ستارگان شهرعلماء

آيت اللّه حاج شيخ رحيم رحيمى

گذرى كوتاه بر زندگى حضرت آيت اللّه حاج شيخ رحيم رحيمى (امام جمعه)رحمه اللّه

گذرى كوتاه بر زندگى حضرت آيت اللّه حاج شيخ رحيم رحيمى رحمه اللّه و حشره مع أوليائه المعصومين‏

ايشان در سال 1304 هجرى شمسى در يكي از توابع شهرستان ميانه واقع در استان آذربايجان شرقى پا به عرصه وجود گذاشت، پدر ايشان شخصي مؤمن و باتقوا بود و از تجّار آن ديار به شمار مى آمد.
دروس مكتب و مقدمات حوزوى را در زادگاهش گذراند و سپس براى تحصيل سطوح عاليه در حدود سال 1325 هجرى شمسى به شهر مقدس قم عزيمت نمود و نزد أساتيد بزرگى همچون حضرت آيت الله العظمى بروجردى، حضرت امام خمينى، حضرت آيت الله العظمى أراكى، حضرت آيت الله العظمى گلپايگانى، حضرت آيت الله العظمى مرعشى و علاّمه طباطبائى و بزرگان ديگر (رحمة اللّه عليهم اجمعين) بهره جسته و به تدريس كُتب فقهى و أصولى و كلامى پرداخت، تا آنكه به حسب مقدّرات الهى در سال 1350 هجرى شمسى كه جهت تبليغ به شهر زرقان از توابع شيراز رفته بود؛ با درخواست أهالى آنجا در همان شهر رحل اقامت افكند و عمر شريف خود را وقف إعتلاى دين و هدايت مردم آن ديار نمود و پس از پيروزى انقلاب اسلامى از طرف امام خميني رحمه اللّه به امامت جمعه ى همان شهر منصوب شد و تا چند سال قبل از رحلت در اين سنگر مقدس به اسلام و انقلاب خدمت نمود و آثار ارزشمندى از خود در آن شهر بجا گذاشت و نهايتاً پس از عمرى مجاهده و تلاش و تحمّل رنجها، دردها، غمها و مصيبتها در آذرماه 1382 هجرى شمسى در شهر مقدس قم در سن 78 سالگي دعوت معبود خويش را لبيك گفت و به ديار فضل و باقي شتافت رحمه اللّه تعالى و جعل الجنّة مأواه.

بعضي از خصوصيات حضرت آيت الله رحيمى رحمه اللّه
1. ايشان از لحاظ علمى در حدّ والائى قرار داشته و نزد آيات عظيم المنزلة تلمُّذ نموده و بهره ها جسته و به درجات عالي علمي دست يافت. از اين لحاظ مصداق اين روايت امام صادق عليه السلام است كه فرمود: إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَيْراً فَقَّهَهُ فِي الدِّينِ؛ هرگاه خداى متعال خير بنده اى را إراده فرمايد او را در دين فقيه مى سازد. و در روايتى ديگر از آن حضرت كه مى فرمايد: إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاء؛ همانا عالمان وارثان پيامبرانند.
2. هجرت ايشان؛ مصداق اين آيه ى شريفه كه مى فرمايد: «وَ الَّذينَ هاجَرُوا في سَبيلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ ماتُوا لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقاً حَسَناً وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقينَ».
3. پدر بودنِ يك شهيد؛ مصداق روايتى از امام صادق عليه السلام كه مى فرمايد: ولََدٌ واحِدٌ يقَدِّمُهُ الرَّجُلُ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِينَ وَلَداً يَبْقَوْنَ بَعْدَهُ يُدْرِكُونَ الْقَائِمَ؛ اگر پدري يك فرزند خود را تقديم اسلام كند تا شهيد شود برتر از هفتاد فرزند است كه بعد از او بمانند و حضرت مهدى عليه السلام را درك كنند.
و همچنين پدر بودنِ يك مقتول؛ مصداق روايتى از امام صادق عليه السلام كه مى فرمايد: ثَوَابُ الْمُؤْمِنِ مِنْ وَلَدِهِ إِذَا مَاتَ الْجَنَّةُ صَبَرَ أَوْ لَمْ يَصْبِرْ؛ ثواب مؤمن از فرزندش هنگامي كه بميرد؛ بهشت است چه بر اين مصيبت صبر كند يا صبر نكند.
4. تحمّل تقريباً شصت سال زندگي در غربت (در دو شهر قم و زرقان) و وفات در غربت؛ مصداق روايتى از امام صادق عليه السلام كه مى فرمايد: مَوْتُ الْغَرِيبِ شَهَادَةٌ؛ موت انسان غريب شهادت است.
5. صبر ايشان؛ مصداق آيه ى شريفه ى: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون».
و حديثى از پيامبر أكرم صلى الله عليه و آله كه فرمود: الصَّبْرُ ثَلَاثَةٌ صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِيَةِ؛ صبر بر سه گونه است: صبر هنگام مصيبت، صبر هنگام طاعت و صبر در برابر معصيت. كه ايشان هر سه نوع را در خود جمع نموده بود.
6. قناعت ايشان؛ مصداق روايتى از أمير المؤمنين عليه السلام كه فرمود: الْقَنَاعَةُ عَلَامَةُ الْأَتْقِيَاءِ؛ قناعت علامت پرهيزكاران است.
و مصداق روايتى از امام صادق عليه السلام كه فرمود: إِذَا أَحَبَّ اللَّهُ عَبْداً أَلْهَمَهُ الطَّاعَةَ وَ أَلْزَمَهُ الْقَنَاعَةَ وَ فَقَّهَهُ فِي الدِّينِ وَ قَوَّاهُ بِالْيَقِينِ؛ هرگاه خداوند متعال بنده اى را دوست بدارد به او طاعت خود را الهام فرمايد و او را ملزم به قناعت گرداند و در دين فقيه سازد و به يقين قوى گرداند.
7. تواضع ايشان؛ مصداق روايتى از أمير المؤمنين عليه السلام كه فرمود: التَّوَاضُعُ ثَمَرَةُ الْعِلْمِ؛ تواضع ثمره ى علم است.
8. گذشت و شاكر بودن ايشان به درگاه الهي، مصداق روايتى از أمير المؤمنين عليه السلام كه فرمود: خَيْرُ النَّاسِ مَنْ إِذَا أُعْطِيَ شَكَرَ وَ إِذَا ابْتُلِيَ صَبَرَ وَ إِذَا ظُلِمَ غَفَرَ؛ بهترين مردم كسى است كه هنگامى كه به او عطا شود شكر كند و هنگامى كه به بلا و مرض و مصيبتى گرفتار آيد صبر نمايد و هنگامى كه به او ظلم شود ببخشد.

9. طول عمر با بركت ايشان در طاعت؛ مصداق اين حديث از پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه و آله: لَمَّا سُئِلَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَنِ السَّعَادَةِ فَقَالَ: طُولُ الْعُمُرِ فِي طَاعَةِ اللَّهِ؛ هنگامي كه از پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه و آله درباره ى سعادت سؤال شد حضرت فرمود: و آن طول عمر در اطاعت خداوند متعال است.
10. ابتلاي به مرض در سالهاي پايان عمر؛ مصداق روايتى از امام باقر عليه السلام كه فرمود: سَهَرُ لَيْلَةٍ مِنْ مَرَضٍ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ؛ نخوابيدن يك شب از مرض برتر است از يك سال عبادت.
و روايتى از امام صادق عليه السلام كه فرمود: إِنَّ فِي الْجَنَّةِ مَنْزِلَةً لَا يَبْلُغُهَا عَبْدٌ إِلَّا بِالِابْتِلَاءِ فِي جَسَدِهِ؛ همانا در بهشت منزلت و جايگاهى است كه هيچ بنده اى به آن نمى رسد مگر با مبتلا شدن به بيمارى.
11. چشم پوشي و دوري از دنيا و ما فيها، ايشان حتي از املاكي كه از أبوى بزرگوارشان به ارث رسيده بود چشم پوشى نمود كه مصداق اين سخن أمير المؤمنين عليه السلام است كه فرمود: إِذَا أَحَبَّ اللَّهُ سُبْحَانَهُ عَبْداً بَغَّضَ إِلَيْهِ الْمَالَ وَ قَصَّرَ مِنْهُ الْآمَالَ؛ هرگاه خداوند متعال بنده اى را دوست بدارد؛ مال را نزد او مبغوض و آرزوها را از او مى كاهد.
12. ايشان هميشه به ياد فقرا بود و آنها را به هر طريق ممكن كمك و يارى مى نمود و به سادات، بسيار احترام مى گذاشت كه از اين روى مصداق اين حديث نبوى صلّى اللّه عليه و آله بود كه فرمود: مَنْ أَكْرَمَ أَوْلَادِي فَقَدْ أَكْرَمَنِي؛ كسي كه أولاد مرا إكرام كند مرا إكرام كرده است.
13. ايشان هميشه مشغول مطالعه بوده و هيچ عملى جز عبادت و گره گشائي از مشكلات مردم را بر مطالعه و تحقيق ترجيح نمى داد و براي كتاب ارزش ويژه اى قائل بود.
14. ايشان در ظاهر صورتى متبسم داشت أمّا در باطن غمگين و گريان بود، در ظاهر با خلق و در باطن با حق بود، سكوتش فكر و نگاهش عبرت بود؛ مصداق اين فرمايش أمير المؤمنين عليه السلام به شمار مى آمد كه فرمود: الْمُؤْمِنُ بِشْرُهُ فِي وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فِي قَلْبِهِ أَوْسَعُ شَيْ‏ءٍ صَدْراً وَ أَذَلُّ شَيْ‏ءٍ نَفْساً يَكْرَهُ الرِّفْعَةَ وَ يَشْنَأُ السُّمْعَةَ طَوِيلٌ غَمُّهُ بَعِيدٌ هَمُّهُ كَثِيرٌ صَمْتُهُ؛ مؤمن كسي است كه گشاده‏روئى اش در صورتش و اندوهش در سينه ى اوست، سينه اش از همه چيز فراختر و نفْس او از هر چيزي خوارتر است، برتري جوئى را زشت و رياكارى را دشمن مى دارد، اندوه او طولاني و همت او بلند، سكوتش بسيار است.

مرحوم حاج آقا رحیمی و فرزندان آن بزرگوار: شهید محمود رحیمی و حمید رحیمی

خوشا به حال آنكه همچون اينان بامداد كه برخيزد عبادت حرفه ى او و آخرت همّت او و مرگ انديشه ى او و توبه عزم او و قبول توبه و رحمت الهى اميد او باشد. خوشا به حال آنكه تقواى الهى را پيش گيرد و از خدا بترسد كه فرموده اند: هركه از چيزى بترسد از وى گريزد و هركه از خدا بترسد در وى گريزد طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ.


ارسال شده توسط :جناب آقای حسن بن رحيم رحيمى

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا