحَى اللّهُ إلَيهِ :  «يَـأَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَآ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»  ، فَقامَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِوِلايَتِهِ يَومَ غَديرِ خُمٍّ . (4)

تفسير العيّاشى به نقل از ابن عبّاس و جابر بن عبد اللّه ـ: خداى متعال، پيامبرش محمّد صلى الله عليه و آله را فرمان داد كه على عليه السلام را پيش چشم مردم، [ بر سر دست] بلند كند تا از ولايتش آگاهشان سازد. پيامبر خدا بيم آن داشت كه مردم بگويند او از پسر عمويش حمايت كرده است و در اين ماجرا بر او طغيان كنند. خداوند به او وحى كرد :  «اى پيامبر! آنچه را از سوى پروردگارت بر تو نازل شده، برسان و اگر چنين نكنى، [ حق ]رسالتش را نگزارده اى و خداوند، تو را از [ گزند ]مردم حفظ مى كند»  . پس، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در روز غدير خم به عزم [ ابلاغ ]ولايت او برخاست.

تفسير فخر رازی:
في ذَيلِ قَولِهِ تَعالى : «يَـأَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ …»  ـ: ذَكَرَ المُفَسِّرونَ في سَبَبِ نُزولِ الآيَةِ وُجوها : … العاشِرُ : نَزَلَتِ الآيَةُ في فَضلِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام ، ولَمّا نَزَلَت هذِهِ الآيَةُ أخَذَ [ صلى الله عليه و آله ] بِيَدِهِ وقالَ : مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلِيٌّ مَولاهُ ، اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ ، وعادِ مَن عاداهُ . فَلَقِيَهُ عُمَرُ فَقالَ : هَنيئا لَكَ يَا بنَ أبي طالِبٍ ؛ أصبَحتَ مَولايَ ومَولى كُلِّ مُؤمِنٍ ومُؤمِنَةٍ . وهُوَ قَولُ ابنِ عَبّاسٍ ، وَالبَراءِ بنِ عازبٍ ، ومَحَمَّدِ بنِ عَلِيٍّ . (5)

تفسير الفخر الرازىـ در ذيل گفته خداى متعال :  «اى پيامبر! ابلاغ كن…»  ـ: مفسّران در شأن نزول آيه وجوهى را ذكر كرده اند : … وجه دهم : آيه در فضل على بن ابى طالب عليه السلام نازل شد و چون اين آيه نازل شد، پيامبر صلى الله عليه و آله دست او را گرفت و گفت : «هر كه من مولاى اويم، على مولاى اوست. خدايا! هر كه دوستش مى دارد، دوست بدار و هر كه دشمنش مى دارد، دشمن بدار».
عمر، او را ديد و گفت : «اى پسر ابو طالب! مباركت باد! تو مولاى من و مولاى هر مرد و زن با ايمان شدى».
اين وجه، نظر ابن عبّاس و بَراء بن عازب و محمّد بن على [ امام باقر عليه السلام ] است.

 

امام باقر عليه السلام:
لَمّا نَزَلَ جَبرَئيلُ عليه السلام عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في حِجَّةِ الوَداعِ بِإِعلانِ أمرِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام :  «يَـأَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَآ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ»  إلى آخِرِ الآيَةِ ـ قالَ : ـ فَمَكَثَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله ثَلاثا حَتّى أتَى الجُحفَةَ ، فَلَم يَأخُذ بِيَدِهِ ؛ فَرَقا(6)مِنَ النّاسِ.
فَلَمّا نَزَلَ الجُحفَةَ يَومَ الغَديرِ في مَكانٍ يُقالُ لَهُ : مَهيَعَةُ ، فنادى(7): الصَّلاةَ جامِعَةً ، فَاجتَمَعَ النّاسُ . فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : مَن أولى بِكُم مِن أنفُسِكُم ؟ قالَ : فَجَهَروا فَقالوا : اللّهُ ورَسولُهُ . ثُمَّ قالَ لَهُمُ الثّانِيَةَ ، فَقالوا : اللّهُ ورَسولُهُ . ثُمَّ قالَ لَهُمُ الثّالِثَةَ ، فَقالوا : اللّهُ ورَسولُهُ .فَأَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ عليه السلام ، فَقالَ : مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلِيٍّ مَولاهُ ، اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ ، وعادِ مَن عاداهُ ، وَانصُر مَن نَصَرَهُ ، وَاخذُل مَن خَذَلَهُ ؛ فَإِنَّهُ مِنّي ، وأنَا مِنهُ ، وهُوَ مِنّي بِمَنزِلَةِ هارونَ مِن موسى ، إلّا أنَّهُ لا نَبِيَّ بَعدي . (8)

امام باقر عليه السلام :چون جبرئيل عليه السلام در حَجّة الوداع براى علنى ساختن امر (ولايت) على بن ابى طالب عليه السلام آيه :  «اى پيامبر! آنچه را از سوى پروردگارت بر تو نازل شده، برسان»  (تا آخر آن) را براى پيامبر صلى الله عليه و آله آورد، پيامبر صلى الله عليه و آله سه روز درنگ كرد تا به جُحفه رسيد ؛ امّا از بيم مردم، دست او را نگرفت [ و اعلان نكرد].
چون [ پيامبر صلى الله عليه و آله ] روز غدير در جحفه و در جايى به نام «مَهْيَعه» پياده شد، ندا داد : «نماز همگانى!» و مردم گرد آمدند. پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : «چه كسى به شما از خودتان سزاوارتر است؟».
مردم با صداى بلند گفتند : خدا و پيامبرش.
سپس بار دوم پرسيد. گفتند : خدا و پيامبرش.
سپس بار سوم گفت. گفتند : خدا و پيامبرش. پس دست على عليه السلام را گرفت و گفت : «هر كه من مولاى اويم، على مولاى اوست خدايا! دوستدار او را دوست بدار و دشمنش را دشمن شمار و يارى دهنده اش را يار باش و واگذارنده اش را واگذار . او از من است و من از اويم و او براى من به منزله ، هارون براى موسى عليه السلام است ، جز اين كه پيامبرى پس از من نيست».


1)-مختصر بصائر الدرجات : ص ۶۴ ، بصائر الدرجات : ص ۵۱۶ ح ۴۰ كلاهما عن الفضيل بن يسار .
2)-مشكل الآثار : ج ۲ ص ۳۰۷ ، السنّة لابن أبي عاصم : ص ۵۹۱ ح ۱۳۶۱ وفيه إلى «فعليّ مولاه » ، تاريخ دمشق : ج ۴۲ ص ۲۱۳ ح ۸۶۹۳ نحوه ، كنز العمّال : ج ۱۳ ص ۱۴۰ ح ۳۶۴۴۱ .
3)بشارة المصطفى : ص ۲۴۳ ، الأمالي للشجري : ج ۱ ص ۱۴۵ ، المناقب لابن شهر آشوب : ج ۳ ص ۲۱ ؛ شواهد التنزيل : ج ۱ ص ۲۵۱ ح ۲۴۵ .
4)-تفسير العيّاشي : ج ۱ ص ۳۳۱ ح ۱۵۲ .
5)-تفسير الفخر الرازي : ج ۱۲ ص ۵۲ .
6)-الفَرَق : الخوف والفزع (النهاية : ج ۳ ص ۴۳۸ «فرق») .
7)-كذا ، والظاهر أنّها «نادى» .
8)-تفسير العيّاشي : ج ۱ ص ۳۳۲ ح ۱۵۳ عن سدير ، بحار الأنوار : ج ۳۷ ص ۱۳۹ ح ۳۲ .

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا